«جینجر» دختر شجاع و پرشوری است که از همان دوران کودکی کمککردن به دیگران را بسیار دوست میدارد و دلش میخواهد بزرگتر که شد بهعنوان آتشنشان به مردم روستایش کمک کند. او که از همان دوران کودکی با «پاتر» دوست است، حالا بهخاطر ذوق و خلاقیت پاتر در ساخت همهچیز با سفال، عاشق او شده است. اما پاتر با یافتن یک کیسه که در آن سنگِ جادوییای قرار دارد بهکل تغییر میکند. این سنگ جادویی باعث شده تا پاتر که پسرک فقیر و مهربانی بود تبدیل به شخصی ثروتمند و بدجنس شود. او دیگر به جینجر اهمیت نمیدهد. از سویی دیگر ملکهای بدجنس برای گرفتنِ این سنگ جادویی نقشهها کشیده است.
تصاویرِ شاد و زیبا، رنگهای زنده، آهنگهایی با رقص و صدایِ زیبایِ شخصیتهای داستان، خلاقیت در طرح روستا و نوعِ روایت پرهیجان داستان، همهوهمه بر جذابیت این اثر افزوده است. انیمیشنی که مارا بهیادِ داستانهای جذابی که در گذشته دیزنی برایمان میساخت نیز میاندازد. داستانی بکر و کاملاً جدید از سنگی که به صاحبش، قدرت، ثروت و جوانی میدهد و همهی اینها در صورتی که عشقی وجود نداشته باشد تبدیل به نفرینی میشوند که میتواند تمام روستا را در آتش بسوزاند و از بین ببرد.
شخصیتِ اصلی داستان یعنی جینجر، حتی زمانی که میفهمد پاتر، عشقش، دیگر او را دوست ندارد، باز هم برای نجات او تلاش میکند و همین عشق در نهایت پاتر و تمام روستا را نجات میدهد.
انیمیشنی با پیام صلح و دوستی، چیزی که به کودکان میآموزد مهمترین اصلِ زندگی همیشه عشق است و به بزرگترها یادآوری میکند که زندگی هنوز ارزش دارد.