پوستر فیلم آخرین جلسه‌ی فروید

خالق نارنیا در محضر فروید

آخرین جلسه‌ی فروید
Freud's Last Session
محصول ۲۰۲۳ – بریتانیا، ایالات متحده
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«مثیو براون» در جدیدترین اثر سینمایی خود به‌سراغ سر و کله زدن با یک نمایشنامه با نام «آخرین جلسه‌ی فروید» رفته است. اقتباس از نمایشنامه‌‌های دیالوگ‌محور و تک‌لوکیشنی کار بسیار سختی‌ست و به‌نوعی کارگردان باید آن شم سینمایی را درون خود زنده نگاه دارد تا اسیر دیالوگ‌های نمایشی نشود؛ درست همانند کاری که پولانسکی در «خدای قتل‌و‌عام» کرد. اما آقای براون نشان می‌دهد که ابتدا مقهور فروید و سپس دیالوگ‌های بین او و «سی.اس. لوئیس» شده است.

از فروید گفتن خود کار سختی‌ست، چه برسد به اینکه در باب او فیلمی هم روی پرده ببریم. فروید که او را به‌عنوان پدر علم روانکاوی می‌شناسیم در زندگی روزمره‌ی انسان مدرن حضوری پررنگ دارد و حتی سنتی‌ترین افراد نیز گذری به تعبیر خواب‌های او داشته‌اند، چرا که انسان لاجرم باید این گذشته‌ای را که هر روز از آن فراری است در جایی با دقت مشاهده کند. آنچه در دنیای واقعی و این جلسه رخ داده بر کسی عیان نیست و تاریخ‌نگاران همین را می‌دانند که فروید قبل از مرگ خود چند جلسه با یکی از اعضای آکادمی آکسفورد داشته است. آنچه در سخنرانی‌های دهه‌ی ۱۹۴۰ لوئیس دیده‌ و شنیده‌اند، آن‌ها را به این باور رسانده که آن فرد احتمالاً لوئیس، خالق مجموعه‌ی نارنیا، بوده است.

براون در این فیلم همه‌ی تمرکز خود را روی تقابل نگاه الهیاتی لوئیس و نگاه آتئیستی فروید گذاشته است و از همین طریق مخاطب را به گذشته‌ی این دو می‌برد. گویی فروید در این جلسه هم در حال روانکاوی خود است و هم لوئیس و همین ذهن را ترغیب می‌کند تا از درون دالان‌های ذهنی و تفکری فروید عبور کند. اما آقای براون قادر نیست مخاطب را در این نیمه‌رویاهای فانتزی‌گونه گیر بیندازد. آنچه باعث کمی فاصله با اثر آقای براون می‌شود ناقص ماندن روایت در رسیدن به یک اثر کاملاً سینمایی است. آقای براون در تحلیل فرویدی این گفت‌و‌گوی هستی‌شناسانه کمیت‌اش لنگ است و نمی‌تواند مخاطب را وارد بار سنگین گذشته و ترومای دو کاراکتر اصلی خود کند. در این فیلم مخاطب در جایی به این نتیجه می‌رسد که کارگردان جنگی زرگری را به راه انداخته تا اثر را تبدیل به دوئلی مرگبار بین خدا و افسانه کند. تک‌دیالوگ‌های بین دو کاراکتر در باب اختلال دلبستگی آنا فروید به پدر، شم اخلاقی، عقده‌ی اختگی، اختلالات وسواس جبری، خودشیفتگی بلوغ، گواه اصلی جنون و در نهایت گواه سلامت روان در ظاهر زیبا و دهان‌پرکن هستند، اما زمانی که قرار است این اصطلاحات و مفاهیم روانکاوی در یک اثر سینمایی دیالوگ‌محور و وابسته به فلش‌بک‌ها مخاطب را درگیر خود کنند فیلم آقای براون کم می‌آورد.

از فیلم «آخرین جلسه‌ی فروید» انتظار بیشتری داشتیم تا ما را وارد تأثیرات فکری فروید روی خالق نارنیا و در ادامه نگارنده‌ی ارباب حلقه‌ها کند. فیلم از تالکین به مخاطب تصویر می‌دهد، مخاطب را وارد دیالوگ‌های الهیاتی و فانتزی او با لوئیس می‌کند و فوراً به تقابل لوئیس و فروید بازمی‌گردد. این روایت گویی عجله دارد و به‌نوعی همه‌ی سعی خود را می‌کند تا بیش از این گسترده نشود. شاید اوج فیلم در زمان روشن کردن سیگار توسط فروید باشد که به‌یک‌باره لذت جنسی را از طریق پک‌زدن‌های سیگار و میل به کشیدن آن و در نهایت عقده‌ی ادیپ تعریف می‌کند. اما این نسیم هم زودگذر است. آقای براون حتی دوروتی را نیز کاملاً منفعل تصویر می‌کند و انتهای فیلم را نیز همچون یک ملودرام خانوادگی می‌بندد و این هم نشانه‌ی دیگری در متوسط بودن اثر اوست. فیلم «آخرین جلسه‌ی فروید» گویی لیست مفاهیم فرویدی‌ را در خود جمع کرده و بدون اینکه حتی وارد تحلیل یکی از آن‌ها شود، مخاطب را با انبوهی از پرسش‌ها رها می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟