«اَبی» و «هارپر» در میان نورها و درختان کریسمس و زیباییهای دیدنی آن درحال قدمزدن هستند. هارپر عاشق کریسمس و زیباییهای آن است، اما ابی علاقهای به اینها ندارد. هارپر تلاش میکند در دیدن این زیباییها ابی را کمک کند. او آنقدر خوشحال است که ابی را برای تعطیلات کریسمس به خانه پدر و مادرش دعوت کرده است. ابی در رفتن شک دارد، اما تصمیماش را میگیرد و میپذیرد. در میان راه هارپر که به شدت نگران است به ابی میگوید خانوادهاش دربارهی گرایشات او چیزی نمیدانند و از ابی میخواهد از گفتن اینکه عشق اوست صرفهنظر کند و تنها خود را هماتاقی معرفی کند. ابی میپذیرد، اما جو خانوادهی هارپر جوی سنگین و متفاوت است.
فیلم «شادترین فصل» به مشکلات و سختیهای راه زوج همجنسگرایی میپردازد که تلاش میکنند راه خود را بیابند. هارپر به عنوان خبرنگاری که به شدت توسط پدر و مادرش ستوده میشود، به دلیل گرایشات محافظهکارانهی پدر و مادرش نمیتواند دربارهی همجنسگرابودناش با آنها صحبت کند. پدرش برای بردن در کارزاری سیاسی تلاش میکند و مادر نیز برای رسیدن پدر به این مهم حاضر است هرکاری انجام دهد. درنتیجه هارپر، «اسلون» و «جن»، دو خواهرش، تلاش میکنند در نظر پدرومادرشان برتر دیده شوند. اسلون به عنوان دختر بزرگتر خانواده و با داشتن همسر و دو فرزند هنوز هم میخواهد توسط پدرومادرش دیده شود و جن نیز به عنوان دختر کوچکتر تلاش میکند از عشق آنها سهمی ببرد، اما در این میان تنها هارپر است که بیشتر ستوده و دیده میشود. شرایط زندگی در خانوادهی هارپر با رقابتهایی که میان اعضا برای دوستداشتهشدنِ بیشتر رخ میدهد فضای خانواده را سنگین کرده است. پدر و مادر هارپر نیز تلاش میکنند هرچه بیشتر خود و خانوادهشان را بیعیب نشان دهند. ابی تمام اتفاقات این خانوادهی آشفته را میبیند و تلاش میکند در این میان کمی دیده شود، اما این خانواده چنان در خود گرفتار آمدهاند که نمیتوانند ابی را ببینند. فیلم به خوبی توانسته به جزئیات رفتاری هارپر و خانوادهی او بپردازد. سختیهای زندگی این خانواده را نشان دهد و به بیننده بفهماند چرا هارپر نمیتواند درباره زندگیاش با صداقت با خانواده صحبت کند. بیننده رفتارهای این خانواده را دیده و شاید حتی به هارپر حق هم بدهد. در سوی دیگر ابیست که درون این خانواده نهتنها دیده نمیشود، بلکه تحقیر نیز میشود. این فیلم به شرایط ابی نیز به خوبی پرداخته است.
فیلم «شادترین فصل» رگههایی کمدی نیز دارد، اما این کمدی بیشتر به جنبههای زندگی خانوادهی هارپر میپردازد و کارهایی که آنها انجام میدهند تا هرچه بیشتر کامل و بهتر دیده شوند. اگر این کمدی به تمام شخصیتها و اتفاقات بسط داده شده بود احتمالا ما با داستانی بهتر روبهرو بودیم، اما این فیلم ترجیح داده بار دراماتیک بیشتری داشته باشد و همین امر باعث شده است داستان کمی از تعادل خارج شود. «کریستین استوارت»، در نقش اَبی، به خوبی توانسته عمق احساسات نادیده گرفته شدهی این شخصیت را در این خانوادهی آشفته نشان دهد و «مکنزی دیویس»، در نقش هارپر، نقش یک دختر جوان گرفتار در هنجارهای خانوادگی را به خوبی بازی کرده است.
فیلم «شادترین فصل» همچنان که توانسته به شخصیتهایاش بپردازد، اما داستان ساده و شاید حتی تکراریاش چنان که باید خلاقیتهای لازم برای دیده شدن را ندارد. «کلیا دووال» کارگردان این اثر اگرچه با هوشمندی و زیبایی سعی کرده اثری متفاوت را ارائه دهد، اما باز هم گرفتار همان اتفاقات تکراری شده است؛ پدرومادر یک خانواده به اصطلاح کامل در ابتدا گرایشات دختر خود را نمیپذیرند، اما با دیدن عشق و علاقه دخترشان میتوانند به راحتی با این مساله کنار بیایند تا همه چیز به خوبی و خوشی در شادترین لحظهی خود تمام شود.