پوستر فیلم از شب بترس

سینماگر مؤلف لزوماً بلاک‌باسترساز نیست

از شب بترس
Fear the Night
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور دو اثر قبلی «نیل لابوت» با کارگردانی ساده‌ساز و کاملاً آشنا به ژانرهای سینمایی روبه‌رو بودیم. او در یک اثر – خانه‌ی تاریکی- یک دلهره‌ی کاملاً پست‌مدرن و وابسته به رنگ‌ها و سایه‌ها را روی پرده برده بود و سعی داشت از طریق این ساختار به درون‌مایه‌ی زنان و رنجی که طی دوران مختلف از سر گذرانده‌اند برسد. لابوت در اثر بعدی وارد نئو‌نوآری (فیلم غیر منتظره) پر از کانتراست و رازآلودگی شد. او در هر دو اثر نشان داد که کارگردانی کاملاً ساده و بدون ریخت‌و‌پاش است و بی‌آنکه قصد ساخت یک بلاک‌باستر را داشته باشد، مخاطب هر ژانری را به‌راحتی همراه خود می‌کند. لابوت در کارنامه‌ی فیلم‌سازی و نمایش‌نامه‌هایی که نگاشته است همین سادگی و سرراست بودن را تبدیل به امضای آثار خود کرده است. به‌همین سبب است که در عنوان این مرور از او به‌عنوان یک کارگردان مؤلف یاد کردم، چرا که با دیدن هر اثر از او نشانه‌هایی از امضای حرفه‌ای‌اش را مشاهده خواهید کرد.

لابوت در جدیدترین اثر خود وارد دالان سینمای اکشن شده است. یکی از نقاط قوت کارگردانی لابوت انتخاب بازیگر و بازیگردانی به‌جای اوست. او در این اثر از «مگی کیو» به‌عنوان کاراکتر اول فیلم استفاده کرده است. علت این انتخاب را بسیاری که سریال «نیکیتا» ‌را مشاهده کرده‌اند می‌دانند. لابوت از بازیگری که برای این داستان انتخاب کرده انتظاری در حد «دایان کروگر» یا «جاستین لانگ» ندارد. لابوت به داستان واقف است و می‌داند که کیو به‌راحتی از عهده‌ای تقابل‌های فیزیکی در سکانس‌های اکشن برمی‌آید.

آنچه این فیلم را تبدیل به یک اکشن سرراست، ساده، جذاب و هیجان‌انگیز می‌کند نگاه پشت داستان است که نشان می‌دهد کارگردان اره‌به‌دست تمام شاخ‌و‌برگ‌های اکشن تجاری را از درخت اثرش زدوده است. این جمله بدان معنا نیست که اکشن‌های دیگر در سینمای تجاری نباید از آن تعلیق‌ها و سکون‌های قبل از هر تقابل فیزیکی استفاده کنند یا اصلاً این کلیشه‌ها کاملاً اشتباه هستند. نه، اینگونه نیست. اما لابوت را اگر یک کارگردان مؤلف بنامیم باید انتظار دیدن چنین اثری از او در سینمای اکشن هم داشته باشیم؛ اکشنی که در عین شبیه بودن پلات داستانی‌اش به دیگر اکشن‌ها، تفاوتی از جنس سادگی و راحت‌الحلقومی با آن‌ها دارد. لابوت در این اکشن داستان را کاملاً خطی پیش می‌برد و حتی به‌اندازه‌ی یک نما هم خطوط مستقیم روایت را در هم نمی‌شکند. او به‌جای این کار از دیالوگ‌ها بهره می‌برد. این استفاده از دیالوگ به‌جای فلش‌بک‌ها آن‌قدر به‌جا و هوشمندانه است که احساس نیاز به خطوط اضافه‌ی دیگری در داستان نمی‌کنیم. بسیار هستند آثاری که برای پوشش ضعف قاب‌های خود به دیالوگ هجوم می‌بردند و از این طریق قصد دارند مخاطب را درگیر دنیایی دیگر کنند. اما در این اثر با کارگردانی مواجه هستیم که خوب می‌داند دیالوگ در یک اثر بصری چه نقشی دارد و کاملاً به‌جا از آن استفاده می‌کند.

روایت آقای لابوت در این فیلم گزارشی از اتفاق‌هایی است که طی ۲۴ ساعت برای چند زن جوان رخ می‌دهد. او می‌خواهد همه‌چیز در این روایت کاملاً اتفاقی و همچون یک حادثه‌ی ناگهانی جلوه کند که باید گفت مخاطب از همان ابتدا با این درون‌مایه آمیخته می‌شود و اجازه می‌دهد کارگردان از طریق برش‌هایی که گذر ساعت‌ها را نشان می‌دهند او را به این پارتی خون دعوت کند؛ پارتی خونی که در آن قرار نیست گروه شرور آن‌قدر حرفه‌ای باشند و در برابر قهرمان داستان بایستند، بلکه در عوض قهرمان فیلم دچار ساختارشکنی می‌شود و در طول روایت می‌پذیریم که یک دختر ساده و کاملاً معمولی در لحظه‌ی بحرانی می‌تواند با یک چاقوی میوه‌خوری از خود دفاع کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟