برای خودت زندگی کن، دنیا به هیچکس نیاز نداره
«توهرو» با وارد شدن به خانوادهی «یوکی» رفتهرفته به او علاقهمند شده است. یوکی اما از آنجا که به خاطر مرگ «کیوکو»، مادر توهرو، خود را مقصر میداند سعی میکند این عشق را که در وجود خودش نیز آن را حس کرده است، انکار کند.
«سبد میوه» یک مجموعه مانگای ژاپنی است که از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ در مجلهی نیمهماهانهای در ژاپن منتشر شد. در سال ۲۰۰۱ این مانگا به صورت یک مجموعهی تلویزیونی ۲۶ قسمتی ساخته و پخش شد. در سال ۲۰۱۹ بار دیگر یک گروه تلویزیونی دست به ساخت انیمهای سریالی از این مانگا زدند. در این سریال تمام بخشهای مانگا در سه فصل گنجانده شدند و حتی یک فیلم نیز با عنوان «سبد میوه: سرآغاز» با اقتباس از آن ساخته شد. سریال این انیمه در سال ۲۰۲۲ پایان یافت تا فیلم اقتباس شده به عنوان پیشدرآمدی بر سریال به وجه دیگری از این مانگا بپردازد. داستان این مانگا پیرامون دختری با نام توهرو جریان دارد که با ورود به یک خانواده متوجه میشود ۱۳ عضو این خانواده توسط حیوانات زودیاک چینی تسخیر و نفرین شدهاند تا به شکل حیوان درآیند. این اعضا زمانی که ضعیف میشوند یا تحتفشار قرار میگیرند یا توسط جنس مخالفی که روح زودیاک در آن دمیده نشده در آغوش گرفته میشوند، تبدیل به حیوان میشوند. توهرو با آشنا شدن با این افراد سعی میکند آنها را از این طلسم نجات دهد.
انیمهی «سبد میوه: سرآغاز» بر خلاف سریال بیش از آنکه به توهرو و یوکی و دیگر اعضای این خانواده بپردازد به دلیل تنها شدن توهرو و قرار گرفتن در مسیر این خانواده میپردازد. در این انیمه یک سوم ابتدایی آن به صورت پراکنده به زندگی توهرو و یوکی و اتفاقاتی که برای آنها در مسیر عاشق شدناشان رخ میدهد، پرداخته است. دو سوم دیگر به مادر توهرو یعنی کیوکو و عشق او به «کاتسویا»، پدر توهرو، توجه کرده است. به همین دلیل یک سوم ابتدایی این انیمه برای کسانی که سریال آن را ندیده باشند کمی گیجکننده و مبهم خواهد آمد. دو سوم بعدی اما داستانی کاملاً جدا دارد که حتی بدون دیدن سریال نیز میتواند بیننده را با خود همراه کند. این انیمهی بلند حتی میتواند باعث شود مخاطب به دیدن سریال آن نیز علاقهمند گردد.
مانگای «سبد میوه» به عنوان داستانی خلاق و جذاب پیرنگی کاملاً نو دارد به همین دلیل سریال و فیلم اقتباسی از آن هم میتواند به راحتی مخاطب را جذب کند. انیمهی بلند «سرآغاز» اما با داستان ساده و حتی بدون خلاقیت خود بیش از آنکه بخواهد روایتی نو را بیان کند ترجیح داده یک موضوع تکراری را با عمق بیشتری برای مخاطب تصویر کند. کیوکو درمانده از خانواده با دیداری اتفاقی کاتسویا را میبیند. آنها عاشق میشوند و یک زندگی ساده و روتین را آغاز میکنند. عمق احساسات شخصیتها در این انیمه به زیبایی به تصویر درآمده است. مخاطب میتواند به راحتی با زندگی واقعی شخصیتها ارتباط برقرار کرده و با آنها همذاتپنداری کند. در این انیمه نه قرار است شخصیتها تبدیل به حیوان شوند و نه قرار است اتفاقی خارقالعاده رخ دهد. همهچیز به صورت یک زندگی روتین اتفاق میافتد و شخصیتها با بیان احساسات خود میتوانند راه تغییر در زندگیاشان را بهتر هم نشان دهند. تصاویر هم که مانند بسیاری از انیمههای ژاپنی زیباییهای خاص خود را دارند. رنگهای به کار رفته شده در زمان شادی یا غم که میتواند حس اتفاق رخ داده را بهتر بیان کند یا نشان دادن گاهگداری شخصیتها با صورتهایی بدون اندام که از بیهویتی آنها یا از گمشدگی آنها حرف میزند همگی از دلایلی است که بر زیبایی بصری این انیمه افزوده است. این انیمه با روایتی از زندگی و ستایش آن به خوبی میتواند مخاطب را هم با داستان و هم با تصاویرش درگیر کند و علیرغم داستان سادهاش رضایت را به بینندهاش ارمغان دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.