دنیای مضحک عادل و بلال همچنان ادامه دارد
«عادل العربی» و «بلال فلاح» طی یک دههی اخیر به هر دری زدهاند تا دیده شوند اما در نهایت با آثاری که فقط گروه تبلیغاتی آنها را به خورد مخاطب سینمای سرگرمی میدهد کارنامهاشان را پر کردهاند. به آثاری چون «شورشی» و دو فیلم از سری آثار «پسران بد» توجه کنید. در هر سه اثر صرفاً کلاژی از سر و صدا و اکشن را شاهد بودهایم. آنها در سال ۲۰۱۸ اثری با نام «گنگستر» را روی پرده بردند و حال ادامهی آن را در برابر مخاطب قرار دادهاند.
این اثر نه وابسته به فرم روایی است و نه حتی خط مشخصی در استفاده از تکنیکهای اتاق تدوین و حرکت دوربین دارد. اگر صادقانه به آن نگاه کنیم باید گفت این زوج کارگردانی تلاش کردهاند نسخهی بیارزشی از مجموع فرم بصری کارگردانهایی چون «دنی بویل» و «گای ریچی» در سینمای بریتانیا را وارد دنیای مهاجر شمال آفریقاییپسند خود در بلژیک و فرانسه کنند. آنچه مسلم است در همان اثر اول هم هنگام تماشای فیلم با سرسامی عجیبوغریب درگیر میشدیم و ادامه دادن فیلم در پردهی دوم و سوم صبر ایوب میطلبید.
این زوج کارگردانی در فیلم دوم هم قصد ندارند روایت را به یک نقطه برسانند تا مخاطب حداقل نتیجهای را پس از این همه تعقیبوگریز و کورهراه دریافت کند. آنها در عوض سعی دارند این گروه چهارنفرهی متشکل از «آدامو»، «یونس»، «ولت» و «بادیا» را در دنیایی واقعیتر از دردسرهای قبلی جدا کنند. شروع روایت با کمدی ملیحی آغاز میشود که در نهایت در انتهای همین سکانس هم ناامیدکنندهست. علاقهی وافر این زوج کارگردانی به بازی «جیتیای» سبب شده که آنها وارد آثاری چون پسران بد یا همین اثر شوند، اما در نهایت بهاندازه صدای یک ترقهی کودکانه روی ذهن مخاطب اثر میگذرانند. به بیان ساده باید گفت که این دو کارگردان از فاکتورهایی که آنها را نسبت به همتایان اروپاییاشان در دههی اخیر قابل انتخاب میکند بهره بردهاند. شاید اگر «پسران بد» با فیلمسازی با استعدادتر ادامه مییافت حداقل امیدوار بودیم سینمای سرگرمی و تجاری مسیر درستی را پیش گرفته و ادامه میدهد. اما این زوج کارگردانی گویی همانند بسیاری دیگر مانند خودشان دست از سر حوزهی هنر، سیاست، اقتصاد و دیگر حوزهها برنمیدارند و از این فاکتور مورد دلخواه ووکیستها نهایت بهره را میبرند تا تلی از خاکستر را به آینده تحویل دهند.
زمانی که از فقدان روایت سخن میگوییم دقیقاً در حال صحبت از سکانسهایی هستیم که همهچیز دارند اما هیچ فاکتور سینمایی را در خود ندارند. بهنوعی این اثر قرار است روایت چهار جوان از خانوادههای مهاجر باشد که در دل آنتورپ ابتدا وارد رؤیای یکشبه پولدار شدن میشوند و سپس از این کابوس برمیخیزند و در ادامه بار دیگر مجبور به ورود به دنیای سیاه گذشته میشوند. این توالی ورود و خروج به دنیای تبهکاری در این داستان آنقدر سخیف و مضحک تصویر میشود که گویی با اثری در سینمای جریان اصلی مواجه نیستیم. عدم وجود قریحهی سینمایی در یک اثر اکشن با ضربآهنگ بالا چنین فاجعهای را تحویل چشمان مخاطب میدهد. در هر حال امیدواریم این زوج کارگردانی حداقل تا قبل از شروع فیلمبرداری فیلم سوم از این مجموعه خود را مجاب به تماشای سینما کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.