پوستر فیلم خشمگین

روایت تلخ دیگری از هولیگان‌ها

خشمگین
Furious
Furioza
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در بسیاری از مستندهای ورزشی در باب هولیگان‌های فوتبال دنیا شنیده‌اید. هولیگانیسم ورزشی را شاید بیشتر در باب تیم‌های انگلیسی شنیده باشید. اما اروپای شرقی مرکز این اوباش‌گری افراطی در اروپاست. بارها درباره‌ی بازی‌های باشگاهی در لهستان، اوکراین و مجارستان شنیده‌اید. این اوباش گاه به‌صورت گروهی از حضور در مسابقات برون‌شهری و اروپایی منع می‌شوند و یا تعدای از افراد گروه شامل این منع حضور می‌شوند. در سال ۲۰۲۰ فیلمی از لهستان با نام «پسر بد» را مرور کردیم که به این مقوله می‌پرداخت. در آن فیلم علاوه بر این آشوب‌گری به قضیه‌ی مواد مخدر و درگیری این اوباش محلی در قاچاق اشاره می‌کرد که نتیجه‌اش جز تلخی و تراژدی چیز دیگری نبود. در این فیلم نیز قرار است با روایتی دیگر و همان درون‌مایه وارد هولیگانسیم شویم.
«داوید» ۱۰ سالی می‌شود که از گروه هولیگانی که برادرش سردسته‌ی آن است جدا شده است. او اکنون پزشک است. از سویی دیگر دوست‌دختر سابق او، «جیکا»، که همان ۱۰ سال پیش عضو این گروه بوده پس از به قتل رسیدن برادرش طی یک درگیری، از گروه جدا می‌شود و به نیروی پلیس می‌پیوندد. حال پس از ۱۰ سال جیکا به‌سوی داوید می‌رود تا در یک عملیات شناسایی عوامل پخش مواد مخدر به او کمک کند. فیلم این‌گونه مستقیم وارد روایت خود نمی‌شود. کارگردان بریده‌ای از میانه‌‌ی فیلم را به‌عنوان افتتاحیه نشان می‌دهد و پس از آن سکانس‌به‌سکانس مخاطب را با فضای درونی این اوباش خشن آشنا می‌کند.
همان‌طور که از نام فیلم برمی‌آید چیزی جز خشونت وجود ندارد. دائم درگیری‌ها و مبارزات تن‌به‌تن یا گروهی این اوباش را می‌بینیم. کارگردان سعی دارد به این نتیجه برسد که این اوباش در ظاهر خود را طرفداران افراطی می‌دانند. اما زمانی که پای پول به میان آید بسیاری از روابط خود را فراموش می‌کنند و برای به‌دست آوردن آن دست به هر جنایتی می‌زنند. ضربآهنگ فیلم بسیار بالاست. دائم تغییر لوکیشن‌ها را شاهد هستیم. کار خوبی که کارگردان انجام داده در زیر همین ضربآهنگ سریع پنهان شده است. در پاره‌ی دوم فیلم شاهد هستیم که چگونه کاراکترهای اصلی از نفس می‌افتند. مخاطب در این بخش فیلم به‌وضوح شاهد این است که همه‌ی آن انرژی و خشونت ابتدایی بین کاراکترها کم‌کم فروکش می‌کند و حال جا برای اعمال گنگستری باز می‌شود.
این فیلم را نمی‌توان یک درام در باب هولیگانیسم دانست. این فیلم یک اثر اکشن و جنایی در سینمای بدنه‌ی لهستان است. به‌همین سبب است که کاراکتر اصلی فیلم، داوید، دچار انتزاعی درونی نمی‌شود و به‌سبک نئونوآرها پرسه‌زدن‌های او را شاهد نیستیم. این فیلم مجموعه‌ای از کاراکترها را دارد و با همین مجموعه نیز به پایان می‌رسد. این را هم از نظر دور نکنیم که کارگردان بسیار تحت تأثیر آثاری چون «مخمصه» اثر مایکل مان و «دنیای جدید» محصول ۲۰۱۴ سینمای کره‌ی جنوبی بوده است. تفاوت این اثر با آن دو فیلم در این است که قوام و تمرکزی روی یک مقوله‌ را ندارد و بیش‌ازحد شلوغ است. به‌نوعی روایت این فیلم اسیر سینمای سرگرمی است و باید گفت در این راه تا حدی موفق بوده است. به‌همین سبب سطح انتظارت از این آثار باید در حد همان سینمای سرگرمی باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟