پوستر فیلم هی! استخوان کوچولو

لطفاً افسانه‌های جذاب را تقلیل ندهید

هی! استخوان کوچولو
Hey! Little Bone
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«ژا لینگ‌لونگ» یک گابلین است که نه شجاعت جنگیدن دارد و نه توانایی خاصی برای کمک به جنگجوها. در یک جنگ زمانی که از ترس کشته شدن خود را به مردن زده است، رئیس او را می‌بیند و محکوم به مرگ‌اش می‌کند. در این میان یک راه چاره برای او باقی می‌گذارد. ژا باید دعوت‌نامه‌ای را نزد رئیس قلمرو اهریمنان ببرد و کاری کند که او با آنها پیمان دوستی ببندد.
تا کنون مرورهای بسیاری را درباره‌ی فیلم‌های اکشن استودیوهای چینی داشته‌ایم. در تمام این مرورها هم از ضعف شدید داستان و نیز استفاده از جلوه‌های ویژه‌ی بی‌کیفیت حرف زده‌ایم. فیلم «هی! استخوان کوچولو» نیز چیزی بیشتر از همین فیلم‌های متعدد استودیویی نیست. این فیلم از همان سکانس ابتدایی و جنگی که با جلوه‌های ویژه‌ی به شدت نامناسب نشان می‌دهد، به ما گوشزد می‌کند که حرفی برای گفتن ندارد. این جلوه‌های ویژه تا پایان داستان به همین شکل بچه‌گانه و حتی می‌توان گفت احمقانه نشان داده می‌شوند و به هیچ عنوان نمی‌توانند بیننده را برای تماشای تصاویر خود ترغیب کنند. آن دو شاخ کوچکی که بر روی پیشانی ژا دیده می‌شود، آنقدر احمقانه است که حتی کودکان نیز برای درست کردن شاخ برای خودشان بهتر از این عمل می‌کنند.
در ابتدا شاید تصور شود این فیلم داستانی را در خود دارد. زیرا ژا فیلم را با یک روایت جالب آغاز می‌کند، اما جالب بودن روایت در همین‌جا شروع نشده تمام می‌شود و مابقی داستان به عشق ژا و رئیس فرقه‌ی اهریمنی می‌پردازد. البته که پرداختن را در این نوع فیلم‌ها می‌توان در حد همان اتفاقات سطحی و باری‌به‌هرجهتی دانست که در تمام فیلم‌های عاشقانه‌ی مضحک دیگر دیده‌ایم. اما این فیلم با وجود تصاویرش حتی همان کار را هم نمی‌تواند انجام دهد. شخصیت‌ها یکی پس از دیگری می‌آیند جنگی رخ می‌دهد، تعقیب‌وگریزی روی می‌دهد تا دوباره آنها رفته و افرادی دیگر بازآیند و همین چرخه تکرار شود.
این فیلم‌ها که سعی می‌کنند از افسانه‌هایی جذاب داستان بگویند و با نام اهریمن و گوبلین بازی می‌کنند حتی در حد یک افسانه‌ی چند خطی هم حرفی برای گفتن ندارند. داستان «گوبلین‌کش» ژاپنی و فیلم‌ها و سریال‌هایی که بر اساس این رمان ساخته شده است را اگر دیده باشیم، بدون شک حتی نمی‌توانیم داستان این فیلم را بر روی کاغذ دارای منطق روایی بدانیم، دیگر چه برسد که با آن تصاویر بخواهیم فیلمی درخور از آن مشاهده کنیم. گوبلین‌ها به عنوان موجوداتی شیطانی می‌توانند بستری مناسب برای ساخت داستان‌های افسانه‌ای هیجان‌انگیز و اکشن شوند، اما این فیلم روایت خود را با داستانی عاشقانه که سعی می‌کند اکشنی را هم در خود داشته باشد، تقلیل کرده یا بهتر است بگوییم نابود کرده و همه‌چیز را زیرسوال برده است. واقعاً چرا باید کارگردانانی بدون داشتن بودجه‌ی مناسب یا علم کافی درباره‌ی یک موضوع از آن فیلم بسازند؟ آیا واقعاً با ساختن بی‌رویه‌ی فیلم‌های مختلف و بدون درنظر گرفتن حتی داستانی متوسط می‌توان نامی برای خود یافت؟ چین قرار است به چه قیمتی سینمای خود را برتر کند؟ شاید تا زمانی که بیننده‌گان داستان‌های افسانه‌ای هر فیلم مزخرف و مضحکی را تماشا می‌کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟