زمزمههای کریسمس با روایتی آشفته از «تنها در خانه»
«دن میزر» را بیشتر بهسبب همکاری او با «ساشا بارون کوهن» در نوشتن و خلق کاراکترهایی غیرمتعارف چون «برات»، «برونو» و «علی جِی» میشناسیم. اینکه چنین نویسنده و کارگردانی بخواهد یک اثر ملو و خانوادگی آن هم از جنس کمدیهای کریسمسی بهسبک «تنها در خانه» بسازد مورد عجیبی است که در این فیلم شاهد آن هستیم. باتوجه به پیشینهی کارگردان و همچنین پلاتی که با او و نگاهاش به دنیای کمدی و طنز فرسنگها فاصله دارد باید این اثر را یک شترگاوپلنگ خانوادگی در نظر گرفت.
درونمایه همان است که در سری فیلمهای کریسمسی «تنها در خانه» شاهد بودیم؛ یک پسربچه در شب کریسمس و بهطور تصادفی در خانه تنها میماند و باید از خود در برابر چند مزاحم دفاع کند. میزر با پاک کردن ضدضهرمانهای این کمدی کودکانه فیلم خود را بیشتر در سراشیبی سقوط قرار داده است. شخصیتهای مقابل کاراکتر کودک داستان طرف بد نیستند و اتفاقاً نقش پررنگتری در روایت فیلم دارند. اما کار ما در اینجا با خوب و بد بودن این کاراکترها نیست و میخواهیم به درونمایهی طنز اثر بپردازیم. اگر از مخاطبان سری فیلمهای «تنها در خانه» بوده باشید که بهطور حتم حداقل یک فیلم از آن مجموعه را مشاهده کردهاید، میدانید که با یک کمدی موقعیت مواجه هستید. در این نوع کمدیها بیشتر اکت و در مخمصه افتادن کاراکترهاست که باعث جذابیت و نقش بستن خنده روی چهرهی مخاطب میشود. باید گفت که میزر در چینش این اتفاقات هم بد عمل کرده و مخاطب آشنا با این درونمایه را ناامید میکند.
کارگردان در فیلمی با چنین درونمایهای اولین کاری که باید بکند افتتاحیهای است که مخاطب بهسرعت با کودک قهرمان داستان ارتباط برقرار کند و او را بپذیرد. اما میزر عکس این نکته عمل کرده است. او بهظاهر قصد دارد که این کودک را همان چهرهی معصوم و دوستداشتی فیلمهای گذشته نشان ندهد و در عوض مخاطب را با یک روایت وارونه مواجه کند. اما باید گفت نه شخصیتپردازی مناسبی برای رسیدن به این هدف انتخاب کرده و نه بازیگراناش از عهدهی چنین کاراکترهایی برآمدهاند. میزر پیش از ساخت این اثر باید به این نکته پی میبرد که دنیای کمدیهای نامتعارف او حتی در حد یک خط دیالوگ هم نمیتوانند به چنین اثری رسوخ کنند. او در همین تعلیق ذهنی گرفتار مانده و حتی نمیتواند به نمونههای موفق چنین درونمایهای نزدیک هم نمیشود.
تنها در خانهی میزر اثری ضعیف بهحساب میاید که توانایی نزدیک شدن به کلیشهی خود را هم ندارد. آنچ که در این اثر بیش از هر چیزی مخاطب را آزار میدهد غلوشدگی در بازی بازیگران است. گویا بازیگران قبل از اکت خود درون قاب در حال مرور دیالوگها هستند و همین باعث میشوتد پیش از شروع اکت با چهره و بدن خود نماهای بعدی را لو دهند. شاید بهتر آن است که میزر به دنیای کمدیهای نامتعارف خود بازگردد و با برعهدهگرفتن تولید چنین آثار کودکانهای خود را معذب نکند.