فیلم «مرثیهی هیلبیلی» که از روی کتابی بههمین نام، نوشته «جیدی ونس» اقتباس شده و با کارگردانی ران هاوارد ساخته شده است. در واقع روایت زندگی شخصی جیدی ونس، نویسندهی کتاب است.
فیلم داستان پسر جوانی را روایت میکند که دانشجوی حقوق است و در آستانهی دستیابی به شغل مناسبی است. بهعلت رخداد بحرانی خانوادگی مجبور به بازگشت به زادگاهاش می شود تا به اوضاع مادرش، که مشکل اعتیاد گریبان گیر اوست، رسیدگی کند. طی این داستان ما با خانوادهی جیدی و شرایط زندگی او در کودکی و فرآیندی که طی میکند تا به چیزی که به آن تبدیل شده است برسد، آشنا میشویم. داستان فیلم بهطورکلی برآمدن شخصی سالم و موفق از دل نابسامانیها و شرایط خانوادگی نامناسب است. البته در این میان نقش مادربزرگ جیدی، که بهنوعی ناجی اوست، بسیار پررنگ است.
و اما کمی به خصوصیات این فیلم بپردازیم. داستان این فیلم داستانی ساده است که قبلاً بارها روایت شده است. بچههایی که بالغ شدهاند، تحصیل کردهاند، به موفقیت و زندگی مناسب و با ثباتی رسیدهاند و از خانواده و شرایط آن و پدر و مادری که کارکرد مناسبی در رشد و بالندگی آنها نداشتهاند، گریزانند. این فیلم نیز چیزی بیشتر از این موارد نیست. پیچش داستانی خاصی ندارد. شخصیتهای چندلایه و پیچیده ندارد و در عین آنکه داستان فینفسه درام است، ولی نتوانسته لحظات درام تکاندهندهای ارائه دهد. هرچند تا حدودی شاید در سکانسهایی به آن نزدیک شده باشد.
نوع روایت، داستان خطی با فلشبکهای مناسب است و تماشاگر هیچ مشکلی برای درک و دنبال کردن داستان پیدا نخواهد کرد. بازی قابل قبول ایمی آدامز و بازی درخشان گلن کلوز از مهمترین شاخصههای این فیلم است که بهنوعی مادربزرگ جی دی با بازی گلن کلوز را تبدیل به قهرمان اصلی فیلم میکند. درعینحال کاراکتر تعریف شده برای مادر بزرگ هم از بقیهی شخصیتها چند لایهتر و بهتر پرداخت و روایت میشود.
شباهت ظاهری بسیار زیاد کاراکترهای فیلم با کاراکترهای واقعی که در تیتراژ پایانی با آنها آشنا میشویم هم نکتهی جالب و قابل اشارهای است که باورپذیری داستان و شخصیتها را به بیننده بیشتر القاء میکند و گویی در آخر با خود میگوید شاید داستان زندگی جیدی واقعاً همینطور بوده است.
ران هاوارد که قبلاً ساخت فیلم درخشان «ذهن زیبا» را در کارنامه دارد، اینجا نیز بهسراغ بیوگرافی رفته و روایت روان و دلنشینی ارائه میدهد که درعینآنکه پا را از کلیشهها فراتر نمیگذارد، ولی بیننده را خسته نمیکند. او را با خود همراه میکند و بیننده از تماشای این فیلم لذت خواهد برد. با در نظر گرفتن جمیع توصیفات، این که فیلم مورد نظر در نظر مخاطبان دلنشین و در نظر منتقدان ضعیفتر از آثار پرسروصدای دیگر است، منطقی بهنظر میرسد و بهتر است با تماشای آن در یک سوی این میدان ایستاد.