پوستر فیلم صفحات خنده‌دار

شروع قدرتمند کارگردان جوان با تصویری از مالیخولیای نوجوانی

صفحات خنده‌دار
Funny Pages
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سرک‌کشیدن به زندگی و دغدغه‌های نوجوان‌هایی که احساس می‌کنند دنیا باید به هر کدام از خواسته‌های آن‌ها کرنش کند کمی سخت است. هر فیلم‌سازی در سینمای تجاری سعی می‌کند در این سرک‌کشیدن کمی جانب احتیاط را رعایت کند. فیلم‌سازان مستقل همیشه سعی دارند آن روتوش سینمای تجاری را از روی روایت‌های خود بردارند و به مخاطب درک بهتری از دنیای آشفته‌ای بدهند که زمانی همه‌امان تجربه‌اش کرده‌ایم. در این دوران گویی همه‌ی دنیا علیه ماست و این ما هستیم که همیشه راهکاری جدید برای بهبود زندگی داریم. «اوون کلاین» در اولین تجربه‌ی فیلم بلند داستانی خود دست روی همین نقطه از زندگی نوجوانی با نام «رابرت» گذاشته است.
رابرت در سال آخر دبیرستان خود به‌سر می‌برد و علاقه‌ی شدیدی به کاریکاتور و کمیک‌بوک‌ها دارد. کارگردان بدون آنکه بخواهد نمایی کلی از زندگی نوجوان به ما بدهد، به‌سرعت وارد مکالمه‌ی بین رابرت و «کتانا»، معلم هنر رابرت، می‌شود. این مکالمه‌ی پینگ‌پنگی در باب پتانسیل رابرت برای تبدیل‌شدن به یک کاریکاتوریست مطرح است. لرزش‌های دوربین و برش‌های متوالی این مکالمه را سرسام‌آور می‌کنند و باعث می‌شوند مخاطب هم نسبت به این مکالمه حس خوبی نداشته باشد. کلاین این مکالمه را آنجایی به انتها می‌رساند که کتانای پرجنب‌و‌جوش و مرشد به‌یک‌باره عریان می‌شود و از رابرت می‌خواهد کاریکاتور او را بکشد. کلاین به‌یک‌باره مخاطب را درگیر دوراهی اخلاقی می‌کند که آیا باید نسبت به این معلم هنر شکی دیگر داشته باشد یا همراه با برش کارگردان ماجرا را ادامه دهد و بگذارد قصه نتیجه را برای او مشخص کند. کلاین در سکانس بعدی همه‌چیز را در مسیر ابزوردیسم مد نظر خود قرار می‌دهد. کتانا گویی احساس خطر کرده و بعد از ترک به‌یک‌باره‌ی رابرت با ماشین به‌دنبال او افتاده است و می‌خواهد سوء‌تفاهم‌ها را برطرف کند. اما یک تصادف باعث پایان زندگی او می‌شود.
کلاین در ادامه‌ی ماجرا مخاطب را سوار بر اسب سرکش نوجوانی رابرت می‌کند و اجازه می‌دهد این نوجوان به هر سو که می‌خواهد بتازد. درام آقای کلاین آن‌قدر خوب برش خورده که باید گفت یکی از اقتصادی‌ترین درام‌های سال جدید است. مسیر روایت کاملاً خطی است و کلاین هم سعی دارد در این مسیر خدشه‌ای وارد نکند. آنچه او به این مسیر خطی اضافه می‌کند تلفیق دنیای کمیک و واقعی است؛ آن هم نه از طریق جلوه‌های ویژه یا تصاویر کارتونی، بلکه با انتخاب کاراکترها و چهره‌پردازی‌ دست به این تلفیق می‌زند. کلاین گویی این دنیا را خودش تجربه کرده است و این فیلم همچون یک نوستالژی دردآور تبدیل به تجربه‌ای زیسته شده و آن را در برابر مخاطب قرار می‌دهد.
باید گفت درام آقای کلاین در تصویر کردن مالیخولیای نوجوانی قدرتمند است. در این دنیای آشفته گویی هیچ‌چیز قرار نیست فرد را راضی نگاه دارد. بازی زیبای «دنیل ذوالقدری» این آشفتگی را به‌خوبی در برابر مخاطب قرار می‌دهد. این اثر همان‌قدر که دیالوگ‌های به‌جایی دارد، به‌همان نسبت سکوت و آشفتگی و لرزش دوربین و قاب‌های تأثیرگذارش باعث تزریق تلفیقی از هیجان و اضطراب به ذهن مخاطب می‌شود. به تک‌جمله‌ی آن وکیل دعاوی حقوقی به رابرت نوجوان دقت کنید:«خیلی خوبه که روی پای خودت ایستادی.» گویی رابرت فقط منتظر شنیدن همین جمله بود تا همه‌ی اتفاقات پیش رو را رقم بزند. برای نوجوانی چون رابرت هر جمله‌ گویی کلید راهی به آینده است. اما تصویری که کلاین از واقعیت تصویر می‌کند، به‌‌یک‌باره رابرت را در خود می‌بلعد. کلاین حتی این واقعیت را با مکالمه‌ی پینگ‌پنگی و آرام بین پدر و رابرت روی پله‌های خانه همچون یک سیلی به صورت نحیف این نوجوان می‌زند. کلاین در نهایت از زاویه‌ی جدیدی به بحران نوجوانی نگریسته است و بعید است نوجوانی چون رابرت در سال ۲۰۲۲ اثر او را تماشا کند، اما همین نوجوان پس از گذر از این بحران و سیر در دوران یأس پس از این آشفتگی حتماً به این آثار سر خواهد زد؛ درست زمانی که چهره‌ی مأیوس و کتک‌خورده‌ی رابرت پشت صندوق مغازه‌ی کمیک فروشی به زمین نگریسته است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟