غولپیکرهایی که باورپذیرتر از گذشته بودند
کینگکونگ و گودزیلا در تاریخ سینما دهههاست که هر از گاهی روی پرده میروند و مخاطبان خود را سرگرم میکنند. کینگکونگ برای اولین بار در سال ۱۹۳۳ روی پردهی سینما رفت و اولین غولپیکری بود که سینمای پاپکورنی را رونق بخشید. اما گودزیلا برآمده از درد ژاپنیهاست. این موجود بعد از بمباران هستهای هیروشیما و در سال ۱۹۵۴ تبدیل به آیکون دیگری در این سینما شد. حال و در سال ۲۰۲۱، این دو پس از بارها بازسازی و بازتولید در داستانی دیگر قرار است مقابل یکدیگر قرار بگیرند.
اما این داستان تفاوت اندکی با آثار قبلی دارد. «آدام وینگارد» را شاید بهعنوان تدوینگر، موسیقیدان، فیلمنامهنویس، مدیر فیلمبرداری و حتی بازیگر در بسیاری از پروژههای سینمایی بشناسیم. اما او در ژانر دلهره کارگردانی هم کرده است و از قضا آثار قابل تأملی را در این گونهی سینمایی تولید کرده است. «تو بعدی هستی» محصول سال ۲۰۱۱ یکی از این آثار خوشساخت است و نشان میدهد که وینگارد سینما را آنگونه که باید میشناسد. حال او مسئول ساخت پروژهی جدیدی در باب این دو غولپیکر محبوب سینما شده است. اتفاقاً اولین نکتهای که در این فیلم بهخوبی شاهد آن هستیم، جدا شدن از روایتهای انسانمحور در داستان است. جلوههای ویژهی متناسب با روایت و تبدیل شدن این دو کاراکتر هیولا به شخصیتهایی سینمایی و باورپذیر بعد دیگری از این داستان هستند. وینگارد بهخوبی توانسته با زاویهی دوربین مناسب به این دو کاراکتر جان تازهای ببخشد و مخاطب بهراحتی میتواند هر چیزی که قصهگویی همچون وینگارد روایت میکند را بپذیرد. برعکس نمونههای قبلی، این فیلم خود را از زاویهی همیشه لوانگل سریهای قبلی جدا کرده است و با زاویهی مقابل این دو هیولا را به مهمانی ویرانگر خود دعوت میکند.
این فیلم جذابیت خود را بیشک مدیون کارگردان کاربلد خود است. وینگارد در این داستان آنتاگونیست هفتجانی که بخواهد تا آخرین نمای فیلم سعی در برهمزدن مسیر قهرمان داشته باشد، قرار نداده است. اتفاقاً انسان در این فیلم به حاشیه میرود و این کونگ و گودزیلا هستند که از جایی بهبعد داستان را در دست میگیرند. انسان تنها نظارهگر عظمت این دو موجود است. پالت رنگی گرمی که باعث شده از فضای خاکستری آثار قبلی جدا شود و جلوههای ویژهی حیرتانگیز فیلم که گاهی نماهای بستهی این دو را نیز داریم، باعث شدهاند تا مخاطب بهگرمی از این اثر استقبال کند. اما این نکته را نباید از ذهن دور داشت که این اثر در نهایت یک فیلم در سینمای پاپکورنی است و انتظار مخاطب از آن باید در همین حد باشد. البته میتوان این اثر را یک گام محکم رو به جلو دانست تا در آینده بتوانیم انتظار روایتهای قابل تأملتری از موجودات محبوب سینمایی داشته باشیم.