پوستر فیلم فراموش‌شدگانی که ما خواهیم بود | خاطرات پدرم

پدر ما پدر همه‌ی کودکان بود

فراموش‌شدگانی که ما خواهیم بود | خاطرات پدرم
Forgotten We'll Be | Memories of My Father
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«هکتور» جوان برای دوران بازنشستگی پدر به خانه باز می‌گردد و توسط مادر و خواهران‌اش مورد استقبال فراوان قرار می‌گیرد. پدر او استاد دانشگاه، معلمی دلسوز و دکتری فداکار است که تمام مردم شهر او را می‌شناسند و ستایش‌اش می‌کنند، برخلاف حکومتی که این مرد مردمی را بر ضد خود دیده و تلاش می‌کند هر طور که شده او را از مردم‌اش دور کند.
فیلم «فراموش‌شدگانی که ما خواهیم بود» داستان زندگی «هکتور آباد گومز» پدر هکتور جوان است که راهنما، اسطوره و تمام زندگی او و خواهران‌اش است. این مرد آن چنان اثر بسزایی در زندگی فرزندان به ویژه پسرش داشته است که هکتور جوان کتابی را به یاد پدر می‌نویسد و او را با کلامی از شاعر آرژانتینی «خورخه لوئیس بورخس» مزین می‌کند. درواقع این فیلم اقتباس شده از رمانی به همین نام است که پسر در ستایش پدر نوشته است. هکتور در رمان خود داستان زندگی خانواده‌‌اش را در چهار دهه قبل از قتل پدر و دو دهه بعد از آن به تحریر درآورده است. کتابی جامع و کامل با جزئیات بسیار که توانسته به زیبایی زندگی این خانواده را نشان دهد. البته که به تصویر درآوردن کتابی با این همه جزئیات در یک فیلم کار سختی است اما کارگردان این فیلم «فرناندو تروبا» تا آنجا که توانسته سعی کرده این کار را انجام دهد و موفق هم شده است.
همانطور که گفتیم نام این فیلم که نام رمان اصلی نیز است برگرفته از سطر اول غزل بورخس است که درباره‌ی موقتی بودن همه‌چیز در جهان و گذرا بودن انسان حرف می‌زند. اینکه در نهایت ما انسان‌ها آمده‌ایم که برویم. و پیش از آنکه وجود داشته باشیم مرده‌ایم. انسان موجودی است که نباید به نام‌اش بچسبد و مرگ را فراموش کند بلکه باید چنان زندگی کند که زندگی شایسته‌ی آن است. کاری که هکتورِ پدر در تمام زندگی‌اش انجام داده و سعی کرده بود همواره خود را با مردم و از مردم بداند.
فیلم «فراموش‌شدگانی که ما خواهیم بود» در روایت خود با تمرکز بر روی شخصیت پدر او را هم در خانواده و هم در محل کار توانسته است به خوبی به تصویر درآورد. نیمه‌ی اول فیلم که در دوران کودکی هکتورِ پسر می‌گذرد به آرامی طی می‌شود و به زیبایی توانسته اثر وجود پدری آزاد را با افکاری آزاد و البته منسجم بر روی تمام خانواده‌ی گومز نشان دهد. نیمه دوم اما به دوران جوانی هکتور می‌گذرد زمانی که او با افکار پدر بزرگ شده و تلاش می‌کند آنچه از پدر آموخته است و هنوز هم می‌آموزد را در رفتارهای خود به بهترین شکل نشان دهد. البته که این بخش نیز بر شخصیت پدر و بلوغی که او نیز در زندگی‌اش و بعد از سپری کردن سال‌ها به دست آورده، پرداخته است. در واقع اگر در نیمه اول پدر سعی می‌کرد از سیاست دور شود تا بتواند بهترین عملکرد را در بحث آموزش و بهداشت کودکان داشته باشد در نیمه دوم متوجه می‌شود که او هرگز نمی‌تواند بدون سیاست‌های حکومتی به این مهم برسد. پس تلاش می‌کند با ایستادن در مقابل حکومت مستبدِ ایجاد شده در کشور راهی نو را برای تربیت فرزندان آینده باز کند.
فیلم «فرناندو تروبا» در دو بخش رنگی و سیاه‌وسفید ساخته شده و این امر یکی از زیبایی‌های فیلم‌اش است؛ زیبا هم از این جهت که تصاویر در چشم بیننده دارای هارمونی هستند و هم از آن جهت که مسیر داستان‌سرایی با تصاویر هم‌سو شده است. قسمت رنگی فیلم به دوران کودکی هکتور جوان و زمانی که تمام خانواده دور هم زندگی می‌کردند برمی‌گردد و قسمت‌های سیاه‌وسفید به زمان حال هکتور جوان و آن هنگام که سیاست‌های سفت و سخت و بیهوده‌ی جامعه کشور را از پیشرفت هر چه بیشتر باز می‌داشت. درواقع دوران کودکی هکتور دورانی شاد با رنگ‌هایی زنده و امید آینده است اما دوران جوانی او با وجود آن سیاست‌های خودخواهانه و البته مرگ پدر سیاه‌وسفید است. در این میان اما نباید از این جمله غافل باشیم که تروما در روایت بخش سوم فیلم خود و آنجا که منجر به قتل پدر می‌شود عجله‌ی بسیار کرده و اثر روایت خود را کم نموده است.