بلا ثورن در سال جدید بیش از پستهای صفحهی اینستاگرام خود مقابل دوربین رفته است. او حتی به خود استراحت هم نمیدهد و دائم از فیلمی به فیلم دیگر نقل مکان میکند. نکتهی مشترک این فیلمها این است که همهشان در میان ضعیفترین آثار سال قرار میگیرند. حال و روز این فیلم هم جدای از آثار قبلی نیست و گویا عدهای دور هم جمع شدهاند تا خانم ثورن با اداهای خود بتواند شاتهای اینستاگرامیاش را تکمیل کند. بلا ثورن بازیگر بدی نیست اما اینکه بهیکباره و در یک سال این حجم از آثار بیکیفیت را در کارنامهی خود ثبت میکند جز تعجب واکنشی ندارد.
فیلم «عادت» نه روایت دارد و نه فرمی سینمایی آن را تبدیل به یک فیلم میکند. این فیلم بیشتر شبیه کلاژی تصویری از پارهای نماها است که هیچکدام موضوعیت خاصی با یکدیگر ندارند. کارگردان حتی روایتی درست از آن چیزی که در ذهن دارد را به ما نمیدهد. فرم سینمایی خود را از کمدیهای سیاه و مملو از نورهای نئونی تقلید کرده است و درون این ظرف قصهای وجود ندارد. هر چه ذهن را متمرکز کنیم که بخواهیم در مورد پیرنگ روایت صحبت کنیم به جایی نمیرسیم. دوربین کارگردان فقط مراقب است بلا ثورن را در قاب آنطور که یک اینفلوئنسر قرار است برای دنبالکنندههای خود بهنظر برسد بهتصویر بکشد.
جنل شرتکلیف در اولین اثری که کارگردانی کرده است هر چیزی غیر از یک فیلم را بهتصویر میکشد. اثر از فیلم های گروه ب نیز پائینتر میرود و بیشتر شبیه چند پارهتصویر از دوستانی است که در یک دورهمی قصد داشتهاند کلیپ درست کنند. نمی دانم چرا او به خود اینقدر زحمت داده که با رنگولعاب نام فیلم را روی اثرش بگذارد. او از گزینهی بلا ثورن استفاده کرده بلکه طرفداران اینستاگرامی این اینفلوئنسر حداقل برای یک بار بهسمت اثرش جذب شوند.
دیالوگهای این اثر را که در ذهن مرور می کنیم متوجه میشویم حتی در مکالمهها هم نمی توانیم به نکتهای در باب این فیلم برسیم. خانم شرتکلیف بهتر است با چنین دیدگاهی در فیلمسازی چندان به خود زحمت کارگردانی ندهد و بیشتر به مطالعه بپردازد بلکه بتواند در آینده اثری سینمایی را تولید کند. او راه درازی را در پیش دارد و شاید در طول این مسیر بتواند تبدیل به یک کارگردان متوسط تبدیل شود. هیچگاه آثار اول یک کارگردان را نباید از نظر دور داشت چون اگر حرفی برای گفتن داشته باشد در همان اثر اول خود میتواند شمههایی از آن جهانبینی را به مخاطب نشان دهد. اما خانم شرتکلیف در فیلم اول خود هیچکدام از این نشانهها را ندارد و باید دید آیا او اصلاً علاقهای به حوزهی کارگردانی دارد یا این اثر بیشتر شبیه همان دورهمی دوستانه بوده است؟