پوستر فیلم هیتمن ۲

کمدی و اکشن خوب در فضای بی‌داستان

هیتمن ۲
Hitman 2
محصول ۲۰۲۵ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«وون سوب چویی» در فیلم اول خود با نام «هیتمن: مأمور جون» نشان داد که کمدی کره‌ای را به‌خوبی درک می‌کند و می‌تواند از طریق موقعیت‌های مختلف در روایت خود به این مهم دست پیدا کند. اما فیلم اول او داستان شلخته‌ای داشت و قرار نبود مخاطب را درگیر داستانی کند که آمیخته‌ی هنر یک طراح مانهوا و یک هیتمن است. حال او به‌سبب همان موقعیت‌های اکشن و کمدی روایت اول به ایستگاه دوم این داستان رسیده است.

«کیم سو-هیوک» دیگر یک طراح مانهوای کره‌ای معروف شده است و نام‌اش ورد زبان‌هاست. او در فیلم اول از یک مأمور مخفی و هیتمن سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی به علاقه‌ی اصلی خود در حوزه‌ی کمیک‌بوک وارد شد و سعی کرد در کنار خانواده زندگی‌ای به‌دور از هر تنشی را دنبال کند. داستان فیلم دوم او را در دورانی به‌تصویر می‌کشد که دچار انسداد ذهنی و خلاقیت برای خلق داستان‌های جدید حول کاراکتر مأمور جون شده است. در کنار این با بحران‌هایی در زندگی خانوادگی و توطئه‌های پنهان اطراف این کاراکتر مواجه هستیم که تلفیق این‌ها قرار است بدنه‌ی روایت را تشکیل دهد.

آنچه در فیلم دوم هم شاهد هستیم گم شدن داستان است. کارگردان به‌راحتی داستان و کاراکترهای فرعی و حتی اصلی را فدای موقعیت‌های کمدی و اکشن می‌کند. آقای چوی در فیلم دوم هم دچار فقر روایت است و همه‌چیز را بر دوش هیجان و کمدی قرار داده است. آنچه این اثر را تبدیل به فیلمی کاملاً متوسط می‌کند جان نگرفتن شرورهای داستان است. در چنین روایت‌هایی که در سینمای تجاری تصویر می‌‌شوند شرور داستان به‌همان اندازه‌ی قهرمان اصلی اهمیت دارد؛‌ چون این شرور است که باعث تعالی قهرمان داستان می‌شود. اما در این داستان کارگردان سعی دارد روایتی کاملاً فشرده هر خرده‌روایتی را به داستان الصاق کند تا روایت بلند شود. اما در این خرده‌روایت‌ها به‌وضوح شاهد کم‌مایگی کاراکترهایی هستیم که بخشی از هویت قهرمان داستان را شکل می‌دهند.

روایت آقای چوی با همه‌ی مشکلاتی که همه‌اشان به آشفتگی در داستان‌گویی باز می‌گردند می‌تواند مخاطب را در موقعیت‌های اکشن و کمدی دچار هیجان و خنده کند. به‌نوعی کمدی کره‌ای در این اثر بیش از هر بعدی در فیلم خودنمایی می‌کند و تقابل کاراکترها در موقعیت‌های مختلف مخاطب را بی‌اختیار وادار به خنده می‌کنند. شاید در توصیف این اثر باید گفت که آقای چوی اگر یک اثر صرفاً کمدی را روی پرده برده بود، اکنون با یکی از کمدی‌های جریان اصلی و قابل اعتنای کره‌ای مواجه بودیم. در چنین کمدی‌هایی برخی حماقت‌های لحظه‌ای از سوی کاراکترها باعث می‌شود داستان به‌یک‌باره مخاطب را درون خود جذب کند. اما متأسفانه این موقعیت‌ها درون برهوت داستانی آقای چوی حکم سرابی را دارند که مخاطب را تشنه به این‌سو و آن‌سو می‌کشانند. شاید پس از این اثر است که انتظار می‌رود آقای چوی در فیلم بعدی خود یک درام-کمدی ساده را در برابر مخاطب قرار دهد؛ چرا که رویکرد او به اکشن‌های تجاری تبدیل به این بی‌داستانی شده است. باید دید او برای اثر بعدی خود چه مسیری را در پیش می‌گیرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟