بازسازی نسخههای اروپایی کار هالیوود نیست
«داستان دو خواهر»، محصول ۲۰۰۴، از سینمای کرهی جنوبی را اگر دیده باشید، آنقدر روایت جذاب و رازآلودی داشت که هالیوود یکبار بی هیچ کموکاستی دست به بازسازی آن زد. اما در ادامه سینمای اتریش با کارگردانی مشترک «ورونیکا فرانتس» و «سورین فیالا» روایتی با نام «شببهخیر مامانی» را روی پرده برد. تفاوت اینبار در جنسیت بود و دو برادر دوقلو در مرکز این داستان قرار داشتند. حال باز هم همین نمونهی اتریشی تبدیل به یک بازسازی دیگر در هالیوود شده است.
بازسازیهای هالیوودی از روی آثار اروپایی و دیگر کشورها یک حلقهی گمشده دارند و آن بیپروایی در روایت است. شاید در مرور بازسازیهای این دو سال اخیر بارها به نمونهی «مسخرهبازی» میشائیل هانکه اشاره کردهایم. چون فیلم جدید هم بازسازی دیگری از سینمای اتریش در هالیوود است باید دوباره آن فیلم را با هم مرور کنیم. اتفاقاً در بازسازی هالیوودی که خود هانکه کارگردانی آن را برعهده داشت، باز هم این نائومی واتس بود که در نقش مادر خانواده بازی میکرد. هانکه در نسخهی هالیوودی هیچ شباهتی به کارگردان با جسارت اروپایی نداشت. گویا خاصیت هالیوود میانه همین است که همهچیز را از فیلتر میانمایگی میگذراند. بازسازی جدید هم دچار همین فیلتر شده است و بهجای آنکه شاهد یک درام روانشناسانه باشیم، بیشتر به بازیهای هالیوودی از ارائهی یک ویلای روستایی و کاملاً مینیمال میرسیم. در نسخهی هالیوودی مادر بازیگر که درگیر افسردگی میانسالگی است هیچ نقشی در فیلم ندارد. از سویی دوقلوهایی که کل بار فیلم روی آنهاست دچار نگاههای نافذ بازیگران کودک اتریشی نیستند. در اینجا با یک فیلم روبهرو هستیم و در نسخهی اتریشی با برشی از یک زندگی دردناک مواجه میشویم.
بهترین توصیه برای چنین آثاری تماشا کردن نسخهی اصلی است و پس از آن اگر توانی مانده بود رفتن بهسراغ نسخهی بازسازی است. «مت زوبل» کارگردان بدی نیست و میتوان قریحهی سینمایی او را در فیلم «مرا به رودخانه ببر» مشاهده کرد. او در آن فیلم هم گویی از سینمای اروپا اقتباسی آزاد کرده است. او در آن فیلم روایتی تلخ از یک تجاوز را دارد که در یک دورهمی خانوادگی عیان میشود. شاید این فیلم ما را بهیاد «جشن» وینتربرگ بیندازد. اما او در سال ۲۰۲۲ نتوانسته بازسازی خوبی از نسخهی اتریشی خود داشته باشد و این را باید در همان فیلترهای هالیوودی جستوجو کرد. تاکنون که بازسازیهای هالیوودی نتوانستهاند حتی نزدیک به نسخههای اصلی شوند.
کارگردان جوانی چون سوبل همچنان در ابتدای مسیر فیلمسازی خود قرار دارد. او در همین دو اثر نشان داده که در جای درستی به روایتهای سینمایی مینگرد و مخاطب را مشتاق دیدن آثار بعدی خود میکند. باید دید او در اثر بعدی خود همچنان در همین رازآلودگی باقی میماند یا دوباره مخاطب را به کنار رودخانهای و باز کردن رازی تلخ در یک خانواده میبرد. مسیر چنین فیلمسازانی را باید پس از حداقل پنج فیلم بلند داستانی در سینما دنبال کرد و دید آیا میتوانند همان استحکام آثار ابتدایی را داشته باشند یا خیر. سوبل در فیلم جدید خود فقط بازسازی کرده است. شاید این اثر را نمیتوان به نگاه سینمایی او مربوط دانست، اما این را هم باید بپذیریم که او در این بازسازی حتی بهاندازهی یک فریم به نسخهی اتریشی نزدیک نشده است. فیلم او از همان ابتدا خود را لو میدهد و به مخاطب اجازهی لذت بردن از یک رازآلودگی را نمیدهد؛ مخاطبی که از چنین روایتهایی فقطوفقط بهدنبال همین بازیهای ذهنی است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.