ابرقهرمانان خستهکنندهای که تمامی ندارند
«جان استوارت»، تکتیرانداز تفنگداران دریایی بازنشست شده، حالا با خاطرات تلخ روزهای جنگ دستوپنجه نرم میکند. اما شبی سقوط یک سفینهی عجیبوغریب در کنار خانهاش او را وارد مسیری متفاوت میکند. او انتخاب شده است تا با قدرت فانوس سبز برای ایجاد عدالت در جهان تلاش کند.
به نظر میرسد دیگر دیسی و ابرقهرماناناش برای همه شناخته شده باشند. اما دنیای کمیک آنقدر وسیع است که باور کردناش سخت است هنوز هم بتوان نام ابرقهرمانانی قدیمی را شنید که کمتر دیده و شنیده شده باشند. داستان ابرقهرمانی فانوس سبز شاید از آن داستانها باشد که کمتر دیده شده است. البته که چندین انیمیشن و حتی یک فیلم لایو اکشن نیز، در سال ۲۰۱۱، از این داستان ساخته شده، اما هیچکدام تا کنون نتوانستهاند مخاطبان چندانی را طرفدار خود کنند. این بار جان در فانوس سبز میخواهد داستان خود را روایت کند.
انیمیشن «فانوس سبز: از قدرت من دوری کنید» با روند خوبی آغاز میشود. خوب از آن جهت که به نظر میرسد مخاطب با یک پیرنگ کلی روبهرو است. قرار است این انیمیشن برخلاف بسیاری دیگر از انیمیشنهایی که هر ساله ساخته میشوند و فاقد داستانی روشن هستند، حرفی برای زدن داشته باشد. چیزی حدود بیست دقیقهی اول مخاطب میتواند جان را دنبال کند، زیرا تصور میشود جان مرکز داستان بوده و میخواهد با قدرتی که هنوز به آن آشنایی ندارد دنیا را تغییر دهد. همهچیز خوب دیده میشود، اما رفتهرفته شخصیتهای دیگری وارد مسیر میشوند و داستان آشفتگیهای خود را با ورود هر شخصیت بروز داده و بیشتر و بیشتر میکند. در اواسط داستان دیگر هیچچیز مشخص نیست. نه شخصیتهای بسیارِ ورود پیدا کرده تعریف میشوند و نه کاملاً مشخص است که قرار است چه جنگی و چرا میان این شخصیتها ایجاد شود. انگیزههای شخصیتها درست مانند هویت آنها مبهم بوده و مخاطب را دچار آشفتگی میکند. شاید کارگردان به تصور آگاهی مخاطباناش دربارهی شخصیتهای اصلی کمیک تلاشی برای شناساندن آنها در مسیر داستان نکرده است، اما آیا این اتفاق کاری درست است؟ مگر میشود این تعداد کارکتر ولو کارکتر معروف را وارد یک داستان کرد و حتی برای یکی از آنها دلیلی برای وجود داشتن ایراد نکرد؟ در ادامه بارها جنگها و نبردهایی به ظاهر هیجانانگیز اما بیمعنی در مسیر داستان اتفاق میافتد که میتواند مخاطب علاقهمند به این دنیاها را راضی کند. مخاطبی که علاقهای به شنیدن داستان ندارد و فقط منتظر دیدن جنگهای به ظاهر پر هیجان است. این کاراکتر با داشتن نیروهای فراطبیعی به آن کاراکتر حمله میکند و مشخص است که هر بار قرار است کدام یک از آنها هم برنده شود. در این انیمیشن فقط و فقط جان باید پیروز و ابرقهرمانی مثالزدنی باشد و دیگر ابرقهرمانان هم باید فقط به خاطر او وارد داستان شده و از آن خارج شوند.
در این میان اما دیسی و کمپانیهای بزرگ تنها چیزی را که آموختهاند استفادهی هر چه بهتر از تکنولوژیهای روز و ساختن تصاویری با کیفیتتر و زیباتر بوده است. تصاویر این انیمیشن هم با بهره بردن از یک طیف رنگی خاص توانسته فضای تاریک داستان را به خوبی تصویر کند. خطوط مشکی کشیده شده در اطراف شخصیتها و به طور کلی فضای داستان که در انیمیشنهای اخیر زیاد دیده میشود یکی از آن المانهایی است که توانسته با تفکیک همهچیز جلوهای بیشتر را به تصاویر دهد.
این انیمیشن یک المان خوب دیگر هم دارد که آن هم در مسیر داستان آشفتهاش حرام شده است. صداپیشگی شخصیتهای این انیمیشن با توجه به تصاویر میتواند شخصیتها را تعریف بهتری کند، اما متأسفانه شخصیتها داستان و هویتی ندارند تا این صداها کمککنندهای برای درک بهتر آنها باشند. در این انیمیشن هم ما با ابرقهرمانانی روبهرو هستیم که به نظر میرسد تمام نمیشوند و با هر بار متولد شدن بیهویتی و بیمعنایی خود را بیشتر و بیشتر نشان میدهند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.