پوستر فیلم فرار

داستانی که حرام شد

فرار
Flee
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«امین» در برابر دوربین و بر تختی دراز می‌کشد تا داستان زندگی‌اش را برای اولین بار روایت کند. او از دوران کودکی شروع می‌کند. زمانی که در کوچه‌های کابل با هدفونی بر گوش و پیراهنی قرض‌گرفته از خواهر می‌دود. او از همان دوران خود را متفاوت از دیگران می‌دانسته، اما هنوز آنقدر بزرگ نشده تا بتواند ماهیت این تفاوت را درک کند.
انیمیشن «فرار» داستانی واقعی از مردی دگرباش و افغان‌ است که در دوران نوجوانی با شروع جنگ‌های داخلی و قتل‌‌عام‌ مردم توسط طالبان به همراه خانواده مجبور به ترک وطن می‌شود. پدرش که مردی آزادی‌خواه بوده توسط حکومت وقت بازداشت شده و دیگر هرگز از او خبری نمی‌شود. این مرد که نام اصلی‌اش فاش نشده در داستان امین نام گرفته است.
روایت انیمیشن «فرار» با تصاویری امیدوارکننده آغاز می‌شود. امین در میان کوچه‌های کابل می‌دود و به خانه می‌رود. خانه‌ای که به‌نظر می‌رسد پر از عشق و محبت باشد. اما داستان دقیقاً از همین‌جا و از همین ابتدا مسیرش را اشتباه انتخاب می‌کند، زیرا قرار نیست به شخصیت‌ها و ارتباط میان آنها بپردازد. ما هیچ احساس قرابتی با خانواده یا حتی خود امین تا پایان داستان نخواهیم داشت. چنان‌که زمانی که آنها مجبور به ترک خانه و وطن می‌شوند، بیننده هیچ احساسی نسبت به این کوچ اجباری ندارد. حتی در اتفاقات بعدی نیز ما به درک درستی از احساسات این افراد نمی‌رسیم. در کدام سکانس این خانواده با توجه به شرایط سخت‌شان عمیقاً ناراحت و افسرده دیده می‌شوند؟ تمام اتفاقاتِ اثرگذار داستان در چند ثانیه برش خورده و روایت به سراغ اتفاقی دیگر رفته است. مثلاً سکانس رفتن و گم شدن خواهران در دریا زمانی که قاچاقچیان انسان آنها را از روسیه فراری می‌دهند، در پنج دقیقه تمام می‌شود. نه اشکی ریخته می‌شود و نه اثر این اتفاق بعدها در کلام و رفتار امین به صورت واقعی دیده می‌شود. حتی زمانی که خود امین هم این مسیر را می‌رود هیچ شرح درستی وجود ندارد. در تمام مدت برش‌های نادرست و سریع از این اتفاق به اتفاق دیگر مجال ارتباط برقرار کردن با داستان را از ما می‌گیرد.
این انیمیشن به اتفاقات زمان حال امین نیز می‌پردازد. درواقع همه‌چیز در گذشته و حال در چرخش است تا داستان بتواند نوجوانی و جوانی امین را به طور موازی نشان دهد. اما همانطور که نوجوانی امین بدون هیچ درنگ و تاملی طی می‌شود، حال او نیز به سرعت و بدون درک احساسات‌اش و تنها با چند بوسه‌ای که از همسر دگرباش خود می‌گیرد، می‌گذرد.
انیمیشن «فرار» از زاویه‌ی دید امین است و از آنجا که امین در هنگام رخداد این اتفاقات نوجوانی بیش نبوده، توضیح بسیاری از رویدادها مبهم می‌ماند. حتی اینکه کارگردان تلاش می‌کند تا هویت واقعی این فرد آشکار نشود هم می‌تواند دلیل دیگری بر این ابهامات باشد. مثلاً چگونگی خروج خواهران امین از روسیه یا سختی‌های مسیر برادر بزرگ‌تر برای تأمین مخارج خانواده. حتی از سرنوشت مادر و برادر دیگر امین نیز اطلاعی درست در دست نیست. همچنین اثرات این اتفاقات؛ ترس‌ها و دردهایی که خود امین در این مسیر کشیده هم عمیقاً نشان داده نشده و درک شرایط‌اش را سخت کرده است. اگرچه برای ما که در خاورمیانه زندگی می‌کنیم و سال‌ها، روزها و حتی ساعت‌های زندگی‌مان از تمام این ترس‌ها پر شده، درک امین و شرایط دردناک‌اش کار سختی نیست.
این انیمیشن هرگز نمی‌تواند آن شرایط واقعی سختی که امین با آن روبه‌رو بوده را به‌خوبی به تصویر بکشد. نه ترس‌ها، نه غربت، نه فشارهای روانی حاصل از این رخدادها و نه حتی شرح داستان اصلی هیچ‌کدام به خوبی در این انیمیشن وجود ندارد. برای‌ام جالب است که اگر امین دگرباش نبود و حالا تلاش نمی‌کرد زندگی آزادی را با همسرش آن هم در یک کشور اروپایی بگذراند، باز هم این انیمیشن دیده می‌شد؟!
در این میان تلاش تصاویر برای بیان شرح وقایع ستودنی‌ست. نشان دادن فراریان در ابتدای انیمیشن یا زمانی که توسط قاچاقچیان انسان برده می‌شوند به صورت نقاشی‌های سیاه‌وسفیدی که آدم‌هاشان هیچ صورتی ندارند، نکته‌ی اثرگذاری‌ست. اتفاقی که با تأمل بیشتر می‌توانست اثر این سکانس‌ها را بیشتر نیز کند.