اینفلوئنسرهایی که هر روز مانند قارچ رشد میکنند
از زمان جان گرفتن شبکههای اجتماعی با دستهای از مردمان مواجه هستیم که بهرغم شکست در بخشهای مختلف زندگی خود توانستهاند در این شبکهها با انواع و اقسام بازیها و ترفندها مخاطب برای خود جذب کنند. این مردمان را میتوان در دستهی شکستخوردگانی جای داد که در زندگی واقعی عموماً منزوی و طردشده هستند، اما در شبکههای اجتماعی و در میان قاب دوربینهای خود تبدیل به قهرمانهایی دستنیافتنی میشوند. در سینما نیز فیلمسازان از این سوژهها برای آثار خود نهایت استفاده را کردهاند. اکثر قریببهاتفاق این آثار در ژانرهای دلهره، هیجانانگیز و رازآلود روی پرده رفتهاند و در هر کدام شاهد بودهایم که چگونه زندگی مملو از پوچی این افراد در برابر مخاطب قرار میگیرد. خانم «سیلویا کمینر» در جدیدترین اثر خود سعی دارد به درون زندگی یکی از این شکستخوردهها برود.
«جس» دختریست که سعی دارد بالاخره یک ویدیوی وایرال را در شبکههای اجتماعی منتشر کند و به حقی که خودش در ذهن دارد برسد؛ بازیگری. گویی هیچکس از دوربینهای مخفی جس که در این گوشه و آن گوشه کار گذاشته در امان نیست. حتی پدر جس نیز از این کارهای او به ستوه آمده و بهعنوان یک وکیل به او این اخطار را میدهد که ممکن است در نهایت طی یک شکایت عواقب بدی در انتظار او باشد. جس نه گوش بدهکاری دارد و نه سعی دارد در مسیر خود توقف کند. روایت زمانی وارد مسیر اصلی خود میشود که یک فرد ناشناس برای تکمیل فیلمنامهی خود از جس دعوت میکند تا در جایی بیرون از شهر با او ملاقات کند. خانم کمینر در فیلم خود سعی دارد روند فروپاشی روانی جس را از طریق یک بازی مرموز با همان دوربینهای مخفی جس تصویر کند. تصویری که این کارگردان زن قصد دارد به مخاطب نشان دهد برآمده از ذهنیت او نسبت به چنین موجوداتی است که هر روز در شبکههای اجتماعی مانند قارچ رشد میکنند. گویی خانم کمینر در این بازی مرموز و هیجانانگیز سعی دارد مخاطب را از پوچی زندگی این افراد و تمام هویت پوشالیاشان آگاه کند. دوربین ملتهب و لرزان او که در خدمت همان نماهای آشنای دوربینهای مخفیست باعث شده این اثر زنده شود. بازی خوب «دنی بارکر» در نقش جس نیز به قوام فیلم کمک کرده است و شاید اینکه خود بارکر نویسندهی اثر بوده نیز در این ماجرا نقش مهمی دارد.
عنوان فیلم همان جملهی مصطلحی است که همهی ما در شبکههای اجتماعی شاهدش هستیم و هر روز هم در سر زدنهای گاه و بیگاه خود به اینستاگرام، توئیتر و فیسبوک با پیشنهادهای مختلفی روبهرو میشویم. خانم کمینر از دل همین عنوان روایت خود را قوام میبخشد و سعی دارد بهنوعی از درون یک هیجانانگیز مستقل و کمبودجه به آسیبشناسی این معضل اجتماعی در جهان نو بپردازد. این فیلم بهلحاظ فرمی که از آن بهعنوان یک اثر کمهزینه و ارزان و در عین حال شهری انتظار میرود، توانسته ما را بهخوبی در بطن درونمایهاش قرار دهد. خانم کمینر در قامت یک زن سعی دارد مقولهی اروتیسم را هم در اثر خود به چالش بکشد و از نگاهی متفاوت به آنچه در میان فمینیسم هالیوودی رایج است به مقولهی تن، لذت و استفاده از تن بهعنوان یک ابزار استفاده کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.