پوستر فیلم دفترچه‌ی خاطرات خیالی آن یکی

روایتی از روزمرگی، عشق و لذت‌های کوچک زنانه

دفترچه‌ی خاطرات خیالی آن یکی
Fictitious OL Diary
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

صبح روز دوشنبه است. «ماسانا»، مردی جوان، به سختی و بعد از آلارم‌های زیادِ ساعت‌اش از خواب بیدار می‌شود. دست و صورت‌اش را می‌شوید و آرایش می‌کند و با پوشیدن یک پیراهن بلند زنانه به سمت محل کارش می‌رود. او در مترو با یکی از زنان همکارش همراه می‌شود. آنها با هم به محل کار می‌روند و در اتاق استراحتِ مخصوص زنان با زنان دیگر همکارشان هم‌صحبت می‌شوند تا روز اول هفته‌ی خود را آغاز کنند.
در سال ۲۰۱۳ «باکاریزومو»، کمدین معروف ژاپنی، رمانی را منتشر کرد که خیلی زود طرفداران زیادی پیدا کرد. این رمان درباره‌ی یک کمدینِ مرد بود که با تغییر چهره‌ی خود به یک زن وارد محیط زنانه‌ی گروهی کارمند می‌شد و با تعامل با آنها چگونگی زندگی این زنان را در محل کار زیرنظر می‌گرفت و سپس آنها را در وبلاگ خود منتشر می‌کرد. فیلم «دفترچه‌ی خاطرات خیالی آن یکی» بر اساس این رمان ساخته شده و اگرچه پیرنگ اصلی آن با رمان یکی است، اما با پیچشی داستانی که در انتهای فیلم می‌بینیم توانسته از زاویه‌ای جذاب داستان خود را روایت کند.
فیلم «دفترچه‌ی خاطرات خیالی آن یکی» داستانی کاملاً خطی دارد که هیچ هیجان و اتفاق خاصی را در درون‌اش جای نداده است. تمام فیلم زندگی روزمره‌ی چندین زن را نشان می‌دهد که هر روز صبح، به جز روزهای تعطیل آخر هفته، از خواب بیدار می‌شوند و به سر کار می‌روند. در همان‌‌‌‌‌‌جا نهار می‌خورند و هنگام غروب نیز به خانه باز می‌گردند. گاهی همگی با هم برای خوردن شام خود را به رستورانی دعوت می‌کنند یا حتی برای گرفتن جشن، برای اموری خاص، به باری می‌روند. یک زندگی روتین و کاملاً تکراری که این زنان با رفتارهای خود سعی می‌کنند آن را تغییر دهند.
این فیلم درواقع به نوعی تفاوت زندگی روزمره‌ی مردان و زنان را هم می‌‌خواهد نشان دهد. اینکه زنان با آن همه احساس و شور و شوق خود چگونه می‌توانند زندگی روزمره و خسته‌کننده‌شان را حتی با اتفاقاتی که از دید همگان قابل‌درک نیست، دچار تغییر و هیجان کنند. کاری که از دید راوی داستان مردان احتمالاً آن را انجام نمی‌دهند. اینکه زنان برای ایجاد تغییر حتی شده با غیبت‌هایی که شاید درست هم نباشند، سعی می‌کنند روزهای خسته‌کننده و ساعت‌های ماشین‌وار خود را دچار روندی متفاوت از روزهای دیگر کنند، اتفاقی‌ست که اگر زن و کارمند بوده باشید احتمالاً آن را تجربه کرده‌اید. روایت این فیلم آنقدر صادقانه و بی‌ریا و بدون هیچ اغراقی است که به راحتی می‌تواند باعث شود تمام دو ساعت آن را بدون هیچ خستگی نظاره کنیم و از دیدن‌اش لذت هم ببریم. زندگی‌ای که به احتمال زیاد همه‌ی ما در حال تجربه کردن آن هستیم یا زمانی تجربه کرده‌ایم. دیدن این فیلم شاید از آن جهت لذت‌بخش است که نشان می‌دهد چگونه ما تنها نیستیم و این روزمرگی چگونه در همه‌ی کشورها و میان همه‌ی آدم‌ها وجود دارد و باید چه کرد تا آن را تغییر داد.
فیلم «دفترچه‌ی خاطرات خیالی آن یکی» در ابتدا غیرقابل‌درک به‌نظر می‌رسد. شاید دیدن مردی با آن شمایل که هیچ رفتار زنانه‌ی خاصی ندارد و تنها لباس زنانه می‌پوشد در ابتدا حس عجیب‌ بودن داستان را برای ما ایجاد کند. اما رفته‌رفته محیط داستان بر این شخصیت غلبه کرده و همه‌چیز واقعی دیده می‌شود. این عجیب بودن روایت اما در سکانس‌های پایانی با یک پیچش معنا پیدا می‌کند و آن لحظه است که بیننده از دانستن اصل ماجرا لبخندی به لب خواهد زد و از داستان بیشتر هم راضی خواهد شد.
این فیلم را یک فیلم سوررئال عاشقانه از زندگی نیز می‌توان نام نهاد، زیرا که تمام شخصیت‌های آن تلاش می‌کنند با وجود داشتن آرزوهای بزرگی که شاید رسیدن به آنها غیرممکن است، از همان لذت‌های کوتاه بهره برده و با خوردن یک غذای جدید یا خواندن یک آهنگ قدیمی یا حتی گرفتن انتقامی دوستانه از کسی که دوست‌اشان را آزار داده، زندگی را ستایش کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟