او چشمبسته شما را سرگرم میکند
اگر اصطلاح اکشن-ابزورد را در کانال جستوجو کنید، در بیشتر مرورهایی که این اصطلاح را در خود دارند نام گای ریچی را هم مشاهده میکنید. ریچی برای تمام مخاطبان سینمای اکشن شناختهشده است. او در کنار دنی بویل سنمای اکشن-ابزورد شهری بریتانیایی را تبدیل به بخشی مهم از سینمای اکشن کرد و باعث شد بسیاری از فیلمسازان در دیگر کشورها این مسیر را دنبال کنند. چند ماه پیش یکی از ضعیفترین آثار کارنامهی سینمایی ریچی را با هم مرور کردیم. ریچی با بازیگر مورد علاقهاش، جیسون استیتم، سعی داشت همهچیز را بر وفق مراد هالیوودیها پیش ببرد و در نهایت نه توانست اکشنی درست به مخاطب ارائه دهد و نه قادر بود ابزوردیسم پنهان در آثار گذشتهاش را تصویر کند. حال ریچی از دنیای شهری به فضایی کاملاً باز رفته است و سعی دارد از درون اکشنی جنگی مخاطب را سرگرم کند.
این تغییر رویه در سینمای ریچی جای تعجب ندارد. او مانند هر فیلمساز دیگری در دنیای سرگرمی دوست دارد اکشن خود را در لوکیشنهای مختلف به تصویر بکشد.
ریچی در این اثر اولین تجربهی همکاری خود را با «جک جیلنهال» دارد. در کنار جیلنهال بازیگر معروف دانمارکی-عراقی، «دار سلیم»، به ایفای نقش میپردازد. داستان از این قرار است که در سال ۲۰۱۸ و پس از یک عملیات خنثیسازی ناموفق، «جان کینلی» توسط مترجم افغانستانی خود از دست طالبان نجات پیدا میکند. ریچی روایت خود را به سه بحش تقسیم میکند و گویی هر بخش داستانی جداگانه دارد. بخش اول مربوط به آشنایی دو کاراکتر با یکدیگر است و همانطور که از توضیحات ابتدای فیلم متوجه میشویم، درونمایهی روایت ریچی در باب مترجمان افغانستانی برای ما مشخص میشود. ریچی بهنوعی قصد دارد از واژهی تعهد بهصورت کنایی استفاده کند؛ اینکه مترجمان افغانستانی طی ۲۰ سال در خدمت ارتش ایالات متحده بودند، اما هنگام خروج نیروهای آمریکایی، بسیاری از این افراد در چنگال طالبان گرفتار آمدند. بخش دوم اثر همان رخداد اصلی قصه، یعنی نجات جان توسط احمد مقابل ما قرار میگیرد. بخش سوم نیز تکمیل شدن طرف دیگر تعهد، یعنی نجات احمد توسط جان تصویر میشود. ریچی در هر کدام از این سه بخش گویی اثر را دوباره از ابتدا شروع میکند و به اوج میرساند. این بازی زیبای او با ضربآهنگ یک اثر اکشن بهنوعی میتواند نفستازهکردن این کارگردان خستهی بریتانیایی هم باشد. گویی ریچی هم مانند بسیاری از مخاطبان خود از عملیات فورچون دل خوشی نداشته است.
ریچی در این اثر اکشن را بدون هیچ پسوپیشی تصویر میکند. سکانسهای درگیری و اکشن او مانند همیشه پر سر و صدا و اتفاقاً اینبار با زاویههای جدیدی تصویر شدهاند. او دربرخی از صحنههای اکشن از دوربین روی دست استفاده کرده است. این انتخابها را باید بهحساب دور شدن او از سینمای اکشن شهری دانست. ریچی در این اثر فضای بازتری را در اختیار دارد و بهراحتی میتواند مانور دهد. اما باز هم این اثر دارای برشهایی است که از سینمای ریچی بعید بهنظر میرسد. البته این بعید بودن تا قبل از فیلم «عملیات فورچون» تازگی داشت. در هر حال این فیلم باز هم نسبت به فیلم قبلی ریچی یک سر و گردن بالاتر است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.