پوستر فیلم خیابان ترس بخش اول: ۱۹۹۴

کمدی-دلهره‌های همچنان جذاب

خیابان ترس بخش اول: ۱۹۹۴
Fear Street Part One: 1994
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

علاقه‌مندان به سینمای پست مدرن یکی از مسیرهایی که این سینما پیموده را در ژانر دلهره می‌یابند؛ اسلشرهایی که با خط روایی کمدی-دلهره روایتی از چند نوجوان یا جوان را در یک شهر کوچک و در تقابل با قاتلین سریالی ارائه می‌‌دهند. «لی جنیاک» با دلهره‌ی «ماه‌عسل» در سال ۲۰۱۴ نشان داد که به‌خوبی این ژانر را می‌شناسد. او در این اثر مخاطب را با تلفیقی از رازآلودگی و دلهره مواجه می‌کند و در این میان خرده‌پیرنگ عاشقانه‌اش نیز نقش پررنگی در پیشبرد روایت دارد. جنیاک اما در سال ۲۰۲۱ دست به کار عجیب و پرریسکی زده و یک سه‌گانه را در یک سال مقابل مخاطب قرار داده است.
«خیابان ترس» روایت‌گر شهر کوچکی‌ست که از سال ۱۶۶۶ تا زمان فعلی فیلم که سال ۱۹۹۴ است بارها و بارها قاتلین سریالی زیادی را به خود دیده است و به‌نوعی شهر وحشت به‌حساب می‌آید. اما فراموش نکنید که با یک اثر کاملاً پست‌مدرن و در خدمت ذهن کارگردان سروکار دارید. در این نوع آثار کارگردان در ده دقیقه‌ی ابتدایی فیلم قراردادهایی را به‌صورت ذهنی با مخاطب خود می‌بندد تا مخاطب وارد منطق روایی اثر شود. لی جنیاک در بخش اول فیلم که به حوادث سال ۱۹۹۴ می‌پردازد بسیار خوب این کار را کرده است و مخاطب از همان ابتدا خود را در محیطی که کارگردان خلق کرده است قرار می‌دهد. خوبی این کار در آن است که شخصیت‌ها نیز در طول این پیوستگی بین فضا و زمان داستان به‌خوبی پرداخته می‌شوند. در کمدی-دلهره‌ها معمولاً با یک گروه از نوجوانان یا جوانان مواجه هستیم که هر کدام ویژگی‌های خاص خودش را دارد و برحسب اتفاق برای رسیدن به یک هدف با یکدیگر همکاری می‌کنند. در بسیاری از آثار ژانر دلهره چنین پرداختی روی شخصیت‌ها صورت نمی‌گیرد و تنها موقعیت‌های دلهره‌آوری که کاراکترها با آنها مواجه می‌شوند برای کارگردان مهم است. اما در سینمای پست‌مدرن نگاه فیلم‌ساز کاملاً برعکس است و شخصیت‌ها اولین رکن مهم فیلم برای پیشبرد روایت به‌حساب می‌آیند. در این فیلم دینا، جاش، سم، کیت و سیمون این حلقه را تشکیل می‌دهند. در پرده‌ی اول فیلم با تک‌تک این شخصیت‌ها در مواجهه با رخدادهای معمول اجتماعی آشنا می‌شویم و این خط پررنگ در روایت اصلی نیز حضور دارد. در پرده‌ی دوم فیلم دیگر در حال بررسی و واکاوی برای شناخت یکی از آنها نیستیم، بلکه به‌راحتی در بطن ماجرا قرار می‌گیریم. استفاده‌ی به‌جای کارگردان از نورهای نئونی و موسیقی‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ باعث شده تا مخاطب در تمام لحظات فیلم روایتی از این دهه را شاهد باشد. سری اول این فیلم که در سال ۱۹۹۴ رخ می‌دهد لایه‌ی بیرونی روایت را مقابل مخاطب قرار می‌دهد تا با ورود به سری دوم و سوم لایه‌های زیرین آن نیز برداشته شوند. در ریویوی بعدی که مربوط به سری دوم این سه‌گانه است به روایت‌مندی اثر خواهیم پرداخت.