آقای ژانگ ییمو دلتنگ قهرمان بود
«ژانگ ییمو» یکی از معدود فیلمسازان چینی است که هر مخاطبی در سینما با دیدن نام او به عنوان کارگردان یک اثر، بدون توجه به زرد بودن سینمای تجاری چین، پای آن مینشیند. در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ دو اثر از ژانگ ییمو با نامهای «یک ثانیه» و «تنگنا» را مرور کردیم. او و دخترش نیز در سال ۲۰۲۲ اثری زرد و رنگ و رفته را در جهت حمایت از ارزشهای حزب کمونیست چین با نام «تکتیرانداز» روی پرده بردند. حال ییمو دو اثر دیگر روی پرده برده که بهترتیب به آنها میپردازیم. ابتدا وارد دنیای فیلم «رودخانهی سرخ» این کارگردان میشویم.
در سال ۲۰۰۲ اثری با نام «قهرمان» از ژانگ ییمو روی پرده رفت که تقریباً اکثر مخاطبان سینما از آن به نیکی یاد میکنند. در آن اثر عدهای از اساتید شمشیرزنی و هنرهای رزمی سعی در ترور امپراتور داشتند تا کشور را به صلح برسانند. روایت آقای ژانگ ییمو در آن اثر ترکیبی از شاعرانگی و سینمای اکشن بود که در فرمی زیباییشناسانه ترکیب شده بودند. حال گویا آقای ییمو در اثر جدید دلتنگ فرم روایی آن فیلم شده و سعی دارد از زاویهای دیگر قهرمانی نو بسازد. داستان فیلم او به بعد از اعدام ژنرال معروف چین در سلسلهی سونگ با نام «یوئه فی» اشاره دارد. این فیلم برگرفته از شعری است که آخرین کلام نوشته شده توسط این ژنرال روی دیوارهای زندان است.
ژانگ ییمو روایت را درون قلعهای مستحکم در مرز سونگ و پادشاهی جینگ تصویر میکند و قرار نیست مخاطب و کاراکترها از دیوارهای این قلعه بیرون بروند. در نتیجه راهروهای این دژ تبدیل به دالانهای روایت در مسیر خود میشوند. داستان از زمانی آغاز میشود که یکی از سفیران حکومت جین در این قلعه و هنگامی که قرار بوده نامهای محرمانه را به دست نخستوزیر «چین لوئی» برساند به قتل میرسد. حال «سون جون» به عنوان یکی از افسران ارشد از نگهبانهای شب بازجویی میکند تا نوبت به «ژانگ دا»، خواهرزادهاش، میرسد. آقای ییمو از تقابل این دو روایت را بال و پر میدهد تا به مرور مخاطب در طول این دو ساعت و نیم با شش کاراکتر اصلی داستان را پی بگیرد. داستان آقای ییمو در گذر از دالانهای این قلعه دچار ضربآهنگ بالا میشود و این کار با هماهنگی تصویر و موسیقی تلفیقی خود را بهوضوح نشان میدهد. طی چند سال اخیر شاید این اثر یکی از آن معدود آثار چینی باشد که چنین موسیقی نوآورانه و زیبایی را برای سرعت بخشیدن به گامهای میانی خود استفاده میکند. آقای ییمو این موسیقی را تبدیل به کاراکتری مجزا در روایت کرده تا مخاطب از طریق آن هیجان بیشتری را برای رسیدن به نقطهی بعدی این داستان تودرتو پیدا کند. روایت او بسیار ساده است و همان فرم قهرمان را دارد. اما تفاوت در اینجاست که داستان جدید آقای ییمو طنزی ملیح را با خود دارد که حداقل در سینمای یک دههی اخیر چین از این دست کمدی چیزی ندیدهایم. این کمدی و به بار نشستن آن مدیون انتخاب بازیگر خوب کارگردان، شخصیتپردازی او و در نهایت بازی بازیگرانی است که حتی ذرهای شبیه انبوه بازیگران زرد چینی در سینمای تجاری این کشور نیستند.
روایت جدید آقای ییمو هم کمدیست و هم هیجانانگیز و در عین حال طبق پیچشهای روایی آثار رازآلود و جنایی تعلیقهای بهجایی دارد و باعث میشود مخاطب در طول اثر دائم با رخدادها درگیر شود. بههمین سبب است که در طول داستان بههیچعنوان درگیر روزمرگیهای آثار متعدد تاریخی چینی نمیشویم. کارگردان در این اثر طولانی و جذاب طرحی نو را ارائه میدهد و از طریق فرم درست بصری و پیچشهای بهجای روایی مخاطب را تا انتها پای اثر خود مینشاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.