پوستر فیلم سگ تازی

تام هنکس؛ فرمانده‌ای بر پهنای اطلس

سگ تازی
Greyhound
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده اردیبهشت

اثری درام، جنگی و اکشن که به پاره‌ای از تاریخ می‌پردازد. بسانِ خیلی از آثاری که به جنگها اشاره کرده‌اند و این دفعه نیز بخشی از وقایع جنگ جهانی دوم را در اقیانوس اطلس از زاویه‌ی دوربین «آرِن اشنایدر» به تماشا نشسته‌ایم. «سی.اس فارستر» با رمانی همچون The African Queen توانست قدرت قلم خود را نمایان سازد؛ برمبنای همین اثر، «جان هیوستن» در سال ۱۹۵۱ فیلمی تحت همین عنوان به عالم سینما پیشکش کرد. حال نیز، اثری که بر مبنای رمانی دیگر از وی که در سال ۱۹۵۵ به رشته‌ی تحریر درآمده است.
داستان «The Good Shepherd» که شاید اگر فیلمنامه و قصه‌ای گیراتر را در کنار خود می‌داشت، می‌توانست به جذابیت‌اش افزوده و فیلمنامه‌نویسی تام هنکس، حتی بیشتر از رمان مذکور، متبلورتر می‌شد.
این‌بار «تام هنکس» در شمایل چوپانی که باید گله را از مسیری صعب‌العبور هدایت کند و به مقصد به‌ سلامت برساند درآمده است؛ راهنمایی که زندگی‌اش را وقف خدمت به زیردستان و انجام وظایف‌اش به نحو احسن کرده‌است.
ناو گری‌هَوند همراه دیگر ناوها باید با عبور از اقیانوس اطلس به نیروهای خودی پیوسته و به آنان یاری رساند.
داستانی تکراری که خواه ناخواه در قیاس با آثار در این رسته، نتوانسته به دلچسبی و مانائی فیلمهای پیشین برسد. با پرداخت بیشتر و بسط روایات و حتی درگیری بین سربازان کشتی‌های جنگی گوناگون و فشار روانی سنگین متحمل‌شده بر روح و روان ایشان، حتما می‌توانست به ارزشمندی اثر کمک کند.
هنکس در نقش فرمانده، فردی دلرحم و مهربان و انسان‌مدار را به تصویر می‌کشاند؛ فرمانده‌ای که حتی با تنبیه زیردستان مخالف است و با کشته شدن سربازان نیروی مقابل هم غمگین می‌شود؛ رابطه‌ی خوبی با افراد تحت اوامرش دارد و با مرگ آشپز کشتی، بسیار غمزده می‌شود. فردی معتقد که سپاس‌مند زندگی روحانی خود است و حتی هر ازگاهی از کتاب مقدس یاد می‌کند؛ در جایی از فیلم در آشوب جنگ به این آیه از انجیل چنگ می‌زند: «مثل یک مار عاقل باش و مثل یک کبوتر، بی‌آزار» حتی سربازان نیز از بکارگیری الفاظ نامناسب و رکیک محروم هستند و با احتیاط کامل مراقب سخنان بر زبان‌رانده‌شان هستند.
بار دراماتیک اثر فقط بر دوش هنکس است؛ اگر به شخصیت‌های دیگر هم مجالی برای عرضه داده می‌شد جذابیت اثر دوچندان می‌شد. جز سکانس‌های نخستین فیلم ردّی از صحنه‌های درام در فیلم نخواهیم یافت و اگر منصف باشیم به‌ندرت.

از نکات جالب این اثر به فیلمبرداری باید اشاره داشت که بر روی چند ناوچه متعدد در مکانهایی گوناگون صورت گرفته بود.
قطعا نقطه قوت اثر را در بازی بجا و مناسب هنکس باید دانست؛ چهره‌ای که ما را ناخواسته به یاد «نجات سرباز رایان» می‌اندازد؛ شاید این اثر به اصالت و بکر بودن آن نباشد اما بازی هنکس را نباید نادیده انگاشت؛ اثری قابل احترام و ادای دِینی دیگر و موشکافانه به جنگ جهانی. نقطه قوت دیگر را باید به موسیقی گوش‌نواز اثر اختصاص داد؛ خلق لحظات اضطراب و دلهره و تراژیک را به مدد آن بهتر لمس کردیم.