پوستر فیلم چشم‌قلبی

در این سینما نفس‌ها همیشه تازه است

چشم‌قلبی
Heart Eyes
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر دلهره، کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

از سال ۲۰۲۰ تا کنون همیشه با سینمای آقای «جاش روبن» همراه بوده‌ایم؛ از سال ۲۰۲۰ او با نام «مرا بترسان» تا فیلم سال ۲۰۲۱ با نام «گرگینه‌های درون». جاش روبن در هر دو فیلم با تلفیق ژانری و ساختارشکنی کاملاً ملموس کلیشه‌ها توانست خیلی زود جای پای خود را در سینمای دلهره‌ی مستقل محکم کند. او از نسل جدید فیلمسازان مستقل ایالات متحده‌ی آمریکاست که در نهایت از طریق «شان بیکر» توانستند هالیوود را نیز به خدمت خود در آورند. در دنیای سینمای مستقل آمریکایی هیچ دری روی فیلمساز بسته نیست و آن‌ها با کمترین هزینه توانسته‌اند حتی مخاطب سینمای سرگرمی را درگیر روایت‌های خود کنند.

آقای جاش روبن در اثر جدید خود باز هم سینمای دلهره و کلیشه‌های‌اش را در کنار کلیشه‌های کمدی-رومانتیک سینمای میانه و به‌خصوص آنهایی را که مناسبتی ولنتاین هستند نشانه گرفته است. روایت او کاملاً منطبق با آنچه در کلیشه‌های دلهره می‌بینیم پیش می‌رود. زوجی جوان در کنار یک تاکستان لحظاتی عاشقانه را از سر می‌گذرانند و پسر جوان در این حین قصد دارد از دوست‌دختر خود تقاضای ازدواج کند. او عکاسی را در آن‌سو استخدام کرده تا این لحظه را ثبت کند. اما قاتلی نقاب‌دار به‌یک‌باره ظاهر می‌شود و هر سه را در این افتتاحیه به کام مرگ می‌فرستد. در همین افتتاحیه شاهد هستیم که آقای روبن چگونه با ساختار آثار میانه‌ی ولنتاینی بازی می‌کند و تعقیب‌و‌گریز اسلشری خود را نیز بیش از آن چیزی که در کلیشه‌ها شاهد هستیم کش می‌دهد تا هم این قاتل نقاب‌دار را از زیر سایه‌ی ویرانگر قاتلان «جمعه‌ی سیزدهم» و «هالووین» بیرون بکشد و هم او را در فضایی جدای از قاتلان نقاب‌دار فرنچایز «جیغ» به‌سوی کمدی -اسلشری جذاب‌تر سوق دهد.

داستان آقای روبن پس از افتتاحیه با محوریت کاراکتر «الی» پیش می‌رود. قرار است از طریق دنیای افسرده‌ی الی پس از جدا شدن از دوست‌پسر خود و ظاهر شدن کاراکتر «جی» وارد پرده‌ی دومی شویم که در آن تعقیب‌و‌گریز ابزورد – کمدی بین این قاتل ولنتاینی و الی خونین‌تر شود. آقای روبن در پیشبرد خط روایی به‌سادگی مخاطب را از کنار کلیشه‌ها می‌گذراند و با هوشمندی هیچ‌گاه درون آن گرفتار نمی‌شود. او در اثر خود به نزدیکی همه‌ی کلیشه‌های اسلشر می‌رود اما هویت خود را حفظ می‌کند. به همین قاتلی که او خلق کرده توجه کنید که چگونه از میان همه‌ی نقاب‌دارهای سینمای دلهره و اسلشر خود را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد! این قاتل صرفاً موجودی تک‌بعدی با تروماهای دوران کودکی و عقده‌های روانی نیست، بلکه در عوض قاتلی است درون کالبدهای مختلفی که آن هویت منفرد را از او می‌گیرند. آقای روبن با یک انتخاب زیبا این قاتل را از یک قاتل سریالی محلی در شهری کوچک تبدیل به فردی کرده که در میان کشور سرگردان است و هر جا که بخواهد قربانیان‌اش را انتخاب می‌کند. این یک انتخاب ساده است، اما در فاصله‌ای قابل تأمل از کلیشه‌های دلهره‌ای قرار دارد که در طول فیلم دائم سعی داریم ردی از آن‌ها را پیدا کنیم. این نوع نگاه و انتخاب‌های پس از آن برآمده از ذهن سینه‌فیل‌هایی است که ابتدا سینما تماشا می‌کنند و سپس دست به خلق اثر می‌زنند. آن‌ها کلیشه‌ها و ساختارهای پرتکرار را می‌شناسند و با آن‌ها بازی می‌کنند تا مخاطب سینما را در برابر روایتی تکراری اما نو قرار دهند.

آقای روبن حتی در پایان‌بندی داستان خود نیز آن پایان باز و ادامه‌دار بسیاری از دلهره‌ها و اسلشرها را فراموش نکرده است، اما با برش‌ها و در نتیجه تدوین خوب مخاطب را در تعلیقی بی‌پایان نگاه می‌دارد و هیچ‌گاه وارد آن نگاه خیره‌ی در تاریکی و خنده‌های شیطانی نمی‌کند. از سینمای مستقل نیز جز این انتظاری نیست؛ سینمایی که به هیچ ژانر و کلیشه‌ای نگاه بالا‌به‌پایین ندارد و در عوض از آن‌ها برای انعکاس خلاقیت فیلمسازان خود بهره می‌برد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟