مقولهی پوشش زنان در کشورهای اروپایی همیشه محل تنش بین مسلمانان و ساکنان این کشورها بوده است. برخی کشورها همچون فرانسه و پس از حملات تروریستی چند سال گذشته فضا را محدودتر کردهاند و برخی دیگر همچنان سعی میکنند همان سیاست دنیای آزاد را حفظ کنند. در باب این قضیه و تناقضات پشت آن پرسشهای بسیار زیادی مطرح است. خانم «دوریس دوریه» در جدیدترین اثر خود سعی دارد در یک استخر روباز به این مقوله بپردازد.
دوریس دوریه در این اثر فقط به کلیشههای اجتماعی در باب حضور زنان برقعپوش و باحجاب در استخری زنانه میپردازد. او حتی بهاندازهی یک سکانس قصد یا توانایی ورود به این مسئله و باز کردن آن را ندارد. بههمین سبب به کمدی میانه رو آورده است که نه سیخ بسوزد و نه کباب. در این فیلم حتی یک کاراکتر قابل تعریف که کارگردان آن را شخصیتپردازی کرده باشد وجود ندارد. عدهای زن مسلمان و محجبه هر روز در گوشهی استخر آفتاب میگیرند. یک خوانندهی مسن بههمراه دوستاش که دائم در باب فمینیسم و آزادی پوشش حرف میزنند در گوشهای دیگر مشغول آفتابگرفتن هستند. دختری مسلمان با بورکینی مشغول تمرین شنا در استخر است و انبوهی دیگر از کاراکترها که هیچ نقشی جز پر کردن فضا ندارند نیز در گوشهوکنار این محوطه حاضر هستند.
مشکل اصلی روایت خانم دوریه همان روایت نبودن آن است. دوریه در این اثر نشان میدهد که حتی نزدیک به کمدی ایتالیایی و ساختار آن نیز نمیشود. این کارگردان از یک سو قصد دارد تا جایی که میتواند مفاهیم فمینیستی را بیان و با آنها شوخی کند و از سویی دیگر وارد دالان نژادپرستی و اسلامهراسی و موضوعاتی از این دست میشود. اما خانم دوریه فراموش کرده که با یک دست نمیتوان چند هندوانه برداشت و باید در اثر خود درونمایهای مجزا داشته باشد تا مخاطب بتواند با روایت ارتباط برقرار کند. اگر بخواهیم درونمایهی پررنگ اثر او را بررسی کنیم باید به بحث پوشش زنان بپردازیم. باید گفت که روایت دوریه در این پرداخت بسیار ضعیف است و حتی نمیتواند بهصورت ظاهری هم به آن نزدیک شود. دوریه برای پررنگ کردن کمدی یک مرد را به این اجتماع زنانه وارد میکند. با ورود غریق نجات مرد به این اجتماع گویی او کمی نفس راحت میکشد. دوریه با این کار کمی فضا را بهسوی نگاه جنسی زنان به جنس مخالف میبرد. اما در همین مسیر کوتاه هم ناموفق است. همانطور که در بالا گفته شد، مشکل بزرگ اثر او شخصیتپردازی است. کاراکترهای این فیلم دمبریده هستند و کارگردان این را نمیداند. این کاراکترها هر کدام فقط دیالوگهایی را بر زبان میآورند و نوبت را به کاراکتر بعدی میدهند. در انتها نیز با کلیشهای نخنما روبهرو هستیم که در آن دوریه همهی این کاراکترها را در استخر گرد یکدیگر جمع و با رقص و پایکوبی ماجرا را ختمبهخیر میکند.
خانم دوریه با آثار متعدد نوشتاری و تصویری در کارنامهی خود قادر نیست به موضوعی که جای بحث در باب آن بسیار زیاد است بپردازد. در درامهای بسیاری شاهد بودهایم که یک کاراکتر با حجاب اجباریای که حکم خانواده یا مذهب بوده مخالفت کرده و از دل این مخالفت و مقاومت یک مسیر روایی ساخته شده است. اما در فیلم «استخر روباز» نهتنها درام شکل نمیگیرد، بلکه با تصاویری شلخته روبهرو هستیم که حتی نمیتوان نمایی قابل تأمل در آن یافت. در هر حال چنین آثاری نشان میدهند که چه تعداد پیرنگهای بکری در جامعهی جهانی وجود دارند و چه درامهایی که از آنها شکل نگرفته است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.