«کیت» به عنوان بانوی اول کاخ سفید و همسر رئیسجمهور تمام تلاش خود را کرده است که همراه و یاور همسرش در مسیر رسیدن به کاخ سفید و نیز انجام امور آن در زمان ریاستجمهوری باشد. مرحلهی دوم انتخابات ریاستجمهوری نزدیک است و کیت تلاش میکند بتواند در مقابل رقبای خود باز هم بایستند اما همهچیز با مرگ رئیسجمهور خراب میشود و «تیلور» معاون اول او باید این روزهای پایانی را به عنوان رئیسجمهور بگذراند. او همسری ندارد و اعتماد به نفس چندانی را هم در خود نمیبیند پس از کیت میخواهد باز هم بانوی اول کاخ باشد.
فیلمی مانند «دیکتاتور»؛ محصول ۲۰۱۲ را میتوان یک فیلم کمدی سیاسی دانست که با طنز خود توانسته بود حرفهای بسیاری را در باب رئیسجمهوری دیکتاتور که خطر بزرگی برای کشورش و دیگر کشورها بود، بزند. این فیلم در مسیر خود با هدفی معین با انجام اتفاقاتی خاص بیننده را با خود همراه میکرد و در میان مکالمات شخصیتهای خود نقد تاریک و سیاه خود را هم درباره وجود اینگونه افراد بیان مینمود. اما فیلم «بانوی اول» قرار است چه هدفی داشته باشد؟ آیا یک طنز سیاسیست یا فیلمی سرگرمکننده و کمدی قرار است باشد؟ پاسخ سؤال با دیدن همان سکانسهای ابتدایی کاملاً مشخص است؛ هیچکدام. هدف فیلم را شاید باید از خود کارگردان پرسید اگرنه با دیدن فیلم نه احساس دیدن کمدیای جذاب و خندهدار نصیب بیننده میشود و نه حرف خاصی در مسیر روایت آن دیده میشود که جذاب باشد، تنها تعدادی کاراکتر بیهویت در داستان درکنار یکدیگر قرارگرفتهاند تا به اصطلاح خودشان فیلمی خندهدار را بسازند.
کیت به عنوان بانوی اول چرا شخصیت مقتدر و اثرگذاری برای کاخ سفید ذکر شدهاست زمانی که فیلم حتی زحمت نشان دادن این شخصیت و اثرش را در خود ندارد. در ادامه هم تنها با نشان دادن اتفاقاتی احمقانه میخواهد قهرمانبودن شخصیت کیت و لایق بودن بانوی اول را برای این سمت نشان دهد. اینکه بانوی اول همیشه میخندد و همیشه سعی میکند به تمام کارکناناش توجه کند یا به مردمی که درحال تظاهرات هستند، کمک کند آن هم با آن شکلهای سخیف و بدون حتی نشان دادن طنزی در مکالمات افراد جز خستهکننده کردن داستان کار دیگری نمیکند. از سوی دیگر شخصت «پادشاه مکس» قرار است باعث ایجاد چه اتفاقی در داستان شود؟ او به صورت کاملاً نمایشی وارد داستان میشود تا در انتها تنها با بانوی اول ازدواج کند و همهچیز به خوبی و خوشی تمام شود. دیگر شخصیتهای داستان هم با موتیفهای احمقانه و شخصیتهایی بدون تعریف روشن فقط هستند تا با رفتارهای خودشان کیت را قهرمان داستان کنند.
فیلم «بانوی اول» حتی نمیتواند داستانی کمدی باشد، چراکه بیننده نمیتواند با یک سکانس آن هم بخندد و احساس خوشآیندی به او دست دهد. فیلم با طرح کلی قهرمان بودن کیت به هر طریق و در هر شرایطی شروع و تمام میشود و در جزئیات خود با زرقوبرقهای پیرامونی محیط سکانسهای احمقانه بسیاری را در خود جای داده است. وجود سگ مصنوعی در فیلم یا مکالمات بسیار درباره چیزهایی که اهمیت چندانی ندارند به مانند مکالماتی که درباره قهوه میان شخصیتها ردوبدل میشود هم میتواند به راحتی حتی بیننده را عصبی کند.