پوستر فیلم بانک‌ جهنم تقدیم می‌کند: رانینگ گوست

دنیایی که به‌درستی نشان داده نشود، احساسی را حاصل نمی‌کند

بانک‌ جهنم تقدیم می‌کند: رانینگ گوست
Hell Bank Presents: Running Ghost
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«ونگ» در اتاقی در برابر مسئول انتقال مردگان جدید به طبقات مختلف «جهنم» نشسته است. مسئول انتقال از او می‌پرسد که حرفه‌اش چیست. ونگ پاسخ می‌دهد که او در کارهای کامپیوتری و اینترنتی مهارت بسیار دارد. مسئول انتقال اما این کار را در جهنم بی‌فایده می‌داند چرا که در این دنیا همه‌چیز در دسترس است پس تصمیم می‌گیرد ونگ را به قعر جهنم منتقل کند. اما ناگاه کسی به مسئول انتقال خبر می‌دهد که یکی از شرکت‌کنندگان در مسابقه‌ی بزرگ جهنم دیگر نمی‌تواند در آن حضور داشته باشد. پس به یک جایگزین فوری نیاز دارند. ونگ که هیچ مهارت خاصی ندارد و از واجدان شرایط مسابقه نیست اما به اجبار وارد این مسابقه می‌شود. این مسابقه سه مرحله دارد و کسی که بتواند برنده‌ی آن شود می‌تواند برای مدتی به دنیای زنده‌گان برگردد و اشتباهات و خواسته‌های خود را جبران کند. در هر یک از این مراحل، شرکت‌کننده به عنوان یک روح به زمین بازمی‌گردد و باید به گونه‌ای خاص افراد زنده‌ی این دنیا را بترساند.

ارواح به عنوان یکی از سوژه‌های دیدنی و خاص سینما عموماً در فیلم‌های ترسناک مورد توجه واقع می‌شوند و می‌توان فیلم‌های بسیاری را نام برد که در آنها ارواح به کشتن دیگری دست می‌زنند یا می‌خواهند انتقام مرگ خود را از قاتل خود بگیرند. اما ارواح در فیلم‌هایی دیگر، کمدی‌هایی دیدنی را هم منجر شده‌اند. فیلم «بانک‌ جهنم تقدیم می‌کند: رانینگ گوست» طبق آنچه که مقصود و هدف خود فیلم است، قرار است یک کمدیِ ترسناک و فانتزی باشد که بیننده را بیش از آنکه بترساند، بخنداند. اما این فیلم نه می‌تواند ما را بترساند –جز اولین سکانس فیلم- و نه حتی می‌تواند بخنداند. از سوی دیگر داستان فانتزی‌اش هم آنچنان قابل درک نیست و ابهامات زیادی را از همان ابتدا وارد داستان خود می‌کند.

در هنگام تماشای هر فیلم اولین و مهمترین اتفاقی که باید در داستان رخ دهد آن است که بیننده بتواند محیط داستان را بشناسد تا در ادامه هم بتواند شرح داستان را باتوجه به این محیط درک کند. فیلم «بانک‌ جهنم تقدیم می‌کند: رانینگ گوست» اما از همان ابتدا بیننده را وارد دنیایی می‌کند که هیچ ایده‌ای درباره‌ی این دنیا و شرایط زندگی در آن ندارد. بیننده نه می‌داند این دنیا کارش چیست و نه اینکه قوانین آن چیست. حتی نوع عملکرد این دنیا نیز مشخص نیست. مثلاً اگر قرار است مسئول انتقال هر مرده‌ی تازه وارد شده به این دنیا را به یک طبقه‌ی خاص بفرستد پس افرادی که در همین طبقه مانده‌اند و مسابقه را تماشا می‌کنند چه کسانی هستند؟ و چرا در این طبقه قرار دارند؟ از سوی دیگر سوالات زیادی درباره‌ی خود مسابقه‌ی بانک جهنم وجود دارد. این چگونه مسابقه‌ای است و برنده‌ی آن دقیقاً توانایی چه کاری را خواهد داشت؟ آن قهرمان همیشگی این مسابقات که به نظر می‌رسد از همه بدذات‌تر است با جایزه‌ی خود چه می‌کند؟ و در کل چرا باید این مسابقه وجود داشته باشد؟ فیلم بدون اینکه درباره‌ی این دنیا حرف بزند و شرح درستی درباره‌ی دلیل اتفاقات آن بدهد، بیننده را ناگاه وارد جریان بعدی داستان خود می‌خواند و به همین دلیل است که بیننده این گیجی و ابهام را تا پایان همراه خود دارد و به نظرش هر اتفاقی که در این دنیا رخ می‌دهد بی‌فایده و نمایشی است. حتی اینکه ونگ برای برگشتن به پیش عشق خود می‌خواهد در این مسابقه برنده شود با آن عقبه‌ی دنیای مسخره، مضحک جلوه می‌کند.

ورود فیلم اما به دنیای زنده‌گان و آشنایی ونگ با دختری زنده در این دنیا نشانه‎‌هایی از خلاقیت را در درون خود دارد. اتفاقاتی که باعث می‌شود ونگ به دنیای زنده‌گان دوباره وصل شود و تلاش کند تا در مسابقه‌ بزرگ بانک جهنم برنده شود، همگی می‌توانند جذاب باشند. اما این اتفاقات آنقدر آشفته و پراکنده‌اند و پایه‌ی قوی‌ای برای درک شدن ندارند که در نهایت بیننده را از خود خسته می‌کنند.