تقلیدی خلاقانه از انیمیشن کارخانهی هیولاها
«فینیک» هیولایی پشمالو است که مانند دیگر هیولاهای پشمالو در خانهی انسانها زندگی میکند. این هیولاها توسط انسانها دیده نمیشوند، اما در امور خانه به آنها کمک میکنند. فینیک اما آنقدر از دست انسانها و کارهایاشان خسته شده که دیگر نمیتواند آنها را دوست داشته باشد و کمکاشان کند. او مدام انسانها را میترساند و به همین دلیل هم در خانهای که او زندگی میکند هیچ خانوادهی انسانی نمیتواند مدت طولانیای دوام بیاورد. اما ورود «کریستین»، دختری ۱۳ ساله و کنجکاو، شرایط را برای او تغییر میدهد.
در اواخر دههی ۱۹۹۰ و ابتدای دههی ۲۰۰۰ میتوان انیمیشنهای جذاب و خلاقانهای را یافت که هنوز هم مانند آنها یافت نشده است. یکی از این انیمیشنهای خلاقانه و دوستداشتنی «کارخانهی هیولاها» بود. انیمیشنی که در آن هیولاهایی عجیب به خواب کودکان میرفتند و با ترساندن آنها میتوانستند انرژی مورد نیازشان را برای ادامهی حیات کسب کنند. روزی اما یک هیولای خاص تصمیم گرفت به جای ترساندن از خنداندن کودکان استفاده کند. همین هیولا در مسیر داستان توانست تغییری بزرگ در زندگی تمام هیولاها و البته تمام کودکان ایجاد کند. حال کشور روسیه با نیمنگاهی به این انیمیشن سعی کرده است با وارد کردن المانهای خلاقانهای داستانی را بازگو کند که کودک بالای شش سال بتواند با آن همراه شود.
انیمیشن «فینیک» از شمایل و رنگهای هیولاهای انیمیشن «کارخانهی هیولاها» بهره برده و با استفاده از آن هم توانسته حس نزدیکی به این کاراکترها را در مخاطب ایجاد کند و هم توانسته است از رنگهای جذابی برای هیولاهای خود استفاده کند. این هیولاهای زیبا با آن پشمهای خود حس عروسکهای خانگی کودکان را هم برای آنها ایجاد میکند. کودک حس میکند در حال دیدن یکی از آن عروسکهای پشمالوی خود است که حرف میزند و کارهای جذابی انجام میدهد. به طور کلی رنگهای استفاده شده در انیمیشن جذابیت زیادی به آن داده است و یکی از المانهایی است که باعث میشود کودکان با آن همراه شوند.
در دیگر سوی داستان این انیمیشن نیز هم در خود خلاقیت دارد و هم منطق روایی در آن دیده میشود؛ البته منطقی که در ذهن کودکان وجود دارد. باید توجه داشت که منطق دنیای کودکان با دنیای بزرگسالان متفاوت است، در نتیجه در هنگام دیدن انیمیشنهای کودکانه باید آنها را با منطق دنیای خودشان دید. مثلاً اگر چرخوفلک از جای خود به زمین میافتد و مانند یک چرخ بزرگ در مسیری حرکت میکند، نباید از این اتفاق تعجب کرد. اینکه در تمام مسیر روایت برای هر اتفاق دلیلی وجود دارد یکی از دیگر المانهایی است که در این انیمیشن به آن به خوبی توجه شده است و نشان میدهد کارگردان آن به دنیای کودکان آگاهی دارد. «دنیس چرنوو» با سابقهی هرچند کم خود در تولید انیمیشن نشان داده است که برخلاف بسیاری دیگر از کارگردانهای تازهکار بدون داشتن سبقه وارد این مسیر نشده و به همین دلیل هم توانسته داستانی جذاب، هرچند تقلیدی، را تصویر کند.