روایتی بدون شخصیتپردازی درست
«ماساکو» و «کیوراهیسا» دوستان صمیمیای هستند که سعی میکنند دبیرستان خود را به آرامی بگذرانند. آنها که به دور از دیگر بچههای مدرسه به دنبال مکانی برای دریافت وایفای مجانی هستند جایی در پشت باشگاه مدرسه را پیدا میکنند. نقطهای که میتوانند به راحتی وارد فضای مجازی شده و زمان خود را بگذرانند. در همین هنگام است که یکی از توپهای دختران هندبالیست از در پشتی سالن به بیرون پرتاب میشود و آنها با آن توپ عکسی میگیرند. ماساکو عکس را در صفحهی خود قرار میدهد و تا چند روز آینده با تعداد زیادی از مخاطبان مواجه میشود که عکس او را لایک کردهاند. ماساکو و کیوراهیسا که از این اتفاق خوشحال هستند دیگر دست از این کار برنداشته و هر روز عکسی را در صفحهی خود پست میکنند.
امروزه اینترنت و فضای مجازی به عنوان یکی از مهمترین نیازهای شخصی هر فرد دیده میشود. ما در دستان هر فردی یک گوشی هوشمند میبینیم که با آن در حال ارتباط با دیگر نقاط جهان است. در واقع تکنولوژی مسافتها را کم کرده و اجازه میدهد آدمهای گوناگون با یکدیگر آشنا شده و ارتباط برقرار کنند. اما آیا همیشه این ارتباط واقعی و مفید است؟ همگی ما دیگر میدانیم به همان اندازه که فضای میتواند مفید باشد مضر هم است. فیلمهای بسیاری نیز سعی کردهاند معایب این فضا و اثراتی را که میتواند بر افراد بگذارد، تصویر کنند. حال فیلم #مبارزهی_هندبالی نیز سعی دارد بهنوبهی خود اثرات این فضا را بر روی دختران و پسران دبیرستانی نشان دهد.
ما در این فیلم برخلاف بسیاری از آثاری که دربارهی مضرات فضای مجازی هستند و سعی دارند با روایتی رازآلود و هیجانانگیز و حتی دلهرهآور مخاطب را با خود همراه کنند، قرار نیست با هیچ هیجان یا ترسی مواجه شویم. ما تنها با داستانی ساده در حد همان داستانهای نوجوانپسند روبهرو هستیم که چند نوجوان در ابتدا با دروغ میتوانند لایکهای زیادی را برای پستهای خود جمع کنند و سپس بعد از اینکه دنبالکنندگاناشان متوجه این دروغها شدند تلاش کنند رفتار خود را تغییر دهند.
«ماساکو» به عنوان شخصیت اصلی داستان بعد از زلزلهی سهمگین رخ داده در ژاپن حالا به همراه بسیاری دیگر از همسایگان قدیمیاشان درون خانههای آماده زندگی میکند و خود را جدا از دیگرانی میبیند که این تجربه را حس نکردهاند. اولین ایراد این فیلم را باید در ادامهی همین پلات دانست. مخاطب هرگز نمیتواند درک کند زلزلهی رخ داده در زندگی ماساکو چه اثری داشته و باعث ایجاد چه ترسها و کمبودهایی شده است. رابطهی او با برادرش، پدر و حتی مادر و دیگر اعضای خانواده هم پرداخت نمیشود و به نظر میرسد زلزله اثری جز از دست دادن خانه برای او نداشته است. حس ترس، فقدان و از دست دادن هرگز در درون ماساکو و دیگر شخصیتهایی که زلزله را تجربه کردهاند دیده نمیشود.
درواقع ما در این فیلم هیچ پرداختی از شخصیتها نمیبینیم. پسرهای دبیرستانی به سرعت وارد تیم هندبال میشوند و مشخص نیست چرا نمیخواهند برای موفقیت در آن تلاش کنند. این افراد همگی طردشدههایی از سوی دیگر بچههای دبیرستانی و حتی خانوادهاهاشان هستند که برای دیده شدن تلاش میکنند. این فیلم اما هرگز وارد احساسات این شخصیتها و دلایل طردشدن و دیدن نشدناهاشان نمیشود. اتفاقات سطحی هستند و مخاطب نمیتواند به خوبی با کاراکترها وارد رابطه شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.