روایتی ساده، اما کامل
برخی فیلمسازان در دنیای سینما وجود دارند که از همان گام اول میدانند که از این مدیوم چه میخواهند. آنها سینمای ژانری را میشناسند، با ساختارهای مختلف سینمایی آشنایی کامل دارند و در عین حال فیلمبازان خوبی هستند و همین امر باعث میشود تا از داشتهها و نوآوریهای دیگران در دهههای گذشتهی سینما بدون خساست بهره ببرند و در عین حال فرم روایی و بصری خود را نیز پای اثر بریزند. آقای «پاتسی پانسیرولی» یکی از همین فیلمسازان است. او را با فیلم «هنری پیر» در کانال میشناسیم و حال اثر بعدی این فیلمساز با نام «طمعکاران» در ژانر کمدی-ابزورد قرار است در مسیر ژانری دیگری حرکت کند.
آقای پانسیرولی در فیلم قبلی هم نشان داد که از آن دست فیلمسازانی است که اثرش را تا جایی که امکان دارد دچار هرس میکند تا مخاطب در برابر روایتی دارای ساختار قرار بگیرد. شاید در نگاه اول همه بگوییم چنین کاری بسیار ساده است. اما در خود سینمای سرگرمی نیز شاهد هستیم که بسیاری از فیلمسازان اسیر ملاحظاتی میشوند که به ساختار کلی روایتاشان ضربه وارد میکند. آقای پانسیرولی در دو فیلم اخیر خود تنها ملاحظهای که مقابل خود میبیند ساختار سینمای ژانری است و بس.
فیلم «طمعکاران» با واگویههای مورفی بهعنوان رییس پلیس شهر ساحلی «پرویدنس» آغاز میشود که در اتاق خواب پسر از دست رفتهاش با او صحبت میکند و در ادامه به خانهی ویل و پیج میرویم که بهتازگی به این شهر نقل مکان کردهاند. ویل بهعنوان نیروی جدید ادارهی پلیس این شهر در حال آماده شدن برای اولین روز کاری خود است و در ادامه شاهد این هستیم که کاراکتر تری نیز بهعنوان همکار به او اضافه میشود و پس از معارفهای کوتاه توسط مورفی آنها به درون شهر و گشتزنی خود میروند. روایت از همان ابتدا دچار بخشبندیهای زیبا و نغزی میشود که کارگردان آنها را هوشمندانه از میان دیالوگهای یک کاراکتر درگیر در آن بخش انتخاب کرده است. بهطور مثال بخش اول پلیسها نام دارد که جملهی توضیحی آن اولین توصیهی شمارهی یک است. این توصیه در یکی از دیالوگهای تری قرار دارد که میگوید: «اولین توصیه اینه که تا مجبور نشدی کسی رو نکش.» گویی همین توصیه و قتل ناگهانی ویرجینیا توسط ویل همان دومینویی است که قرار است ریزش مهرههای آن تا انتهای داستان ادامه پیدا کند.
آقای پانسیرولی در روایت خود صرفاً بهدنبال ساخت یک اکشن-ابزورد یا یک اکشن فکاهی از انواع استودیویی نیست، بلکه سعی دارد در همین دنیای ابزورد ترکیبی از دنیای برادران کوئن و ابزوردهای بریتانیایی را به مخاطب ارائه دهد. روایت او قابهای سادهای دارد، اما بهلحاظ کاراکتری بسیار گسترده است و همین باعث جان گرفتن آن میشود. کارگردان تسلطی مطلق روی همهی کاراکترهای خود دارد و گویی حتی یک فروشندهی ساده در این شهر کوچک هم از نظر او در نمانده و مخاطب در طول فیلم همهی شهر را در مینوردد. در کمتر اثری میتوان چنین تسلطی را روی کاراکترها در گسترهی یک شهر مشاهده کرد؛ آن هم اثری کاملاً متعلق به سینمای سرگرمی که هر مخاطبی را در سینما به خود مشغول خواهد کرد. آنچه اثر آقای پانسیرولی را خاص میکند، سادگی روایت و در عین حال پیچیدگی ژانری و زیرژانری آن است. گویی در این اثر همهچیز بهاندازهی کافی اضافه شده است. چرخش روایت روی کاراکترها از طریق بخشهایی که توضیحی زیرکانه و نغز و در عین حال کمیک هستند باعث لذتبخشتر شدن داستان فیلم میشود. از سویی دیگر آقای پانسیرولی در روایت خود میداند که عاقبتی در یک اثر ابزورد وجود دارد و همین نکته ابتدا و انتهای روایت را به یکدیگر متصل میکند. این نکته را هم نباید فراموش کرد که مخاطب در برخی سکانسها میداند که چه اتفاقی قرار است رخ دهد، اما از چگونگی آن رخداد است که دچار هیجان میشود. این یعنی فرم بصری زیبایی که یک کارگردان میتواند در سینمای سادهی خود ارائه دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.