پوستر فیلم قهرمان

نقطه‌ی شروع سیاهی در موزیکالی تاریخی

قهرمان
Hero
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

مردمان کره سال‌های بین ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۰ را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنند. در این سال‌ها بود که دوستی میان کره‌ای‌ها و منچوری چین با دخالت ژاپن و نفوذش کم‌رنگ شد. پس از آنکه منچوری در کره شکست سنگینی از ژاپنی‌ها می‌خورد، ژاپن با اعتمادبه‌نفس بیشتری نقشه‌ی استعمار کره را پیش می‌برد. در نهایت سال ۱۹۱۰ معاهده‌ای منعقد می‌شود که طی آن کره بخشی از خاک ژاپن و کاملاً تحت‌الحمایه‌ی این امپراتوری قرار می‌گیرد. «یون جه-کیون» ‌در جدیدترین اثر خود سعی دارد رخداد ترور «ایتو هیروبومی» را در قالب یک موزیکال بازنمایی کند. این بازنمایی نسخه‌ی سینمایی تئاتر موزیکال ین کارگردان است.
سینمای کره پس از چند موزیکال که در فاصله‌های متفاوت روی پرده رفته بودند، با فیلم «قهرمان» نشان می‌دهد که باید منتظر سرمایه‌گذاری‌های بیشتر این سینما روی آثار موزیکال باشیم؛ موزیکال‌هایی که از سنت این ژانر کاملاً پیروی می‌کنند و طبق عادت کره‌ای‌ها امضاء سینمایی این کشور را در خود دارند. داستان در باب یکی از فعالین جبهه‌ی استقلال کره است. نام این فرد «آن جونگ-گیون»‌ بود. کل داستان این فیلم بین سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۰۹ جریان دارد. کارگردان سعی دارد در بخش اول فیلم خلاصه‌ای از مبارزات کره‌ای‌ها علیه اشغالگران را تصویر کند و از میان آن به جونگ-گیون و هسته‌ی مرکزی جبهه‌ی استقلال کره برسد. پس از تثبیت کاراکترهای فیلم کم‌کم وارد آماده‌سازی این گروه برای ترور هیروبومی می‌شویم.
این موزیکال هیچ پرفورمنسی ندارد. آنچه باعث می‌شود مخاطب در این موزیکال غرق شود اشعاری‌ست که از زبان کاراکترها سروده می‌شود؛ اشعاری کاملاً سیاه و در عین حال نویدبخش. کاراکترها در این اشعار از ناامیدی آغاز می‌کنند و با روزنه‌ای کوچک از امید ترانه را به پایان می‌رسانند. گویی کاراکترها از سیاهی مطلقی که چهار دهه خاک کره را در بر خواهد گرفت آگاهند و در زمان حال برای رسیدن به آزادی از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند. نوای قدرتمندی که پشت این ترانه‌ها قرار دارد باعث می‌شود مخاطب غیر کره‌ای نیز در حال‌و‌هوای این تمناهای انقلابی قرار بگیرد.
اما مشکل فیلم این است که پروژه‌ی خلوتی‌ست. در یک اثر موزیکال دست کارگردان برای اغراق بسیار باز است و صحنه‌ها باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که مخاطب قاب را خالی نبیند. اما در این فیلم و در برخی سکانس‌ها این اتفاق رخ نمی‌دهد. به‌طور مثال در سکانسی که ترانه‌ی «گناهکار کیست؟» اجرا می‌شود، تعداد کم مردمان پشت دروازه و قابی که بسته شده پس‌زمینه‌ی خلوت و سوت‌و‌کور شهرک سینمایی را در چشم مخاطب می‌آورد. چنین پلان‌هایی برای چنین اثری کمی دردآور هستند و نمی‌توان به‌راحتی از آن‌ها گذشت.
علی‌رغم ضعف‌هایی که در باب این اثر گفته شد، باید گفت با موزیکالی قدرتمند به‌لحاظ پرفورمنس کاراکترها و اجرای ترانه‌ها و اشعار رو‌به‌رو هستیم. این ترانه‌ها دل هر فردی را که هم‌اکنون در کشوری اشغال‌شده زیست می‌کند به درد می‌آورند؛ مردمانی که رؤیای شبانه‌اشان این است که صبح فردا را بی‌حضور اشغالگران آغاز کنند.
طی ۲ سال اخیر چند اثر موزیکال در سینمای کره روی پرده رفته است و همان‌طور که در بالا اشاره شد باید منتظر جای ثابت این موزیکال‌ها در سینمای کره باشیم. باید گفت که برنامه‌ریزی دقیق سیاست‌گذاران استودیویی در سینمای کره‌ی جنوبی باعث شده معیارهای سینمای داستانی در کل سینمای جهان دچار تغییر شود. شاید بیشترین حسرت را مردمان کشورهایی چون ایران بخورند که علی‌رغم داشتن پتانسیل‌های بالای تاریخی و جغرافیایی برای پرداخت گونه‌های سینمایی، همچنان بدون سینما در حال تماشای سینمای دیگران هستند؛ کشوری که سال‌هاست بوی سینما نمی‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟