پوستر فیلم گمشده در شب

رازآلودی جوانی در سرگردانی کارگردان گم شد

گمشده در شب
Gone in the Night
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی دو دهه‌ی گذشته درخت زندگی را در آثار کارگردان‌هایی چون آرنوفسکی و مالیک از دیدگاه عرفانی و فلسفی مشاهده کرده‌ایم. حال «الی هورویتس» در اثر جدید خود که یک درام هیجان‌انگیز و رازآلود است قصد دارد خیلی ساده به این مقوله بپردازد.
در آثار هیجان‌انگیز معمولاً در پرده‌ی اول و نیمی از پرده‌ی دوم با ضربآهنگی ملایم رو‌به‌رو هستیم. کارگردان سعی می‌کند در نماهای بین صحنه‌ها و سکانس‌ها کلیدهای راهنمایی در اختیار مخاطب قرار دهد. مخاطب نیز با استفاده از آن‌ها و تا قبل از گره‌گشایی ذهن خود را متوجه پی بردن و باز کردن قفل‌های روایت می‌کند. همه‌ی این اتفاقات زمانی می‌افتد که کارگردان بتواند مخاطب را در پاره‌ی اول داستان غرق در روایت کند. فیلم آقای هورویتس فقط در ۱۸ دقیقه‌ی ابتدایی خود چنین خاصیتی دارد و پس از آن کاملاً شبیه یک اثر بی در و پیکر می‌شود.
«کث» و «مارکس» برای تعطیلات آخر هفته به کلبه‌ای میان جنگل می‌روند. اما با دیدن زوج جوانی دیگری در کلبه جا می‌خورند. تلفن هم طبق معمول این آثار آنتن نمی‌دهد و در نتیجه کاراکترها نمی‌توانند با صاحبخانه تماس بگیرند. در هر حال آن زوج جوان به آن‌ها اجازه می‌دهند شب را در کلبه ساکن شوند. کث زودتر از بقیه به رختخواب می‌رود. صبح که از جا بر می‌خیزد نه خبری از مکس است و گرتا. «ال» به او می‌گوید که آن‌ها با هم فرار کرده‌اند. کارگردان در این روایت ضربه‌ی اول را خوب می‌زند. اما پس از چند فید-اوت و فید-این و تلاش کث برای پیدا کردن پاسخی به این خیانت، فیلم از تک‌ و تا می‌افتد. کارگردان جوان که پیش از این سابقه‌ی تدوین دارد، سعی می‌کند در خلال آشفتگی کث، داستان را این‌بار از زاویه‌دید مکس تعریف کند. این تلاش تا رسیدن زمان‌ها به یکدیگر پاسخ می‌دهد. اما آیا این تدوین‌گر سابق و کارگردان اکنون در مورد از هم پاشیدگی روایت خود در پاره‌ی دوم داستان فکر نکرده است؟ روایت او در این بخش خالی از هر هیجان و رازآلودگی است. او همه‌ی رخدادهای را خلاصه به چند مکالمه‌ی تند، سرنگ بیهوشی، فرار کردن مضحک کث از درون کانتینر و در نهایت پدیدار شدن درخت زندگی در افق دید کث می‌کند.
کارگردان سعی دارد با زبانی ساده از تلاش انسان برای توقف پیری و پی بردن به همان راز کلیشه‌‌ای جوانی بگوید. او این درون‌مایه را فقط از طریق چند نمای کوتاه و چند دیالوگ کوتاه و توضیحی از زبان «بارلو» بیان می‌کند و هیچ تلاشی در بال و پر دادن تصویری به‌ آن ندارد. هورویتس، با توجه به پاره‌ی اول فیلم و تلاشی که برای به ثمر نشستن رازآلودگی اثر کرده، می‌توانست روایتی جذاب و هیجان‌انگیز و در عین حال رازآلود را به‌تصویر بکشد. از یک تدوین‌گر که در آثار رازآلود و جنایی دستی بر آتش دارد انتظار اثری به‌مراتب قوی‌تر و دارای چارچوب می‌رفت. حال باید دید این کارگردان جوان در ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی خود از این اثر تجربه‌ی کافی کسب خواهد کرد یا همچنان به ساختن یک اثر ۹۰ دقیقه‌ای و صرفاً اضافه کردن یک فیلم دیگر به کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود بسنده خواهد کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟