سارا و بلیک با ماشین لوکس خود مقابل درب خانهای ویلایی و شیک توقف میکنند و در حین بازدید به این نتیجه میرسند که این همان خانهی رویایی آنهاست. اما ناگهان در گوشهی حیاط، فردی بیرون میآید که ظاهراً بخشی از خانه را اشغال کرده است. نام او «رندی» و یک مرد اهل پارتي است. فضایی هم که اشغال کرده مملو از مواد محرک و مخدر است؛ از کریستال و اسید گرفته تا کوکائین و وید. با همین مقدمه کل ماجرا و نتیجهی آن در ذهن شما نقش بسته است؛ حملات این زوج و رندی به یکدیگر و اختلافاتی که بالا میگیرند و در نهایت همهچیز بهخیر و خوشی بهپایان میرسد. طرفداران کمدیهای فکاهی، این فیلمها را بیشتر بابت اتفاقات پردهی دوم روایت میبینند و بههمین دلیل است که کارگردانهایی مانند «سم ماکارونی» تمام توان خود را روی اتفاقات بخش میانی فیلم قرار میدهند.
کمدیهای فکاهی را باید مخصوص سینمای هالیوود دانست. در این دسته از کمدیها که همیشه نام سری فیلمهای امریکنپای بهعنوان مثالی از آن استفاده میشود، شخصیتپردازی اثر در حد همان پنج دقیقهی اول است و برای ادامهی فیلم دیگر نیازی به شناخت کامل شخصیت نیست. بگذارید سادهتر بگویم؛ در این نوع فیلمها شما میتوانید با برش هر کدام از اتفاقات یک کلیپ اینستاگرامی مجزا درست کنید. هیچ بخشی از فیلم جزئی از یک کل واحد نیست. پس انتظار اینکه بخواهیم روایتی ساختارمند را از این آثار انتظار داشته باشیم، خواستهی زیادی بهحساب میآید.
برعکس این فکاهیها، کمدی-ابزوردهای بریتانیایی هستند که تبدیل به بخش جداییناپذیر سینمای پستمدرن شدهاند؛ فیلمهایی مانند پارتی، بولوار لندن، راک-اند-رول و … در تمامی این آثار رگهی کمدی با ظرافت در بدنهی درام یا اثر اکشن گسترانیده شده است و باعث میشود مخاطب در تمامی داستان شخصیتها و واکنشهای آنها به موقعیتهای مختلف را بپذیرد.
شاید قیاس این دو نوع سینما با هم چندان سنخیتی نداشته باشد. اما این مقدمهایست بر سینمای کمدی هالیوود. استودیوهای هالیوود همیشه طرفدار سروصدا هستند و آثاری که تولید میکنند باید ازهمهلحاظ غلوشده باشند. اگر قرار است جیم کری دو دهه سینمای کمدی هالیوود را درست بگیرد، او را در موقعیتهایی قرار میدهند که از ابتدا تا انتهای آنها پرفورمنس ثابتی را با استفاده از میمیکهای پرطرفدار خود به بیننده ارائه دهد. اما سینمای بریتانیا روی فضاسازی موقعیت کمدی و دراماتیک سرمایهگذاری میکند و هر بازیگری با هر پیشینهای (چه کیلین مورفی، چه کالین فارل) در سینما، میتواند در آن موقعیت قرار گیرد و نقشاش هم باورپذیرتر باشد. اما تنها نقطهضعف سینمای بریتانیا شاید این باشد که مانند کانادا برای مهاجران ایرانی است و همچون ایستگاهی موقت قرار است بازیگران و فیلمسازان خود را بهسوی هالیوود رهسپار کند.
فیلم خانهی مهمان را میتوان برای یک بار تماشا تحمل کرد. اما قبل از تماشای آن بهتر است گزینههای کمدی دیگری که در سال ۲۰۲۰ معرفی کردیم را مرور کنید؛ مطمئناً اثری که اولویت داشته باشد در بین آنها یافت خواهد شد.