پوستر فیلم دختران برای خرید

این فرم توانایی ارائه‌ی درون‌مایه‌اش را نداشت

دختران برای خرید
Girls to Buy
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن با مهاجرت بسیاری از هنرمندان و روشنفکران از اروپا به ایالات متحده رو‌به‌رو بودیم؛ از نقاش‌ها تا روشنفکرانی چون آدورن. نیویورک دیگر تبدیل به متروپلیس دنیا شده بود. شکوفایی هنر در موزه‌ی هنرهای معاصر و گوگنهایم و نمایشگاه‌های خیابان هفتم. اما در نیمه‌ی دوم قرن بیستم اتفاقی دیگر قرار بود مناسبات جهان را عوض کند. در سال ۱۹۵۳ مجله‌ای با نام پلی‌بوی در شیکاگو با تیراژ ۵۰هزار نسخه چاپ شد. عکس روی جلد «مرلین مونرو» بود. شعار این مجله این بود که ما قرار است برای مخاطب «مذکر» خود سرگرمی جدیدی ایجاد کنیم. زمانی که در مناسبات اجتماعی چیزی با نام پول رسوخ کند، دیگر باید انتظار خرید و فروش داشته باشیم. قاچاق جنسی دختران از شرق اروپا و کشورهای آسیایی به نقاط مختلف جهان آغاز شد، شکل تجارت به خود گرفت و در نهایت کارتل‌هایی قدرتمند ساخت. مجنون‌های جنسی با پول‌های فراوان خود شروع به برطرف کردن عطش‌های فروخورده‌ی جنسی خود کردند. تا بدین لحظه نه‌تنها این اتفاقات کم نشده‌اند، بلکه با ظهور پدیده‌هایی چون دارک‌وب و بیت‌کوین این تجارت آسان‌تر از گذشته به کار خود ادامه می‌دهد.
خانم «ماریا سادوسکا» در جدیدترین اثر خود سعی دارد به این آشفتگی در لهستان بپردازد. او قصد دارد دخترانی را به‌تصویر بکشد که در ازای مبلغی به آن‌سوی مرزها سفر می‌کنند تا در مهمانی‌های جنسی شیوخ عرب حضور یابند. او در فیلم خود نشان می‌دهد که این دختران حتماً آن‌هایی نیستند که نوعی سرکوب را در دوران کودکی خود تجربه کرده‌اند، بلکه یک خبرنگار موفق، یک بازیگر تلویزیونی و حتی یک خواننده‌ی پاپ نیز می‌تواند در بستر این ثروتمندان شب را به صبح برسانند. سادوسکا پیش از این فیلم دو اثر دیگر را روی پرده برده که در آن دو فیلم نیز به‌نوعی با کاراکتر زن و دنیای پیرامون‌اش رو‌به‌رو هستیم. او در فیلم جدید خود تلاش می‌کند هر آنچه را که شنیده و در مصاحبه با قربانیان به آن رسیده تصویر کند. اما مشکل او در این فیلم این است که روایت از دست کارگردان خارج می‌شود. فیلم آن‌قدر کاراکتر دارد و قاب‌های‌اش آن‌قدر شلوغ هستند که مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند. کارگردان در میزانسن قاب خود سعی دارد از آثاری چون کالیگولا استفاده کند تا مالیخولیای جنسی را به‌تصویر بکشد. اما نه پالت رنگ و نه تدوین و برش‌ها توانایی رساندن روایت به این مالیخولیا را ندارند. تصاویر فیلم آن‌قدر شبیه آثار تینیجری و جنسی هستند که مخاطب برای درک درون‌مایه‌ی مد نظر کارگردان مجبور به استفاده از انتزاع می‌شود تا تلخی این روایت را خودش در ذهن تصویر کند. این جدایی مخاطب از تصویر یعنی شکست فیلم.
خانم سادوسکا تمام سعی خود را می‌کند تا روایتی سیاه را از آنچه که بر زنان لهستان می‌گذرد به‌تصویر بکشد. اما او موفق نمی‌شود این درون‌مایه را در فرم سینمایی یک درام سیاه نشان دهد. حتی تلاش او در انتخاب موسیقی و به خصوص ترانه‌ی «جاده» از گروه «پورتیس هد» هم نمی‌تواند فیلم را وارد مسیری کند که کارگردان می‌خواهد. فیلم او بسیار پر زرق‌و‌برق‌تر از یک درام سیاه است. این فیلم بیشتر شبیه یک تجارت موفق است که بانیان آن شبیه قهرمان یک داستان هستند. سادوسکا نمی‌تواند در اثر خود پرسش ایجاد کند. او باید در پیش تولید اثر چند سوال اساسی را در باب زن و نقش او در جامعه‌ی امروزی مطرح می‌کرد و سپس حول همین پرسش‌ها پرداختی سینمایی را انجام می‌داد. متأسفانه در فیلم طولانی خانم سادوسکا نه خبری از طرح پرسش است و نه حتی روایت زنانی که تن‌فروش‌های مهمانی‌های مجلل می‌شوند. شاید باید منتظر ساخت آثاری بسیار خلوت‌تر و پرعمق‌تر بود بلکه حداقل بتوانیم پس از تماشای آن‌ها چند پرسش را برای شروع یک آسیب‌شناسی در باب تن‌فروشی جنس مؤنث و از هم گسیختگی تعاملات جنسی طرح کنیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟