پوستر فیلم گردوغبار طلا

رفیق‌های قدیمی

گردوغبار طلا
Gold Dust
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«موسی» و «فینک» دو دوست قدیمی هستند که سال‌ها در تلاش‌اند که یکی از گنجینه‌های موجود در بیابان را یافته و خود را ثروتمند ببینند. یکی ثروت را برای ازدواج با دختری می‌خواهد که سال‌های دور در دبیرستان دوست داشته و دیگری نیز برای یافتن همسری مناسب. یک روز در یک اتفاق نادر آنها متوجه علائم غیرطبیعی در آن بیابان -که در نقشه وجود ندارد- می‌شوند. و یک ماشین و شخصی مرده را پیدا می‌کنند. درون ماشین متوجه کیفی پرپول می‌شوند که با برداشتن این کیف خود را در معرض خطرات بعدی قرار می‌دهند.
فیلم «گردوغبار طلا» یک فیلم ماجراجویانه و کمدی‌ست. موسی و فینک به‌عنوان شخصیت‌های بامزه‌ی داستان مکمل یکدیگر شده و توانسته‌اند با ردوبدل کردن دیالوگ‌هایی کم‌وبیش خنده‌دار، فضایِ کمدی خوبی را ایجاد کنند. به نوعی شبیه به فیلم دلقک:قسمت پایانی. در این فیلم نیز دو شخصیت اصلی طنز با ایجاد دیالوگ‌هایی درصدد ایجاد موقعیت‌هایی متفاوت برای خنده بودند. اما از لحاظ موقعیت و البته نوع طنز دو فیلم با یکدیگر متفاوت هستند و همین تفاوت در نوع طنز و دیالوگ‌گویی احتمالاً در پذیرش نوع مخاطب خاص خود بی‌اثر نخواهد بود. در فیلم پیش‌رو ما با طنزی عمومی‌تر و شاید ساده‌تر روبه‌رو هستیم.
آن‌ها در همان سکانس‌های ابتدایی با موقعیت طنزی که ایجاد و روند دیالوگ‌های که خلق می‌کنند، می‌توانند خود را به‌خوبی مدیریت کرده و مکالمات را تنوع دهند. چرا که با وجود بیابان و دو شخصیتی که در ابتدای داستان وجود دارد، همین مکالمات می‌تواند منجر به دیدن مابقی فیلم شود. هم‌چنین دوربین نیز به کمک آن‌ها آمده و تلاش می‌کند موقعیت‌ها را از زاویه‌ای طنزآمیزتر نشان دهد. یکی از این سکانس‌ها زمانی ست که موسی درباره بازی‌اش در فیلم «ارباب حلقه‌ها» صحبت می‌کند. در این سکانس دوربین از زاویه‌ی پایین به موسی و فینک نگاه می‌کند؛ فینک در حال کوتاه کردن مویِ سر موسی‌ست و موسی از اینکه نتوانسته حتی در یک سکانس کوتاه در فیلم ارباب‌حلقه‌ها بازی کند، صحبت می‌کند. مکالمه‌ای طنزآمیز که زاویه‌ی دوربین در ایجاد موقعیت طنز کمک‌کننده بوده است.
علاوه بر این دو نفر، شخصیتِ قاتل رقصان نیز در فیلم جالب است. آن دو که پول‌های یک کارتل را از داخل ماشین برداشته‌اند، حالا قرار است توسط این قاتل دنبال شوند. نکته‌ی جالب توجه این قاتل اهمیت او به موسیقی کلاسیک است و اینکه شدیداً از آواز شنیدن متنفر است. شاید درنظر اول این کاری اشتباه در فیلم باشد؛ این‌که موسیقی کلاسیک در فیلمی کمدی جای داده شده است اما این موسیقی‌های کلاسیک آنقدر خوب به آن بیابان و به رفتارهای قاتل آمده‌اند که حتی فیلم را دلنشین‌تر نیز کرده‌اند. و در واقع همین خلاقیت در موسیقی فیلم است که می‌تواند آن را متفاوت‌تر از فیلم‌های مشابه نشان دهد. زاویه دوربین در هنگام نشان دادن این قاتل نیز کمک‌کننده است؛ گاهی از پشت‌سر با یک کلوزاپ‌ و گاهی از روبه‌رو با لانگ‌شات. دیگر شخصیت‌های فیلم و نوجوانانی که ورود پیدا می‌کنند نیز در روند آن و فرازونشیب‌های روایی کمک‌کننده هستند.
تنها مشکلی که شاید داستان دارد این است که آنچنان که باید روند خلاقانه‌ای را دنبال نمی‌کند و گاهی مکالمات زیاد بین موسی و فینک بیننده را خسته خواهد کرد. چرا که مکالمات بین این دو، در حالت عادی هم باعث ایجاد سکانس‌های آنچنان طنز نمی‌شود که بیننده را به لذتی بسیار برساند. اتفاقات طنز آن در حد همان لبخندهای ملیح است که گاه با زیاد شدن مکالمات همان نیز کم رنگ می‌شود. در واقع این داستان شاید اگر به دست کارگردانی با سابقه‌ی بیشتر رسیده بود احتمالاً اتفاقات بهتری را می‌شد در آن رقم زد.
«دیوید وال» کارگردان فیلم که بازیگر نقش فینک نیز است، پیش از این تنها یک فیلم ساخته است و چندان تجربه‌ای در نویسندگی و کارگردانی نداشته است. با این حال هنوز هم می‌شود از دیدن بسیاری سکانس‌های فیلم لذت برد.