اولین گام فلچر در سینمای اکشن میانه از کلیشهها متفاوت نبود
برخی فیلمسازان کارنامهای در سینما دارند و طی دورهی حرفهای فعالیتاشان مخاطب دیگر با ساختار آثار آنها آشناست. «دکستر فلچر» بریتانیایی یکی از این کارگردانهاست. او کار خود را بهعنوان کارگردان با یک اکشن-ابزورد با نام «بیل وحشی» آغاز کرد. دکستر در این اثر بهخوبی آموختههای خود در باب سینمای اکشن بریتانیا را بهتصویر کشید. پس از این اثر بهسراغ یک موزیکال رفت و پس از این موزیکال کمدی-ورزشی زیبای «ادی عقابه» را روی پرده برد. پس از این کمدی دو اثر پر هزینه و بیوگرافی را در باب «فردی مرکوری» و «التون جان» برد. در کل این آثار میتوان تسلط او را روی روایت مشاهده کرد. فلچر بهسراغ روایتهایی میرود که مخاطب عام سینما بتواند بهراحتی با آنها رابطه برقرار کند. بهنوعی میتوان او را کارگردانی دانست که دنیای سادهی خود را پذیرفته است و سعی ندارد آن را تغییر دهد. اما در سال ۲۰۲۳ اکشن میانهای روی پرده رفته که حتی به دنیای سینمایی فلچر نزدیک هم نیست.
فلچر در این فیلم سعی دارد تا جایی که میتواند همان ساختار ابزوردیسم بریتانیایی را در تقابل کاراکترها با یکدیگر بهکار ببرد. اما او نیز مانند این کاراکترها برای اجرای کارگردانی گمارده شده است و بههیچ عنوان حق دخل و تصرف در اثر را ندارد. داستان فیلم از این قرار است که پسر جوانی با نام «کول» همیشه توسط دختران رها میشود، چرا که او در همان نگاه اول عاشق و وابسته میشود. فلچر فیلم را با مواجههی کول و «سیدی» آغاز میکند و در ادامه سعی دارد این دو را وارد بازی تعقیبوگریز با دنیای زیرزمینی خلافکاران و تروریستها کند. در هر حال مشخص میشود که سیدی مأمور مخفی سازمان سیا است و کول نیز همچون فردی سادهلوح برای ملاقات با دختر رؤیاییاش عازم لندن میشود. ورود کول به لندن آغاز ماجرای اکشن این دو کاراکتر است.
فیلم «رهاشده» با خوشبینی یک اکشن میانه است که همچون بسیاری دیگر از آثار پر بازیگر استودیوهای هالیوودی سعی دارد با بهکار گرفتن انبوه بازیگران نامآشنا مخاطب را بهسوی خود جذب کند. بهطور حتم این فیلم در سبد تماشای ماهانهی بسیاری از مخاطبان عام سینمای اکشن و مخاطبان بازیگردوست قرار خواهد گرفت و باید گفت این رخداد غیرقابلاجتناب است. «کریس ایوانز» بالاخره و پس از مدتها روپوشهای مارول را از تن بیرون آورده و طی دو سال اخیر در دو فیلم اکشن میانه بازی کرده است. ایوانز گویی همچنان در پردههای سبز مارول سیر میکند و در نتیجه نیاز به آثاری دارد که بتواند خود را به اینسو و آنسو پرتاب کند. اما عجیبتر از آن حضور بازیگری چون «آنا دو آرماس» در این اثر است. اینکه یک بازیگر غیرآمریکایی در هالیوود گوشبهفرمان باشد کلامی چندان تکراری نیست. اما بازیگری چون آرماس پس از بازی در فیلم درخشان «موطلایی» حداقل این انتخاب را دارد که در چنین اثری نقسآفرینی نکند (با اینحال او انتخاب دوم استودیو بوده وبهسبب ناهماهنگی در قرارداد با اسکارلت جوهانسن بهسراغ آرماس رفتهاند) و منتظر فیلمنامههای ساختارمندتر باشد. در هر حال باید گفت که چنین آثاری نه نیازی به هنرنمایی کارگردان دارند و نه بازیگران قرار است اکت خارقالعادهای از خود نشان دهند. فیلمنامهی این دست اکشنها از قبل توسط استودیو ویرایش شده و جای خالی کارگردان و گروه بازیگری با چند قرار ملاقات و پیشنهاد دستمزد پر خواهد شد. پس بگذارید این اثر را حداقل در کارنامهی سینمایی فلچر بهحساب نیاوریم و منتظر باشیم او با انتخاب خود بهسراغ روایتی از جنس سینمای خودش برود؛ روایتی که بتوان در آن بیل وحشی را هنگام سر و کله زدن با فرزنداناش یا ادی خندان را هنگام پرش از سکو تماشا کرد و لذت برد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.