پوستر فیلم مادرخوانده

دنیای فانتزی ناقص

مادرخوانده
Godmothered
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«النور» در مکانی به نام سرزمین مادری زندگی می‌کند. او جوان‌ترین عضو مدرسه‌ی این سرزمین است و در این جا می‌آموزد چگونه پری توانمندی شود و بتواند آرزوهای آدم‌ها را برآورده کند. اما مدت‌هاست که دیگر آدم‌ها آرزویی ندارند و پری‌ها هم بیکار شده‌اند. النور اما فکر می‌کند هنوز کسانی هستند که به آرزوکردن و به سرزمین مادری اعتقاد داشته باشند. پس در نامه‌های رسیده به سرزمین به دنبال آرزویی می‌گردد که برآورده نشده باشد. او نامه‌ی دختری ده ساله را می‌یابد و برای برآورده کردن آرزوی او دست به کار می‌شود.
فیلم «مادرخوانده» داستانی کمدی‌ درباره‌ی دچارشدن آدم‌ها به زندگی روزمره و دورشدن‌شان از آرزوها و خواسته‌های گذشته‌شان است. «مکنزی» زمانی دختربچه‌ای معصوم بوده که آرزوهای‌اش نیز به همان اندازه معصوم و کوچک بوده‌اند. او دنیا را شاد و ساده می‌دیده و در دل‌اش آرزوهای زیادی داشته است، اما حالا بزرگ‌شده و دنیا دیگر آن‌قدر ساده و راحت نیست. او زمانی که همسر و عشق خود را از دست می‌دهد، امیدش را هم به داشتن زندگی‌ زیبا از دست داده است. النور اما با یافتن مکنزی دوباره می‌تواند اتفاقات زیبا و دنیای آرام و قشنگ را به او و خانواده‌اش ارزانی کند. النور تازه‌کار است و هنوز راه‌و‌رسم پری بودن و استفاده‌ی درست از چوب جادوئی را یاد نگرفته و همین امر باعث ایجاد موقعیت‌های کمدی و طنزی می‌شود که می‌تواند مخاطب هدف این فیلم یعنی نوجوانان را به خنده بیندازد.
از سویی اما فیلم نتوانسته چنان‌که توانایی و پتانسل داستان‌اش است از موقعیت‌ ایجاد شده، بهره برده و اتفاقات هیجان‌انگیز و زیباتری را ایجاد کند. داستان فانتزی این فیلم محدود به همان عوض شدن لباس‌ها و ساختن کالسکه‌ی معروف پری‌ها می‌شود و هرگز از دنیای بزرگ و پر از خلاقیتی که می‌توان در این فیلم دید خبری نمی‌شود. در این میان عده‌ای ممکن است تصور کنند شاید خود کارگردان نمی‌خواسته است شخصیت پری چندان دخالتی در مسیر زندگی مکنزی ایجاد کند و این خود او باشد که منجر به تغییر در زندگی‌اش شود، اما من فکر می‌کنم اگر کارگردان می‌خواهد از یک پری‌ در داستان‌اش استفاده کند که می‌تواند تمام آرزوها را برآورده کند، پس بهتر است به جنبه‌ی فانتزی و تخیلی داستان‌اش هم بیشتر بپردازد. اینکه پری وجود داشته باشد و از توانایی‌های آن چندان استفاده‌ای نشود، فیلم را دچار دوگانگی خواهد کرد و بیننده نمی‌تواند با دنیای پیش‌روی‌اش ارتباط برقرار کند. بیننده‌ی این اثر خواهان دیدن یک دنیای خاص و فانتزی است تا در آن غرق شود و به نوعی آرزوهای خودش را هم زندگی کند. آیا طبق گفته‌ی فیلم نباید با داستانی فانتزی و دنیایی پر از سحر و آرزو روبه‌رو باشیم؟ به جز چند سکانس ما با هیچ دنیای خاصی روبه‌رو نیستیم و البته که با بهره نبردن فیلم از این امکان خواه و ناخواه داستان هم تبدیل به همان کلیشه‌های قدیمی می‌شود که در نهایت همه‌چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود؛ مکنزی هم عشق خود را می‌یابد و هم مشکلات فرزندان‌اش به راحتی حل می‌شوند.