پوستر فیلم موفق باشی لئو گرانده

تقابل یک محافظه‌کار با عریانی مفاهیم

موفق باشی لئو گرانده
Good Luck to You, Leo Grande
محصول ۲۰۲۲ – بریتانیا، ایالات متحده
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «مثبت‌نگری به سکس» اشاره کردیم که دعوای میان فمینیست‌های محافظه‌کار و رادیکال در دهه‌ی ۱۹۸۰ منجر به جنگ سکس شد و در نهایت پایان موج دوم فمینیسم و شروع موج سوم این جنبش در دهه‌ی ۱۹۹۰. در میان مجادله‌ها و تنش‌های بین دو گروه یک موضوع بسیار سر و صدا به‌پا کرد و آن هم در باب تن‌فروشان بود. فمینیست‌های رادیکال بر این تأکید داشتند که باید این دسته از افراد را در جامعه کارگر جنسی نامید، شغل‌اشان را همچون مشاغل دیگر به حساب آورد، تحت پوشش بیمه قرار بگیرند و در نهایت مراقبت‌های بهداشت جسمی و جنسی را نیز از طریق کلاس‌های آموزشی باید به آن‌ها آموخت. از آن‌سو فمینیست‌های سنتی در این باب سخن می‌گفتند که باید در جامعه به دنبال دلایلی بود که چرا یک زن به تن‌فروشی روی می‌آورد. آن‌ها به‌نوعی پیشینی به قضیه می‌نگریستند و رادیکال‌ها پسینی. خانم «سوفی هاید» که در آثار گذشته‌ی خود نشان داده که گرایشی پررنگ به‌سوی سکس‌پازیتیوها دارد در این فیلم هم سعی دارد از نظر خود دچار نوعی ساختارشکنی شود.

خانم هاید تن‌فروشی را این‌بار از طریق مردی جوان با نام مستعار «لئو گرانده» تعبیر می‌کند و سعی دارد از طریق ملاقات‌های رزروشده‌ی او با معلمی بازنشسته که همسر خود را مدتی‌ست از دست داده مخاطب را درگیر نوعی مناظره بین یک زن سنتی و اسیر دنیای مردسالار و مرد جوانی که به تن‌فروشی خود مفتخر است کند. خانم هاید در آثار قبلی خود نشان داده که تا چه حد روی مباحث مربوط به دنیای فمینیستی و به‌خصوص روابط جنسی مسلط است. همین تسلط باعث شده تا دیالوگ‌های بین دو نام مستعار نانسی و لئو ساختارمند باشند و به‌نوعی ریشه در بسیاری از رخدادهای دهه‌های گذشته در میان مردمان بریتانیا داشته باشند.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که خانم هاید تسلط خود را روی تک‌لوکیشن اتاق هتل از دست می‌دهد. او گویی در دکوپاژ سعی دارد در هر کدام از ملاقات‌ها این اتاق را از یک فضای کاملاً مرتب و متناسب با ذهن مذهبی-سنتی نانسی به‌سوی آشفتگی حاصل از گفت‌و‌گوهای او و لئو سوق دهد. اما روایت خانم هاید در یک لوکیشن رخ می‌دهد و همین مسسله باعث قفل شدن خلاقیت کارگردان شده و در نهایت با اثری روبه‌رو هستیم که در بیشتر دقایق خود گویی واگویه‌های ذهنی کارگردان را در حال بازگویی است. خانم هاید خود و تفکرش را از اثر حذف نکرده است، بلکه با قدرت تمام در تمام دیالوگ‌ها حضوری پررنگ دارد و همین مسئله جان اثر را می‌گیرد. بله، یک هنرمند خوب به‌راحتی می‌تواند ردپایی از خود را در جای‌جای اثرش بر جای بگذارد، اما آنچه در اثر خانم هاید می‌بینیم اشغال فضای روایی توسط اوست. این فیلم تمام تلاش خود را می‌کند که ابتدا اصطلاح کارگر جنسی را به‌جای تن‌فروش مصطلح کند، سپس کارگر جنسی را صرفاً از کالبد زن بیرون بکشد و این را نشان دهد که مردان هم به همان نسبت می‌توانند به این شغل روی آورند. اما مشکل خانم هاید مانند همه‌ی رادیکال‌ها در این است که وقتی به گذشته‌ی تن‌فروشان می‌نگرند آن را همچون تقدیر می‌پذیرند و قوه‌ی انتخاب را به پس از روی آوردن این افراد به تن‌فروشی به کار می‌گیرند؛ نقطه‌ضعفی که همیشه وجود داشته و هیچ‌گاه نتوانسته‌اند آن را حل کنند. به همین سبب است که همچنان در دنیا انواع قاچاق جنسی دختران و پسران زیر سن قانونی را داریم و اگر قرار بود بنا به تفکر دوستان رادیکال به آن بنگریم این را باید همچون تقدیر در زندگی این کودکان بخت‌برگشته قبول می‌کردیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟