در فیلم دوم هم با روایتی دارای ساختار مواجه نبودیم
در سینمای کرهی جنوبی خیلی کم پیش میآید که روایتی به فیلم دوم برسد. در این بین آثاری که توسط مخاطب پذیرفته میشوند و استودیوها به بازگشت سرمایهی صدردرصدی آنها اطمینان دارند و در نهایت آثاری که قرار است کمی بیش از دیکر آثار ماندگار شوند تبدیل به یک سری فیلم میشوند. در مورد فیلم «کاندیدای صادق» هیچکدام از این گزارهها صدق نمیکند. این کمدی در سری اول خود نشان داد که سعی دارد با عاریه گرفتن بخشی از درونمایهی فیلم کمدی-کالت «دروغگو دروغگو» برای ساعتی مخاطب را سرگرم کند. اما همانطور که در فیلم اول اشاره شد، این کمدی فقط شمههایی از یک اثر را داشت و نمیتوانست آنطور که باید و شاید مخاطب سینمای کمدی را با خود همراه کند.
این فیلم در بخش اول خود هم مدیون حضور بازیگرانی بود که میتوانستند موقعیتهای کمدی را خودشان خلق کنند و بهنوعی بالاتر از استاندارد این روایت ضعیف عمل کنند. این اثر یکی از آن دست فیلمهایی است که روایت کارگردان کاملاً ضعیف است و گروه بازیگری همهی فیلم را در دست گرفتهاند. «چانگ یو-چئونگ» در سری اول این روایت قصد داشت یک زن ۳۲ ساله را درگیر نفرین مادربزرگاش کند. او پس از این نفرین دیگر نمیتوانست دروغ بگوید و بههمین سبب تمام زندگیای که با وعدههای دروغ او بنا نهاده شده بود بهیکباره زیر و رو شد. در هر حال کارگردان آنقدر برشهای بیجا و ضربآهنگی در حد و اندازهی روایتهای ناقص بالیوودی داشت که مخاطب فقط انتظار میکشید کاراکترها پشت میز یا روی صندلی برای چند ثانیه آرام بگیرند. اولین روایت از این فیلم کاملاً پتانسیل تبدیل شدن به یک کمدی کالت را داشت و با چنین گروه بازیگری خوبی بهراحتی میتوانست به این مهم دست پیدا کند. اما توانایی کارگردان آنقدر نبوده که بتواند استخوانبندی روایتاش را محکم کند.
فیلم «کاندیدای صادق» هر چه دارد از یک گروه بازیگری کاملاً خوب و حرفهای است. از «را می-ران» و «کیم مو-یئول» تا «پارک جین-جو» و «یون کیونگ-هو» هر کدام سعی دارند در این بلبشوی روایت نقش خود را به بهترین شکل ممکن ایفا کنند. به موقعیتهای کمدیای که بین این چهار کاراکتر ایجاد میشود دقت کنید. کارگردان هیچ تعریفی از آن سکانسها و حتی نقاط عطف و پردههای روایی ندارد، اما بازیگران در همین سکانسهای شرحهشرحه کمدیای مفرح را به مخاطب ارائه میدهند. این فیلم کارگردان ندارد و هر چه هم دارد از گروه بازیگریاش است.
کمدیهای کرهای اگر دارای روایتی ساختارمند باشند بهراحتی میتوانند با مخاطب سینمای کمدی ارتباط برقرار کنند. اما این ارتباط نیاز به یک کاتالیزور ساده دارد و آن هم کارگردانی است که بتواند ارتباط بین مخاطب، روایت و درونمایه را برقرار کند. در این بین آثاری را در نظر بگیرید که بازیگران خوبی ندارند. نقطهقوت اثر آقای چانگ فقطوفقط بازیگران آن است و بدون آنها چیزی بهعنوان ارزش افزوده به سینما وجود ندارد. امیدواریم کاندیدای صادق در همین فیلم دوم به پایان برسد و اگر قرار است ادامهای برای آن وجود داشته باشد، حداقل توسط کارگردان دیگری ارائه شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.