سرقتهایی که دیگر باید نوجوانها مرتکب شوند
«امیلی» دختر بااستعدادی ست که از اتومبیلها خوشاش میآید و همهچیز را دربارهی آنها میداند. سکانس ابتدایی فیلم با دزدیدن یک ماشین توسط امیلی بههمراه دوستش «مکس» شروع میشود. مکس از این کار خوشاش میآید و امیلی را مجاب میکند تا با دزدیدن ماشین و فروش آنها به خریداران ماشینهای دزدی بتوانند کسب درآمد کنند. آنها زیر سن قانونی هستند و نگرانی چندانی برای مجازات شدن ندارند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه یکی از معلمهای مدرسه آنها را در حین ارتکاب جرم میبیند.
فیلمهایی که دربارهی ماشین و سرعت است همواره مورد توجه عموم بودهاند. حتی فیلمهای جنایی و اکشن هم تا بتوانند از سکانسهایی که ماشین و سرعت در آنها دخیل است استفاده میکند. در فیلم «بیبی راننده» یک پسر نوجوان با توانایی زیاد در رانندگی با یک گروه خلافکار مشغول به کار میشود. فیلمی که در آن سکانسهای تعقیب و گریز فراوان است و همین امر طرفداران این ژانر را راضی میکند. اما در این فیلم قرار نیست تعقیب و گریز آنچنانیای مشاهده شود. و از آنجا که قرار است دو دختر نوجوان وارد بازی بزرگترها شوند، پس میتوان سادهلوح بودن و به دام افتادنشان را باور کرد. از این جنبه نمیتوان به سادهبودن فیلم ایرادی گرفت، اما تغییر رفتار ناگهانی معلم عاشق ماشین غیرقابلدرک است. او که در ابتدا بهنظر بدون اعتمادبهنفس است، ناگهان تغییر رفتار میدهد و تبدیل به یک دزد خطرناک ماشین میشود که حتی از تفنگ نیز استفاده میکند. در واقع پرداخت نشدن به این معلم درک شخصیت او را برای بیننده سخت میکند. ورود همین معلم رویهی فیلم را تغییر میدهد؛ داستان تا اواسط فیلم میتوانست نوجوانپسند باشد و اگر مسیرش را در همین جریان ادامه میداد حتی بهتر هم میشد. اما ورود معلم، اگرچه در ابتدا جذاب است، اما بعد از مدتی داستان را از تکاپو میاندازد. و دلیلاش هم همانطور که گفته شد پرداخت نادرست به شخصیت معلم و درک نشدن کارهای اوست.
از سویی دیگر از همان ابتدا چیزی که بسیار به چشم میآید استفادهی زیاد کارگردان از لانگشاتهای غیرضروری ست و کاملاً مشخص است که این کار تنها یک ژست سینمایی برای او محسوب میشود. اگرنه چه لزومی برای گرفتن لانگشات از خانهای که امیلی در آن با مادرش زندگی میکند، است؟ خانهای در کنار یک دریاچه و کاملاً مدرن و زیبا. بارها دوربین از وجوه مختلف این خانه تصاویری را نشان میدهد. یا حتی تصاویری که در اواسط فیلم از مزرعهی زیبای معلم نشان داده میشود. همه تلاشهای کارگردان است برای ارتقای اثری که انگار خود او هم میدانسته چنگی به دل نمیزند.