پوستر فیلم آزادی

در پس یک انقلاب

آزادی
Freedom
محصول ۲۰۲۳ – رومانی
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

بسیاری از سینماگران در بازنمایی رخدادهای تأثیرگذار در تاریخ کشورهای مختلف سعی دارند تا جایی که می‌توانند زاویه‌دید و جهان‌بینی خود را به‌صورت کاملاً سوبژکتیو وارد روایت کنند. به‌همین سبب است که در این بازنمایی‌ها اندک روایتی پیدا می‌شود که بتواند تأثیرگذاری مؤثری داشته باشد. آقای «تودور جیورجیو» در جدیدترین اثر خود سعی دارد مخاطب را به دسامبر سال ۱۹۸۹ در شهر سیبیو ببرد تا او را در معرض آتش انقلاب مردم علیه چائوشسکو قرار دهد. آقای جیورجیو را با فیلم «عشق مریض» در سال ۲۰۰۶ می‌شناسیم که از همان اثر نشان داد که کارگردانی بدون محدودیت در سینمای رومانی به‌حساب می‌آید. او در آثار بعدی خود بین دنیای مستند و داستانی در رفت‌و‌آمد بود و حتی بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ نیز بر کرسی مدیریت تلویزیون ملی رومانی تکیه زد. این کارگردان در فیلم «آزادی» قرار است دنیای روایت خود را بر اساس رخدادهای ابزوردی که در حین بسیاری از انقلاب‌ها روی می‌دهد قرار دهد.

به‌سبب نگاه کارگردان است که روایت همانند یک درام سرد از خانه‌‌ی «وایورل» آغاز می‌شود که در حال خداحافظی از همسر خود است. زمانی که او در خانه را می‌بندد تا آخرین سکانس فیلم دیگر به این محدوده باز نخواهیم گشت و به‌نوعی کارگردان سعی دارد از طریق این کاراکتر و اتفاق‌های پیرامون او داستان را شرح دهد. اما داستان به دسامبر سال ۱۹۸۹ بازمی‌گردد؛ زمانی که حکومت دیکتاتوری چائوشسکو سقوط کرده است. ارتش و برخی از نیروی شهربانی در پایتخت رومانی به انقلاب پیوسته‌اند. در شهر سیبیو اما اوضاع به گونه‌ای دیگر است. موجی از انقلابیون در زندان شهربانی شهر به سر می‌برند و مردم در بیرون از ساختمان پلیس تجمع کرده‌اند. نیروی مخفی پلیس تنها ارگانی است که از سوی مردم محکوم به تیراندازی علیه تظاهرات مردمی است. وایورل و دیگر پلیس‌ها زمانی که ساختمان به دست مردم خشمکین می‌افتد بدون معطلی لباس‌های فرم خود را عوض می‌کنند و سعی دارند از این مهلکه جان سالم به در ببرند. اما در بیرون از ساختمان با نفربرها و تانک‌های ارتش مواجه می‌شوند و در نهایت به‌دست ارتش گرفتار می‌شوند. کارگردان سعی دارد از زاویه‌دید‌های مختلفی این آب گل‌آلود را تصویر کند؛‌ آب گل‌آلودی که در آن هر کس اسلحه‌ای به دست داشت و در انقلابی بودن یا پلیس بودن او شک و تردیدی وجود داشت در دسته‌ی تروریست‌ها قرار می‌گیرد. داستان آقای جیورجیو در استخری می‌گذرد که انبوهی از مردم، نیروی مخفی پلیس سابق و کادر معمولی در آن اسیر شده‌اند و در برزخی از ندانم‌ها به‌سر می‌برند؛ از نوجوان تازه‌انقلابی که به‌سبب همراه داشتن یک قبضه سلاح به‌عنوان تروریست دستگیر شده تا نیروی شکنجه‌گری که خود را عاری از هر گناهی می‌داند. آقای جیورجیو در روایت خود ابتدا سعی دارد تلفیقی از خشونت و کمدی را در برابر مخاطب قرار دهد، اما در این راه موفق نمی‌شود. داستان او سردرگم است و گویی کارگردان هم نمی‌داند روی کدام نقطه بایستد و این ماجرا را برای مخاطب تصویر کند. در داستان‌ آقای جیورجیو شخصیت‌پردازی‌ها دم‌بریده هستند و کارگردان هم قادر نیست این هندوانه‌ی بزرگ را به‌‌سلامت بلند کند و در جایی مشخص قرار دهد. دیالوگ‌های توضیحی برای گم نشدن مخاطب در روایت بخشی دیگر از ضعف مفرط کارگردان در تصویر کردن این اوضاع نابسمان است. از سویی دیگر لحظات متشنج ابتدای فیلم که ضربآهنگ بسیار بالایی هم دارند قاب‌بندی بسیار شلخته و ناهمگون با روایت را ارائه می‌دهند. این ناهمگونی زمانی به‌چشم می‌آید که در انتهای فیلم و هنگام مرور ذهنی آن به نقطه‌ی شروع بازمی‌گردیم و با مرور این قاب‌های شلخته کل اثر به‌آنی از ذهن پاک می‌شود. در هر حال باید گفت که تلاش کارگردان رومانیایی در به تصویر کشیدن بخشی از تاریخ معاصر کشورش حداقل حسنی که دارد بازنمایی ساده‌ی یک حادثه‌ی تاریخی در قاب سینماست؛ هر چند شلخته و ناموزون!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟