فیلم اول و گامی پر قدرت در سینمای جنایی کره
بارها در مرورهای مختلف عنوان کردهایم که ساختار سینمای جنایی کره آنقدر منعطف و در عین حال منحصر به جغرافیا و فرهنگ این کشور است که باعث تغییرات اساسی در فرم روایی آثار جنایی در سرتاسر جهان شده است. خانم «کیم سی-هی» در اولین تجربهی بلند فیلمسازی خود سعی دارد در این ساختار روایتی دوسویه را مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
داستان او با یک مشاور املاک موفق در سئول آغاز میشود که در حال روایت روزمرهی زندگی خود است. آنچه در این روزمرگی بیش از هر چیزی به چشم میآید استاکر بودن این فرد است که همچون یک معتاد به خانههایی سر میزند که ساکنان کلیدش را نزد بنگاه او به امانت گذاشتهاند؛ چه برای فروش، چه برای اجاره. در این بخش ناخودآگاه بهیاد اثر آقای «کیم کیدوک» میافتیم که خانههای خالی همچون کاراکترهایی جدید شخصیت کاراکتر اصلی را تعریف میکردند. اما خانم کیم در این روایت کمی عجول است و اجازه نمیدهد «جونگ-ته» از طریق این سر زدنها خود را بیشتر به مخاطب نشان دهد. در نتیجه همهچیز روی دوش مونولوگهای او سنگینی میکند و بهنوعی جان روایت گرفته میشود.
اما در پارهی دوم و از طریق همین خصوصیت استاکر بودن جونگ-ته وارد وسوسهی ذهنی او در باب سرک کشیدن به منزل یک اینفلوئنسر با نام «سورا» میشویم. رازآلودگی روایت از همین نقطه آغاز میشود. کارگردان در کل پردهی دوم سعی دارد روایت را تبدیل به نوعی ابهام اخلاقی در باب کاری که جونگ-ته انجام میدهد و آن چیزی که دیگران میبینند کند. باید گفت که او در این مسیر موفق است اما کامل نیست. همان تعجیلی که در پرداخت به خصوصیت جونگ-ته دچارش شده بود، در اینجا نیز خانم کیم را اسیر میکند. آن چرخشی که بین زندگی جونگ-ته و سورا ایجاد میشود نیاز به کمی گستردگی داشت که کارگردان این عریض شدن را از مخاطب میگیرد.
در این روایت به مقولات اخلاقی تنیده در پس چهرهی هر روز انسانها اشاره شده است. اما اینها فقط در حد اشاره هستند و کارگردان آن عریانی موجود در این تقابلها را فدای تجاری کردن اثر خود کرده است. او بهراحتی میتوانست از طریق بازرس اوه، سورا و جونگته مخاطب را درگیر افراطها و تعادلها در زندگی روزمرهی انسان کند. آن گذر سریع به زندگی گذشتهی سورا و شکل گرفتن شخصیت کنونیاش خود بهاندازهی یک اثر سینمایی بود، اما کارگردان فقط به نوعی خاطرهگویی از زبان سورا اکتفا میکند. آنچه در این اثر بیش از هر چیزی ذهن را درگیر میکند افسوسی است که در پایان آن میخوریم. روایتی که میتوانست ساختارمند شود، تأثیرگذار باشد و در نهایت در فرم جنایی سینمای کره تبدیل به یکی از آن رازآلودهای پرطرفدار شود، با ترس و عدم جسارت کارگردان در بسط دادن به خردهروایتها و شخصیتها تبدیل به اثری استاندارد و متوسط در سینمای جنایی-هیجانانگیز کرهی جنوبی شده است. باید دید آیا خانم کیم همچنان در این ژانر و ساختار به مسیر خود ادامه میدهد و آیا شاهد رشد او در این مسیر خواهیم بود یا خیر!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.