پوستر فیلم برادر ناتنی

حفره‌های داستانی نادیده‌گرفته‌شده

برادر ناتنی
Half Brothers
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«فلاویو» عاشق «رناتو»، پسرش، است و با او رابطه‌ی بسیار خوبی دارد. او که به نوعی مهندس است، تلاش می‌کند با ساخت هواپیماهای اسباب‌بازی برای پسرش تجربه لازم برای ساخت هواپیمایی واقعی در آینده را داشته باشد. اما بحران اقتصادی باعث می‌شود پدر از پسر و همسرش جدا شده تا به جای مکزیک در آمریکا به دنبال یافتن منبعی برای درآمد باشد. فلاویو به آمریکا رفته و دیگر بازنمی‌گردد. حال سال‌ها گذشته است و رناتو صاحب تمام آرزوهای پدرش است، اما پدری را در کنار خودش نمی‌بیند. او که قرار است به زودی ازدواج کند، با اصرار نامزدش و با تماسی که از سوی پدر گرفته می‌شود سعی در یافتن دلیل رفتن پدر می‌کند.
فیلم‌های جاده‌ای با ایجاد دیالوگ‌های خنده‌دار در زمانی که شخصیت‌ها در درون ماشین هستند و ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار در محیط‌های متفاوتِ بین راهی می‌توانند برای ساخت یک فیلم کمدی بسیار مفید باشند. هم بیننده می‌تواند با این شخصیت‌ها از نزدیک برخورد داشته باشد و آنها را بشناسد و هم در موقعیت‌های مختلف موتیف‌های رفتاری آنها را مشاهده کند. درنتیجه می‌توان همواره از این نوع فیلم‌ها کمدی‌های جالبی را به وجود آورد. فیلم «برادر ناتنی» نیز یک کمدی جاده‌ای‌ست که ما با یک شخصیت جدی به نام رناتو که همیشه تلاش کرده به آرزوهای خود برسد و آینده‌نگر باشد و یک شخصیت کاملاً بی‌خیال و فارق از دنیا به نام «اَشر» مواجه هستیم که تقابل دو دنیای متفاوت را در برابرمان نشان خواهند داد. کشمکش‌های ایجاد شده بین این دو شخصیت در مسیر داستان می‌تواند بیننده را با خود همراه کند. اشر برادر ناتنی رناتو است و زمانی که پدرشان می‌میرد آنها برای حل‌کردن معمایی که پدر برای‌شان ایجاد کرده، دست به سفری جاده‌ای می‌زند.
شخصیت اشر به واقع می‌تواند در نظر فردی به مانند رناتو عصبی‌کننده و غیرقابل تحمل باشد. از این رو می‌توان به راحتی این دو شخصیت را درک کرد و حتی مسیر تغییر رفتار رناتو را با اشر متوجه شد. اما یکی از مشکلات تقابل این دو نفر در مسیر داستان آن است که رفتارهای اشر بعد از مدتی تکراری شده و داستان در یک چرخه‌ بیهوده مدام رفتارهایی را تکرار می‌کند تا یکی از برادران از آن یکی عصبی شود. البته که این اتفاقات سکانس‌های خنده‌داری را در نیمه اول ایجاد می‌کنند، اما در نیمه دوم دیگر این رفتارها خندده‌دار نبوده و می‌تواند به راحتی ما را خسته کند.
از سوی دیگر تقابل دنیای فلاویو به عنوان پدر با دنیاهای کاملاً متفاوت دو فرزندش است. داستان در تقابل این دو دنیا ضعیف عمل می‌کند. به ویژه در تقابل دنیای پدر و دنیای اشر تنها گفته می‌شود که پدر درکی از اشر نداشته و فیلم نمی‌تواند به این موضوع عمیقاً پرداخته و دلیلی محکم را برای‌اش بیاورد. درنتیجه دلیل بهتر شدن رابطه‌ی رناتو با پسر نامزدش را هم -او نیز مانند اشر شخصیتی متفاوت دارد- نمی‌تواند به خوبی توضیح دهد و بیننده ناگهان در پایان داستان همه را خوشحال و خندان می‌بیند و این تعجب‌برانگیز است. حتی دلیل پدر برای بازنگشتن پیش رناتو نیز چندان قوی و قابل‌باور نیست، اینکه پدر در تمام این سال‌ها سعی به تماس گرفتن با پسرش را هم نداشته است، خود جای تعجب دارد. در نهایت هم همین حفره‌های داستانی که شاید در ظاهر چندان مهم نباشند درک کلی فیلم را سخت کرده و ارزش آن را پایین می‌آورند.
اما نباید موضوع دیگری را فراموش کنیم؛ اینکه بازیگری دو بازیگر اصلی داستان تا چه میزان در ایجاد فضای کمدی داستان موثر بوده و توانسته ارتباط ما را با این شخصیت‌ها بهتر کند. هر کدام از این دو شخصیت به خوبی توانسته‌اند نوع متفاوت دنیاهاشان را به زیبایی به مخاطبان‌شان نشان دهند و تقابل ایجاد شده را قابل‌پذیرش کنند اما داستان اولیه آن قوام لازم برای پرداخت را ندارد و این دو نیز حیف می‌شوند.