پوستر فیلم هیلما

اثری که باید در باب انتزاع می‌بود، اما نبود

هیلما
Hilma
محصول ۲۰۲۲ – سوئد
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«هیلما آف کلینت» یکی از اولین هنرمندان انتزاعی در قرن بیستم بود. او نیز مانند بسیاری دیگر که به‌یک‌باره مکاتب هنری قبلی را رها کرده و سعی کردند نادیدنی‌ها را روی بوم نقاشی تصویر کنند، در زمان حیات کمترین توجه را از سوی منتقدین و خانواده به‌سوی خود جلب کرد. هیلما پس از مرگ خواهر کوچک خود گویی دنیا را به گونه‌ای دیگر می‌نگرد و همین باعث می‌شود به گروهی از زنان بپیوندد که تئوسوفی یا همان یزادن‌خرد هستند. از طریق همین گروه و عرفانی که در معرض آن قرار می‌گیرد، هیلما دست به خلق آثاری انتزاعی می‌کند. آقای «لاسه هالستروم» در جدیدترین اثر سینمایی خود قرار است بیوگرافی زندگی این هنرمند شناخته‌شده‌ی سوئدی را با همکاری دختر و همسرش روی پرده ببرد.

هالستروم در این اثر نشان می‌دهد که قادر نیست حتی به‌اندازه‌ی یک قاب وارد دنیای انتزاعی این هنرمند شود. برای درک بهتر از هنر انتزاعی باید این را گفت که هنرمند انتزاعی نادیدنی‌ها را طبق شهود خود به‌تصویر می‌کشد. بسیاری با تماشای آثار انتزاعی به این فکر می‌کنند که این خطوط ساده یا درهم‌آمیختگی رنگ‌ها ساده‌ترین اتفاق هستند و نمی‌توان آن‌ها را با آثار رئالیستی، اکسپرسیونیستی و هر مکتب دیگر تا قبل از قرن بیستم مقایسه کرد. اما باید چنین گفت که همه‌ی هنرمندان انتزاعی ابتدا از درون دالان‌های رئالیسم رد شده‌اند و سپس به آن کشف‌و‌شهود ذهنی رسیده‌اند و توانسته‌اند کابوس، جنگ، روح، احساس و هر چه را که ذهن‌امان حس می‌کند اما چشمان‌امان نمی‌بینند به تصویر بکشند. هیلما در اثر آقای هالستروم شکل نمی‌گیرد و قادر نیست هنرمندی را در برابر ما قرار دهد که در اوج مردسالاری اروپای غربی راه خود را پیش گرفت.

این فیلم بیشتر یک ملودرام است تا زندگی‌نامه‌ی یک هنرمند انتزاعی و همین سبب می‌شود که شخصیت، روحیات و در نهایت هنر هیلما در آن محو شوند. هالستروم در این فیلم نشان می‌دهد که قادر به برقراری ارتباط با دنیای هنری این هنرمند نیست. این کارگردان که بیشتر در سینمای هالیوود زیست کرده قادر نیست در فیلم خود هنر انتزاعی را درون قاب‌ها بگنجاند. به‌همین سبب است که او بیشتر در حواشی زندگی این هنرمند سوئدی دست‌و‌پا می‌زند. فیلم هیلما روایت خوبی ندارد و صرفاً گزارشی پر از عجله و بدون جزئیات از زندگی شخصی هنرمند است. هالستروم با این اثر نشان می‌دهد که یک فیلمساز متوسط است و توانایی خلق یک اثر هنری در باب هنر را ندارد.

فیلم هیلما شاید برای اولین بار نام این هنرمند زن اروپایی را در ذهن مخاطب سینما زنده کند و باعث شود او به جست‌و‌جوی بیشتری در باب هنر این زن هنرمند بپردازد، وگرنه به‌لحاظ سینمایی نمی‌توان حساب چندانی روی آن باز کرد. هالستروم برای تصویر کردن چنین دنیاهایی که همه‌اشان کاملاً ذهنی و نامحسوس هستند نیاز به درک بیشتری از سینمای سوررئالیست دارد. هالستروم در چهار دهه فیلم‌سازی خود ژانرهای بسیاری را تجربه کرده است و به‌نوعی می‌توان گفت در سینمای بدنه‌ی سوئد و سپس هالیوود با آثاری چون «شکلات» نامی به‌دست آورد. اما همه‌ی این تجربه‌ها باعث نمی‌شوند که او قادر باشد انتزاع ذهن یک هنرمند انتزاعی را روی پرده‌ی سینما ببرد. هنرمندانی چون هیلما نیاز دارند تا فیلم‌سازانی قدرتمند به سراغ‌اشان بروند تا مخاطب سینما را از آن ابداعات و نوآوری‌های‌اشان در خلق یک اثر هنری دچار لذت و شگفتی کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟