«هُپ»، دختری نوجوان، در حال صحبت با زنی جوان به نام «بث» است. بث از زیبایی اندام و رفتار او میگوید و اینکه او میتواند در هالیوود به سرعت تبدیل به ستارهای مثالزدنی شود. این صحبتها با ورود نامادری هپ ناتمام میماند، اما شبهنگام هپ خانه را ترک کرده و رو به سمت هالیوود و مشهور شدن میرود.
از زمان گسترش فضای مجازی بسیاری از مردم با وجه دیگری از زندگی آشنا شدند. وجهی که شاید هرگز خودشان هم فکر نمیکردند وجود داشته باشد. بسیاری از مردم عادی توانستند زندگی سلبریتیها و هنرمندان معروف و مشهور را ببینند و شروع به رویابافی برای زندگی خود کنند. در این میان کلاهبردارن بسیاری نیز از این فرصت استفاده کرده تا مردمان رویاباف را سرکیسه کنند و به سمت خود بکشانند. حتی این رویابافان گاهی خودشان سعی کردند پا در این راه گذاشته و در این دنیا دیده و شنیده شوند. فیلم «عرق» یکی از فیلمهای بسیار خوب سال ۲۰۲۱ بود که با نشان دادن اینفلوئنسرهای اینستاگرامی سعی کرد پشتپردهی زندگی آنها را به تصویر بکشد. زندگیهایی که هرگز آنچه در برابر دوربین نشان میدهند، نیستند. حال تصور کنید کسی که پا را در مسیر به دست آوردن این شهرتها میگذارد، اسیر یک فریبکار هم شود. در فیلم «دختر گمشده: یک داستان هالیوودی» هپ اسیر یکی از همین فریبکاران میشود که جز برای بدست آوردن شهرت و درآمدی بیشتر برای خود به فکر هیچکس و هیچچیز دیگری نیست.
فیلم «دختر گمشده: یک داستان هالیوودی» اما هرگز نمیتواند پا را فراتر از یک داستان سطحی گذاشته و فیلمی معنادار و عمیق را ارائه دهد. هپ با بث دوست میشود و بث او را در کنار زنانی قرار میدهد که جز بودن با مردان کار دیگری انجام نمیدهند. حال قرار است فیلم به روایت زندگی این دختر نوجوان و چند زن دیگر بپردازد که زندگیشان در همین مسیر در حال نابودی است. اما هپ کیست و چرا باید وارد این مسیر شود؟ بیننده چقدر دربارهی این دختر نوجوان و خانهای که از آن فرار کرده است میداند؟ هیچچیز. فیلم هرگز سعی نمیکند به دلایل رفتارهای این دختر جوان عمیقاً توجه کند و حتی روحیات و احساسات او را در این مسیر به درستی نشان دهد. او فقط در یک سکانس با خانواده نشان داده میشود و دیگر هیچ. بث چرا باید بتواند به راحتی دختری نوجوان را فریب دهد؟ او هم بدون پرداخت درست تنها زنی بدجنس نشان داده میشود که هیچ احساسی ندارد. وضعیت دیگر شخصیتهای داستان هم به همین شکل است و فیلم به هیچکدام به درستی نپرداخته است. احساسات این افراد و مسیر سختی که در آن قرار گرفتهاند تنها در چند کلوزآپ ساده زمانی که این زنان در حال گریه هستند، نشان داده میشود.
از سوی دیگر بازی بازیگران آنقدر ضعیف است که نمیتوان با آنها احساس همدردی کرد. زن جوانی که دختری کوچک دارد به جای اینکه حس بیننده را برای همراهی با خودش بیدار کند، باعث میشود بیننده از او بیزار هم شود. نه داستان دلیل تنها بودن این زن جوان و کارهایی که انجام میدهد را شرح میدهد و نه خود بازیگر میتواند آن حس گرفتاری و ناچاری زنی تنها را به تصویر بکشد. همهچیز مصنوعی است و هیچگونه انتقال احساساتی میان شخصیتهای داستان و بیننده صورت نمیگیرد. فیلم «دختران شاغل» را بیاد بیاورید. این فیلم نیز به شرح زندگی سه زن میپرداخت که برای گذران زندگی تن به فروشِ تنِ خود داده بودند. احساسات این افراد و توجه بازیگران به انتقال این احساسات آنقدر خوب به تصویر کشیده شده بود که میشد با این افراد همراه شد و آنها را درک کرد، چیزی که هرگز در فیلم «دختر گمشده: یک داستان هالیوودی» وجود ندارد.