پوستر فیلم دختری در زیرزمین

تجاوز به حادثه‌ی تجاوز در اتریش

دختری در زیرزمین
Girl in the Basement
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰

داستان این فیلم درباره‌ی دختری با نام سارا است که با ناپدری بد‌اخلاق و بدذات خود مشکل زیادی دارد و قصد دارد به محض رسیدن به سن قانونی با پسری که عاشق او است از خانه فرار کند و با آسودگی و آزادی زندگی‌اش را ادامه دهد. روزی که قصد می‌کند نقشه‌ی خود را عملی سازد، نا‌پدری‌اش-دان- او را به بهانه‌ای به زیرزمین خانه می‌کشاند و سارا را همان‌جا زندانی می‌کند. از آن به‌بعد سارا دختری گم‌شده انگاشته می‌شود و هیچ‌کس از او خبری ندارد. دان به مادر سارا می‌گوید که او با دوست‌پسرش فرار کرده ولی مادر اصرار بر استخدام کاراگاه خصوصی برای پیدا کردن او دارد؛ غافل از اینکه سارا در زیرزمین خانه‌ی خودشان زندانی است. داستان این‌گونه ادامه پیدا می‌کند و دان به طور مداوم و روزانه به زیرزمین مراجعه می‌کند و دخترک را مورد سوء‌استفاده‌ی جنسی قرار می‌دهد. دان بسیار خشن و بی‌منطق است و در صورتی‌که سارا تن به خواسته‌های شیطانی‌اش ندهد او را به‌شدت کتک می‌زند. زندانی بودن سارا نزدیک به بیست سال ادامه پیدا می‌کند و سارا هم به‌طور مدام حامله می‌شود. یک پسر و یک دختر نوزاد تا سنین نوجوانی با سارا در زیرزمین زندانی باقی می‌مانند. در این مدت یکی از نوزادان با اصرار و التماس سارا به دنیای خارج از زیر زمین منتقل می‌شود و توسط مادر سارا و دان بزرگ می شود.

این فیلم که ادعا می‌شود بر اساس واقعیت ساخته شده است دارای ایرادات اساسی و ساختاری زیادی است که آن را به اثری بسیار بد تبدیل می‌کند و صرفاً اعصاب بیننده را به‌شدت خورد می‌کند. منطق داستانی بسیار ضعیف در بخش‌های مختلف روایت و شخصیت‌پردازی‌های ضعیف و غیر‌قابل‌باور از عناصر مهم سقوط این اثر به‌شمار می‌روند. بازی بازیگران در بستری که برای آنها تعریف شده آن‌چنان بد نیست ولی این بستر آنقدر بد و غیر‌قابل‌باور پرداخت شده که بازی‌ها هم به‌غایت احمقانه جلوه می‌کنند. هیچ تصویری از آزار و اذیت و تجاوز جنسی به بییننده نشان داده نمی‌شود و با حضور بچه‌هایی که دیگر بزرگ شده‌اند و نبودن اتاق دیگر در زیرزمین ادامه‌ی درک این اتفاقات ناگوار سخت می‌شود. همچنین فیلم تأثیر این اتفاقات را بر بچه‌ها هم نشان نمی‌دهد و مشخص نمی‌شود جایگاه‌ آنها در فیلم قرار است چه باشد. بارها و بارها نقشه‌های فرار با بهانه‌های بسیار احمقانه نقش بر آب می‌شوند. بزرگ کردن نوزاد در یک زیر زمین با حداقل امکانات عملا غیرممکن است. دان به‌صورت کاریکاتور‌گونه‌ای بی‌منطق است و سارا و فرزندا‌ن‌اش را از حداقل امکانات محروم می‌کند و حتی زمانی فرا می‌رسد که تصمیم به کشتن سارا و فرزندان‌اش می‌گیرد ولی در نهایت به احمقانه‌ترین شکل ممکن و با باز شدن گره اصلی داستان یعنی نجات پیدا کردن سارا و بچه‌ها از زیرزمین این اتفاق رخ نمی‌دهد. به‌راستی که در انتهای فیلم تماشاگر از این حجم حماقت به ستوه آمده و از اینکه یک ساعت‌و‌نیم با موضوعی بسیار تلخ و آزاردهنده احساسات‌اش به بازی گرفته شده به‌غایت خشمگین می‌شود.

وقتی فیلمی سراغ موضوعی می‌رود که شدت درام آن بسیار زیاد است یا اقتباسی از یک رخداد دراماتیک واقعی است، هم نیمی از راه را رفته و هم از نقطه‌ی شروع نیمی از راه را عقب افتاده است. اگر به‌خوبی پرداخت شود نتیجه‌ اثری تأثیرگذار و ماندگار خواهد بود که وام‌دارِ واقعیت است و اگر بد پرداخت شود نتیجه اثری است که ایده‌ی یک درام تأثیرگذار را هدر داده است. در نهایت این فیلم اما جزو دسته‌ی دوم است که یک رخداد واقعی را به‌درستی به‌تصویر نکشیده است و به‌جای آنکه حس بیینده را برای سمپاتی با واقعه برانگیزد، حس بی‌تفاوتی و زیر سؤال بردن واقعیت را در او بر می‌انگیزد.