سال ۲۰۱۵ بود که فیلم اسپانیایی «تلافی» در سینمای هیجانانگیز همهی چشمها را متوجه خود کرد. این فیلم روایت یک مدیر بانک بود که یک روز صبح بههمراه دو فرزند خود از خانه بیرون میزند تا مثل همیشه روز کاریاش را آغاز کند. اما یک تلفن مشکوک به او اخطار میدهد که بمبی زیر صندلیهای ماشیناش جاسازی شده است. این فیلم سراسر هیجان و خشونت و اضطراب بود. روایتی که نه جادهای بود و نه مملو از صحنههای اکشن، بلکه سراسر اضطراب بود و پیدا کردن راهی برای رهایی. این اثر آنقدر در ذهن مخاطبان جا افتاده بود که سینمای آلمان در سال ۲۰۱۸ یک کپی نازل از روی آن با نام «بیرون نیا» تولید کرد و حال در سال ۲۰۲۱ سینمای کرهی جنوبی نیز دست به ساخت کپی دیگری از روی آن زده است.
فیلم کرهای «ضربهی سخت» در واقع لحظهبهلحظهی خود را وامدار اثر اصلی و اسپانیایی است؛ نحوهی شروع فیلم، خروج پدر و نگاههای مادر و دو فرزند پسر و دختر که حتی توپ فوتبال پسرک نیز در این روایت فراموش نشده است. این نوع کپیها سالهاست که در سینمای جهان رواج پیدا کرده است. طی دو سال اخیر دو کپی از دو فیلم مشهور تاریخ سینما را شاهد بودیم؛ پاپیون و ربکا. یکی از عواملی که باعث میشود یک فیلمساز یا حتی یک استودیو فیلمی موفق را بازسازی کند این است که آنها احساس میکنند برخی آثار را میتوان در بازسازی دوباره کیفیتی دیگر بخشید. اما هیچ کدام از این کپیها نتوانستهاند جای نسخهی اصلی را در ذهن مخاطب بگیرند. حتی اسپایک لی هم در سال ۲۰۱۲ اقدام به ساخت یک کپی از روی فیلم «پیرپسر» کرد که همهی مخاطبان و علاقهمندان علیرغم وسواسهای اسپایک لی در انتقال همان بار خشن و درام نسخهی اصلی، باز هم ترجیح میدادند به نسخهی اصلی فیلم مراجعه کنند. پس با این پیشینه هر مخاطبی با بدبینی و وسواس خاصی بهسراغ نسخههای بازسازیشده میرود.
حالوروز فیلم جدید کرهای نیز جدای از مطالب ذکرشده نیست. مخاطب در هر لحظه از فیلم و سکانسبهسکانس آن سعی دارد نسخهی اصلی را در ذهن بیاورد و دست به قیاس بزند. در قیاس نقطهبهنقطهی هر دو اثر باید گفت که این نسخهی اسپانیایی و اصلی روایت است که همیشه دست بالا را دارد. یکی از این عوامل انتخاب بازیگران فیلم است، بهخصوص کاراکتر اصلی که همهی بار فیلم روی دوش اوست. در این کاراکتر و بر اساس درونمایهی اصلی روایت بایستی سه تغییر را شاهد باشیم؛ ابتدا یک فرد مغرور که همیشه نگاه بالابهپایین به دنیای پیرامون دارد، دوم تغییر از نگاه اول به چهرهای مستأصل که هیچ راه گریزی ندارد و سوم چهرهای به رستگاری رسیده. در نسخهی اسپانیایی «لوئیس تسار» بهخوبی از عهدهای این کار برمیآید و بههمین سبب است که بازی درخشان او در این اثر باعث شده مخاطبان سینمای هیجانانگیز همچنان گهگاه از بازبینی فیلم «تلافی» لذت ببرند. اما فیلم کرهای بسیار شیک و اتوکشیده بهنظر میرسد. حتی تعقیبوگریزهای طراحیشده که بسیار هم در پرداخت آن وسواس بهخرج دادهاند چیزی جدای از روایت هستند. این فیلم اضطراب را به مخاطب انتقال نمیدهد. این فیلم توانایی ورود به بطن اصلی روایت را ندارد. روایت اصلی ورای همهی هیجاناتی که در سطح خود دارد قرار است خودِ انسانیت و تلاش برای رسیدن به آن را روایت کند. اما در اثر کرهای چیزی از این به عمق رفتن را شاهد نیستیم؛ نشان دادن برخی کسبو کارهای ورشکسته و مغازههای بستهشده و سر تأسف تکان دادن بههیچ عنوان قصد اصلی روایت را برملا نمیکند. در نهایت میتوان گفت که نسخهی کرهای اثری پرهزینه است که هیجان سطحی و مقطعی یک فیلم در سینمای هیجانانگیز را میتواند انتقال دهد اما در هیچ نقطهای قابل برابری با نسخهی اصلی روایت نیست.