پوستر فیلم اولین نفری که وارد می‌شود

تخریب شخصیت‌ها و تخریب فیلم

اولین نفری که وارد می‌شود
First One In
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«مدی» دختری بدشانس است و دست به هر کاری می‌زند آن کار خراب می‌شود. او که روزهای خود را برای کسب درآمد در یک عروسک متحرک کنار خیابان می‌گذراند، بالاخره از این وضع خسته شده و تصمیم می‌گیرد با تغییر قیافه و تغییر نام وارد کلوپ دختران تنیس‌بازی شود که همه در اجتماع از محبوبیت خاصی برخوردارند. او وارد این گروه می‌شود و در این میان اتفاقاتی برای‌اش رخ می‌دهد.
فیلم «بعضی‌ها داغ‌اش رو دوست دارن» محصول ۱۹۵۹ اثر «بیلی‌وایلدر» از آن کمدی‌های زیبا و دلنشین است که می‌توان چندین‌بار تماشا کرد و هر بار لذت برد. کمدی‌ای که نه جنسیت‌زده است و نه نگاهی تحقیرآمیز دارد و نه حتی نگاه فمنیستی به مسأله‌ی زنان کرده است. بلکه داستانی خنده‌دار و جذاب دارد که می‌توان با وجود بازیگران بزرگ‌اش با آن همراه شد. بازیگرانی که به سادگی و به خوبی توانسته‌اند بازی‌ روانی را از خود نشان دهند. فیلم درباره‌ی دو مرد جوان موزیسین است که برای داشتن درآمد مجبور می‌شوند خود را با نام دو خانم وارد یک گروه زنانه‌ی موسیقی کنند؛ گروهی متشکل از دختران جوان و زیبایی‌ که هر یک علایق‌اش را به راحتی به اشتراک گذاشته و با هم دوستی‌ صمیمی را برقرار می‌کنند. در این میان این دو مرد عاشق دو دختر زیبای گروه می‌شوند اما نمی‌توانند احساسات خود را بروز دهند و این امر موقعیت‌های طنز زیبایی را شکل می‌دهد که دیدن فیلم را لذت‌بخش می‌کند.
اما فیلم «اولین نفری که وارد می‌شود» در تلاشی بیهوده می‌خواهد تنها داستانی طنز باشد، اما از بازگویی داستانی ساده نیز بازمانده است. با مقایسه‌ی کلی فیلم «بعضی‌ها داغ‌اش رو دوست دارن» با این فیلم کاملاً مشخص است که اولین دلیل کم‌اهمیت‌بودن فیلم داستان آن است که هر چه کلیشه‌ای‌تر قصد استفاده از همان ابزارهای همیشگی را برای تخریب زنان و خنده‌دار کردن روایت دارد؛ اینکه همه‌ی زنانی که در این کلوپ‌ها مشغول به کار هستند دخترانی احمق و بی‌فکر بوده که جز طریقه‌ی لباس پوشیدن و آرایش کردن و رقابت برای به‌دست آوردن پسران کار دیگری بلد نیستند. تمام فیلم با توجه به همین طرز فکر نیز ساخته و پرداخته شده و مشخص است که کارگردان اهمیت چندانی به داستان خود نداده است. بیننده هم به جای اینکه به این کمدی بخندد، از حرف‌ها و کارهای تکراری شخصیت‌ها خسته خواهد شد. از سوی دیگر شخصیت‌های داستان ثبات و عمقی ندارند و با کوته‌فکر نشان دادن‌شان تمام رفتارهای‌شان نیز زیرسؤال رفته است. در صورتی که در فیلمی مانند «ساقدوش‌ها» محصول ۲۰۱۱ نیز تعدادی از دختران برای ازدواج و داشتن همسری مناسب تلاش می‌کنند، اما در این فیلم هیچ احساسی مبنی بر احمقانه‌بودن و حتی جنسیت‌زده بودن داستان دیده نمی‌شود، بلکه این احساس را ناشی از نیاز به داشتن عشق نشان داده و در عین کمدی‌بودن داستانی درام و زیبا را روایت می‌کند.
تفاوت دیگر این فیلم را با فیلم بیلی وایلدر می‌توان در تبحر بازیگران آن دانست که به خوبی می‌توانند بیننده را با خود همراه کرده و بخندانند، اما در این فیلم موتیف‌های احمقانه و حرکات نادرست بازیگران هیچ کمکی به فیلم نکرده است. در پایان هم می‌توان گفت؛ همین المان‌های ساده و در عین حال مهم باعث تفاوت‌های بزرگی در این دو فیلم شده که یکی را بعد از گذشت بیش از نیم قرن هنوز کمدی‌ زیبایی می‌داند و دیگری را بعد از گذراندن چند ثانیه از فیلم در زمره‌ی فیلم‌های از خاطررفته قرار می‌دهد.