پوستر فیلم گایا (الهه‌ی زمین)

خشم الهه‌ی زمین

گایا (الهه‌ی زمین)
Gaia
محصول ۲۰۲۱ – آفریقای چنوبی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

تقابل انسان و طبیعت نزدیک به سه دهه است که درون‌مایه‌ی بسیاری از آثار سینمایی قرار گرفته است. گاهی یک کارگردان از زاویه‌دید چند فعال تندروی محیط‌ زیست روایت خود را تصویر می‌کند که در نهایت با یک اثر جنایی و هیجان‌انگیز روبه‌رو هستیم. گاهی برخی کارگردان‌ها شروع به ساخت دنیایی موازی می‌کنند و از طریق ژانر دلهره و رازآلود این درون‌مایه را تصویری می‌کنند. این دسته از فیلم‌سازها سعی می‌کنند با بهره‌گیری از تمام فاکتورهای سینمای دلهره هم مخاطب عام این ژانر را به‌سوی خود جذب کنند و هم از طریق این دالان پیام محیط زیستی خود را ارائه دهند. برای این کار چه کاراکترهایی جذاب‌تر از الهه‌ی یونان باستان! آقای «جاکو بوور» در اولین تجربه‌ی بلند داستانی خود در مقام کارگردان سعی دارد گایا را به‌ زمینی‌ترین شکل ممکن تصویری کند.
گایا یکی از الهه‌های یونان باستان است که او را مادر یا الهه‌ی زمین می‌شناسند. گایادر اسطوره‌ها کاراکتری مهربان است و آستانه‌ی تحمل‌اش از دیگر خدایان باستان بیشتر است. کارگردان برای تصویر کردن روایت خود به درون جنگل‌های آفریقای جنوبی رفته است. افتتاحیه‌ی فیلم یکی از غریب‌ترین آغازهای یک اثر با زاویه‌دوربلین کلیشه و نخ‌نمای دید پرنده است. مانند بسیاری از آثار دلهره با نمایی از بالا و توسط یک پهپاد مسیری جنگلی را شاهد هستیم. اما تصویر در همان شروع معکوس می‌شود و گویی همه‌چیز در بالا و پائین تصویر با هم در می‌آمیزد. این افتتاحیه‌ی غریب و زیبا ما را به ادامه‌ی این روایت امیدوارتر می‌کند؛ روایتی که در آن مادر طبیعت همه را به‌سوی خود جذب می‌کند و راه بازگشتی از این دعوت یک‌طرفه نیست.
کارگردان در فیلم گایا سعی دارد هم رو بازی کند و هم از طریق برش‌ها آمیختکی و بلعیده‌شدن توسط مادر طبیعت را تصویر کند. دیالوگ‌های گاه شعاری و سیاسی و در نهایت شاعرانه فیلم را تکاپویی که یک اثر داستانی دارد، انداخته‌اند. فیلم تدوین خوبی ندارد. برش‌هایی که در لحظات درگیری می‌بینیم کار یک کارگردان کاربلد در سینمای دلهره نیست. حتی کار یک کارگردان سینمادیده نیز نیست. در چنین فیلم جلوه‌هایی صدا نیز در کنار جلوه‌های بصری به‌کار می‌آیند. اما در کمال تعجب شاهد هستیم که هم بازیگران و هم برش‌ها نسبت به صدایی که از برخورد نیزه یا وسیله‌ای دیگر به بدن کاراکتر ایجاد می‌شود عقب هستند. در برخورد اولی که کارکتر «گابی» در تله‌ی پدر و پسر می‌افتد شاهد چنین ضعف تکنیکی هستیم.
بگذارید اینگونه بگویم که هر فیلمی که در باب الهه‌های زمین و طبیعت و با کمی چاشنی ماش‌روم (همان قارچ توهم‌زا منظور است) می‌خواهند شما را به طبیعت متصل کنند، دقیقاً همان آثاری هستند که شما را بیشتر از طبیعت دور می‌کنند. در این دسته از آثار، کارگردان باید بداند که فرم سینمایی او چیست و روایت‌اش قرار است کدام احساسات مخاطب را بیدار کند. در این فیلم ما نه هویت مستقلی از گایا را می‌بینیم و نه شعارهای آن پدر از جامعه‌بریده در مذمت دموکراسی و سیاست نوین جهانی به کار ما می‌آید و نه عصیان بیمارگونه‌ی پسر جنگلی نشانی از یک انقلاب درونی دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟